یا اَیُهَا العَزیز انْظُرْ إِلَيْنَا نَظْرَةً رَحِيمَةً


مرداد 1395
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          

یا اَیُهَا العَزیز انْظُرْ إِلَيْنَا نَظْرَةً رَحِيمَةً


... و اینک نیک بنگر حتی از میان خارها نیز میتوان رویید: با رویشی سرخ، با منشی سبز و این است رمز دوام شیعیان در حصار دجالیانِ زمان: رویش سرخ حسینی همرا با منش سبز مهدوی!!

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

  • جستجو


    موضوعات

  • همه
  • روایت
  • شهید
  • درست نویسی
  • کلام رهبری
  • سخن بزرگان
  • متفرقه
  • دانلود ها
  • سبک زندگی
  • قرآن
  • امالی(شیخ صدوق)
  • نهج البلاغه
  • شعر
  • نگین آفرینش
  • محرم
  • سیاسی
  • صاحب الزمان
  • اربعین
  • کربلا
  • خدا
  • شهید ابراهیم هادی

  •   فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
  • RSS چیست؟

    آمار

  • امروز: 13
  • دیروز:
  • 7 روز قبل: 520
  • 1 ماه قبل: 1316
  • کل بازدیدها: 224498

  • یا اَیُهَا العَزیز انْظُرْ إِلَيْنَا نَظْرَةً رَحِيمَةً


    کاربران آنلاین

  • avije danesh
  • امیرِعباس(حسین علیه السلام)
  • زهرا جمالو

  • رتبه

     
       
      پرواز تا بی نهایت    

     

     

     

     

     

    کلیدواژه ها: شهوت جنسی, شهید بابایی, مذهبی, وسوسه شیطان
    موضوعات: شهید  لینک ثابت [یکشنبه 1395-05-31] [ 11:07:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      ثواب دان ما سوراخ است    

     

     

     

     

    کلیدواژه ها: آیت‌الله مجتهدی تهرانی, ثواب, غیبت, مذهبی
    موضوعات: سخن بزرگان  لینک ثابت  [ 11:00:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      نماز معجون شور و شیرین    

     

     

     

     

    کلیدواژه ها: آیت الله العظمی بهجت(ره), اعلی علیین, مذهبی, نماز
    موضوعات: سخن بزرگان  لینک ثابت  [ 10:58:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      مظلومیت امام علی علیه السلام    

     


                              بسم الله الرحمن الرحیم

     


    امام علی علیه السلام که درود خدا بر او ، فرمود:  آن هنگام که تهاجم یاران معاویه به شهر انبار و غارت کردن آن را شنید ، تنها و پیاده به طرف پادگان نظامی کوفه « نُخَیله» حرکت کرد ، مردم خود را به او رسانده ، گفتند ای امیرمؤمنان ما آنان را کفایت می کنیم ، فرمود : شما از انجام کار خود درمانده اید ! چگونه کار دیگری را برایم کفایت می کنید؟ اگر رعایای پیش از من از ستم حاکمان می نالیدند ، امروز من از رعیّت خود می نالم ، گویی من پیرو ، و آنان حکمرانند ، یا من محکوم و آنان فرمانروایانند .

    دو نفر از یاران جلو آمدند و یکی گفت : من جز خود و برادرم را در اختیار ندارم ، ای امیرمؤمنان فرمان ده تا هر چه خواهی انجام دهم ، امام فرمود : شما کجا و آنچه من میخواهم کجا؟!

     

     

    1- نُخَیله ، جایی نزدیکی کوفه در سر راه شام ، که لشکرگاه بود، سربازان و داوطلبان جنگ در آنجا گرد می آمدند و سازماندهی می شدند .

    2- حکمت 261 ، نهج البلاغه ، ترجمه مرحوم محمد دشتی

     

     

    کلیدواژه ها: امیر المؤمنین امام علی علیه السلام, حکمت, مذهبی, مظلومیت, نهج البلاغه
    موضوعات: روایت, نهج البلاغه  لینک ثابت  [ 10:50:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      بیعت عمومی مردم با امیرمؤمنان علیه السلام    


     

                                   

                            بسم الله الرحمن الرحیم

     

     

    روز بیعت ، فراوانی مردم چون یال های پرپُشت کَفتار بود، از هر طرف مرا احاطه کردند ، تا آن که نزدیک بود حسن و حسین علیه السلام لگدمال گردند ، و ردای من از دو طرف پاره شد . مردم چون گله های انبوه گوسفند مرا در میان گرفتند . اما آنگاه که به پا خواستم و حکومت را به دست گرفتم ، جمعی پیمان شکستند و گروهی از اطاعت من سر باز زده از دین خارج شدند ، و برخی از اطاعت حق سر بر تافتند ، گویا نشنیده بودند سخن خدای سبحان را که می فرماید : « سرای آخرت را برای کسانی برگزیدیم که خواهان سرکشی و فساد در زمین نباشند و آینده از آن پرهیزکاران است » آری! به خدا آن را خوب شنیده و حفظ کرده بودند ، اما دنیا در دیده آنها زیبا نمود ، و زیور آن چشم هایشان را خیره کرد .


    ………………………….

     


    پی نوشت : وقتی این خطبه هارو می خونم واقعا درد رو از توی این خطبه ها حس می کنم ، و جز اشک هیچ چیز دیگه ای نیست که بتونه دلت رو از این همه دردی که  امام علی علیه السلام بهشون تحمیل شد رو جوابگو باشه و آروم کنه .

     

     


    >>>>>>>>  خطبه 3 نهج البلاغه

     

    کلیدواژه ها: آخرت, امام حسن و حسین, بیعت, خطبه, نهج البلاغه
    موضوعات: روایت, نهج البلاغه  لینک ثابت  [ 10:45:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      داماد بی نشون    

     

     

     

     

    دانلود

     


    چقدر سختہ یہ خانواده مفقود الاثر داشتہ باشہ

    اون خانوادهاے کہ نمیدونہ جوانشون زنده است یا نہ !

    هرلحظہ برا اونها مثل شب عملیاتہ !

    دائم در حالا نگرانید

    آیا زنده است ؟
    آیاشهید شده ؟
    آیا باز زنده خواهد موند ؟
    آیا باز او را خواهند دید ؟

     


     »» مقام معظم رهبری

     

     

     

    کلیدواژه ها: شهید، مادر شهداء, شهید، مفقودالاثر، گمشده، رزمنده
    موضوعات: شهید, دانلود ها  لینک ثابت  [ 10:24:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      تو هستی و ما نیستیم    



     

    بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

     


    √ ای مولای ما! تو هستی و ما نیستیم.


    گویی ما غیبت کرده ایم از هر آنچه تو و اجداد پاک و مطهرت به خاطر آن ظهور کرده اید .

    و این ما هستیم که در پشت حجاب های ضخیم و وهم انگیز غیبت خویش از حضور تو ،

    مستور مانده ایم .

     


    √ ای مولای ما ! تو هستی و ما نیستیم .

    √ ای پادشه خوبان !

     


    ✦ ✦ ✦ ✦ ✦ ✦

     

     

     

     


    تفأل زدمــــ نیمــہ شبــــــــ بــہ قرآن

    کــتابے کـــہ از وحے شیرازه دارد

     


    براے دلمــــ آیــہ صبـ ــ ــر آمــــــــد

    ولے نازنیــــــن صبـــــــر اندازه دارد .

     

     

     

    کلیدواژه ها: امام زمان عج, غیبت, مذهبی
    موضوعات: متفرقه, شعر  لینک ثابت  [ 09:52:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      قدرت الهی    

     

     

     

    بسم الله الرحمن الرحیم 

     


    امام صادق - علیه السلام - فرموده  است که فردی نزد ایشان آمد و گفت : پدر و مادرم فدایت ، ای فرزند رسول خدا ! به من پندی بیاموز .

     


    امام در پاسخ فرمود :

    « اگر روزی را خداوند - تبارک و تعالی - بر عهده گرفته است ، بنابراین ، اهتمام تو برای چیست؟!

    و اگر روزی تقسیم شده ، پس حرص برای چیست؟!

    و اگر حساب حق است ، جمع آوری برای چیست؟!
    و اگر پاداش از سوی خداست ، پس تنبلی برای چیست؟!
    و اگر جای گزینی از سوی خداوند - عزّوجلّ - حق است ، پس بخل برای چیست؟!
    و اگر کیفر خداوند - عزّوجلّ - آتش است ، پس نافرمانی برای چیست؟!
    و اگر مرگ حق است ، پس شادی برای چیست؟!
    و اگر عرضه شدن به درگاه خداوند - عزّوجلّ - حق است ، پس نیرنگ برای چیست؟!
    و اگر شیطان ، دشمن است ، پس غفلت برای چیست؟!
    و اگر گذر از صراط ، حق است ، پس خودپرستی برای چیست؟!
    و اگر همه ی چیزها به قضا و قَدَر است ، پس اندوه برای چیست؟!
    و اگر دنیا پایان یافتنی است ، پس اطمینان به آن ، برای چیست؟! » .

     

     

    … برگرفته از کتاب امالی ، محمدبن علی بن بابویه شیخ صدوق (ره)

     

     

    موضوعات: روایت, امالی(شیخ صدوق)  لینک ثابت  [ 09:46:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      ظهور    

     

     

     

     

    کلیدواژه ها: امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف, علائم ظهور, مذهبی, کمال الدین للصدوق
    موضوعات: روایت, شعر  لینک ثابت  [ 09:43:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      خودسازی    

     

     

    بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم  

     


    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ عَلَيْكُمْ أَنفُسَكُمْ لاَ يَضُرُّكُم مَّن ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ إِلَى اللّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿۱۰۵﴾

     


    « اي كساني كه ايمان آورده ايد مراقب خود باشيد، هنگامي كه شما هدايت يافتيد گمراهي كساني كه گمراه شده‏ اند به شما زياني نمي‏رساند، بازگشت همه شما به سوي خدا است و شما را از آنچه عمل ميكرديد آگاه ميسازد. »
     


    گاهی در جوامع بشری جریان هایی به وقوع می پیوندد که بیشتر افراد جامعه را همراه خود می برد و هیچ کس را توان رویارویی با آن نیست.
    در این میان دینداران از همه بیشتر رنج می برند و می ترسند مبادا این موج بی دینی، دامان آنها را هم آلوده کند؛ از این رو با تمام توان تلاش می کنند؛
    اما هر چه بیشتر تلاش می کنند ، کمتر نتیجه می گیرند و چه بسا دچار یأس و ناامیدی می شوند. این آیه، در حقیقت پاسخی برای رفع نگرانی مؤمنان است .

    از پیامبر اکرم (ص) درباره آیه 105 سوره مبارکه مائده پرسیدند؛ حضرت فرمود :

     


    « امر به معروف و نهی از منکر کنید؛ اما هنگامی که دیدید مردم، دنیا را مقدم داشته و بخل و هوا  بر آنها حکومت می کند و هر کسی تنها رأی خود را می پسندد ، به خویشتن بپردازید و عوام را رها کنید .»

     



    سوره مبارکه مائده آیه ﴿۱۰۵﴾

     

     

    کلیدواژه ها: امر به معروف و نهی از منکر, خودسازی, سوره مبارکه مائده, مذهبی
    موضوعات: روایت, قرآن  لینک ثابت  [ 09:27:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      لقمه حرام    

     

     

     

     

    کلیدواژه ها: عبادت, لقمه حرام, مذهبی, پیامبر اکرم(ص).
    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 09:20:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      فتنه،زن و زیبایی    

     

     


    امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند:

    (روز قيامت) زن زيبا را كه به خاطر زيبايي اش درفتنه افتاده است، و فريب زيبائي اش را خورده (و به بي حجابي و بي عفتي و گناه آلوده شده)، براي حساب مي آورند.

    پس به خدا مي گويد، خدايا، تو خود مرا زيبا خلق كردي و به سبب آن در فتنه افتادم.

    پس حضرت مريم سلام الله عليها را حاضر مي كنند وندا داده مي شود:
    آيا توزيباتري يا مريم؟
    ما او را درنهايت زيبائي آفريديم، امّا او گناه نكرد …

     


    کافی شریف، ج۸ ص۲۲۸

     

    کلیدواژه ها: حضرت مریم, فتنه زن و زیبایی, مذهبی, کافی شریف
    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 09:03:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      شعری زیبا، منسوب به امام صادق علیه السّلام    

     

     

    تَعصِى الإله و أنت تُظهِرُ حُبَّه هَذا لَعَمرى فِى الفِعالِ بَدیعٌ: در حالى که به خدا اظهار محبّت می‌کنی، گناه مى‌کنى؟ به جان خودم قسم که این، کار عجیبى است.

     

    لَو کَانَ حُبُّکَ صَادِقاً لَأطَعتَهُ إنَّ المُحِبَّ لِمَن یُحِبُّ مُطِیعٌ: اگر محبّت تو واقعى بود، باید خدا را اطاعت مى‏ کردى، زیرا که عاشق، مطیع کسى است که به او علاقه دارد.

     

     

     (بحار الانوار: ج47،ص24)

     

     

    کلیدواژه ها: اطاعت از خدا, امام صادق علیه السلام, بحارالأنوار, شعر مذهبی, مذهبی, مطیع
    موضوعات: روایت, شعر  لینک ثابت  [ 11:15:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      گشایش    

     

     

     

     

    کلیدواژه ها: بحارالانوار, خدا،دعای فرج وگشایش, مذهبی
    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 11:10:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      جوان در کلام امام صادق علیه السّلام    


     

    حضرت صادق(علیه السلام) برای اصلاح جوانان توصیه های مهم و کارسازی دارند که به نمونه هایی اشاره می شود:

    الف. ایشان در حدیثی می فرمایند:«یا معشر الاحداث اتّقوا اللّه و لاتأتوا الرّؤساء دعوهم حتّی یصیروا أذناباً لاتتّخذوا و الرّجال و لائج من دون اللّه انا و اللّه خیرٌ لکم منهم ثمّ ضرب بیده الی صدره؛(1) ای گروه جوانان! تقوا پیشه کنید و نزد رئیسان نروید. رهایشان کنید تا زمانی که از ریاست بیفتند. مردان (شخصیّتهای برجسته) را به جای خداوند دوست همراز مگیرید. به خدا سوگند! من برایتان بهتر از آنان هستم. آن گاه با دست بر سینه اش زد(یعنی به جای ما به دنبال رهبران ستمکار نروید).»

     

    در این حدیث گرانسنگ حضرت به چند نکته اشاره نموده اند:

    1ـ تقوا و پاکی را پیشه سازید.

    2ـ به دنبال رؤسا و مقام داران نباشید.

    3ـ شخصیت زده نشوید.

    4ـ ما را در زندگی رها نکنید که از هر نظر مصالح شما را تأمین می کنیم.

     

     

    ب. آن حضرت در جای دیگر، سخنان لقمان به فرزند جوانش را به عنوان سفارش به جوانان نقل نموده است. آنجا که می فرماید: «یا بنیّ ایّاک و الضّجر و سوء الخلق و قلّة الصّبر فلایستقیم علی هذه الخصال صاحب و الزم نفسک التّؤدة فی امورک و صبّر علی مؤونات الاخوان نفسک و حسّن مع جمیع النّاس خلقک؛(2) فرزندم! بپرهیز از گرفتگی و بد خُلقی و ناشکیبایی، چرا که با این خصلتها، دوستی استوار نمی ماند. آرامش و وقار را در کارهایت حفظ کن و خود را بر هزینه کردن برای برادران وادار و با تمام مردم اخلاقت را نیکو ساز.»

     

    ———————–

     

    1. بحارالانوار،ج 24، ص 246، ح 5؛ تفسیر العیاشی، ج 2، ص 83، ح 32.

    2. من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 373، ح 5762.

     

     

     

    کلیدواژه ها: بحار الأنوار, بدخلقی, تفسیر العیاشی, تقوای الهی, جوان در کلام امام صادق, دوستی, مذهبی, من لایحضره الفقیه
    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 11:07:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      ابراهیم خلیل الرّحمن و محبّت و معرفت خدا    

     

     

     

    مروی است که: «خدای – تعالی – ابراهیم را مال بسیار داده، چنان که چهارصد سگ با قلّاده زرّین در عقب گوسفندان او بودند و فرشتگان گفتند که: دوستی ابراهیم از برای خدا به جهت مال و نعمتی است که به او عطا فرموده. پادشاه عالم خواست که به ایشان بنماید که نه چنین است، به جبرئیل فرمود که: برو و مرا در جایی که ابراهیم بشنود یاد کن. جبرئیل برفت در وقتی که ابراهیم نزد گوسفندان بود بر بالای تلّی ایستاد و به آواز خوشی گفت: «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ المَلائکَهِ وَالرُّوحِ». چون ابراهیم نام خدای را شنید جمیع اعضای او به حرکت آمد و فریاد برآورد و به مضمون این مقال گویا شد:

     

    کاین مطرب از کجاست که برگفت نام دوست

    تا جان و جامه بذل کنم بر پیام دوست

    دل زنده می شود به امید وفای یار

    جان رقص می کند ز سماع کلام دوست

     

    پس ابراهیم از چپ و راست نگاه کرد، شخصی را بر تلّی ایستاده دید. به نزد وی دوید و گفت: تو بودی که نام دوست من را بردی؟ گفت: بلی. ابراهیم گفت: ای بنده حقّ! نام حقّ را یک بار دیگر بگو و ثلث گوسفندانم از تو. جبرئیل باز نام حقّ را بگفت. حضرت ابراهیم در آن وقت از کثرت شوق و ذوق واله و بی قرار شد، گفت: همه گوسفندانم از تو، یک بار دیگر نام دوست مرا بگو. جبرئیل باز بگفت. پس ابراهیم گفت: مرا دیگر چیزی نیست، خود را به تو دادم یکبار دیگر بگوی. جبرئیل باز گفت. پس ابراهیم گفت: بیا مرا با گوسفندان من ضبط کن که از آن توست. جبرئیل گفت: ای ابراهیم! مرا حاجت به گوسفندان تو نیست، من جبرئیلم. و حقّا که جای آن داری که خدا تو را دوست خود گردانید، که در وفاداری کاملی، و در مرتبه دوستی، صادق و در شیوه طاعت، مخلص ثابت قدم». 1

    ————————————–

    1- لئالی الاخبار، ج 1، ص 96.

     

     

    منبع: معراج السّعاده، ملّا احمد نراقی، صص 660 و 661

     

     

    کلیدواژه ها: حضرت ابراهیم، یا قدوس، بخشش در راه خدا، آزمایش اله, طاعت الهی, مذهبی, معرفت خدا, وفاداری
    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 11:00:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      داستان عجیب شیخ عباس قمی و پدرش    

     

     

     

    مرحوم شیخ عباس قمى نویسنده کتاب مفاتیح الجنان در خاطرات خود برای پسرش آورده است كه:

    وقتى كتاب منازل الاخرة را نوشته و به چاپ رساندم، در قم شخصى بود به نام «عبدالرزاق مسأله گو» كه همیشه قبل از ظهر در صحن مطهر حضرت معصومه احکام شرعی را برای مردم مى گفت.

    مرحوم پدرم «كربلائى محمد رضا» از علاقه مندان منبر شیخ عبدالرزاق بود به حدى كه هر روز در مجلس او حاضر مى شد و شیخ هم بعد از مسأله گفتن، كتاب منازل الاخرٍة مرا مى گشود و از آن براى شنوندگان و حاضران از روایات و احادیث آن مى خواند.

    روزى پدرم به خانه آمد و مرا صدا زد و گفت شیخ عباس! كاش مثل عبدالرزاقِ مسئله گو مى شدى و مى توانستى منبر بروى و از این كتاب كه او براى ما مى خواند، تو هم مى خواندى.

    چند بار خواستم بگویم پدرجان! این كتاب از آثار و تألیفات من است اما هر بار خوددارى كردم و چیزى نگفتم و فقط عرض كردم دعا بفرمائید خداوند توفیقى مرحمت نماید.

     

     

    کلیدواژه ها: خاطرات شیخ عباس قمی, مذهبی, مفاتیح الجنان
    موضوعات: سخن بزرگان, متفرقه  لینک ثابت [شنبه 1395-05-30] [ 08:04:00 ب.ظ ]

    1 نظر »

       
      محبت صاحب الزمان (عج)    

     

     

     

     

     

    کلیدواژه ها: الکافی, امام زمان, جلب عشق و محبت, مذهبی
    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 07:36:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      شدیدترین عذاب    

     

     

     

     

    کلیدواژه ها: زبان و بدگویی, شیخ مفید, مذهبی
    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 07:34:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      مطبوعات ما جنگ را درشت می‌نویسد، درست نمی‌نویسد.    

     

     

     

    سخن و وصیتنامه شهید حسین خرازی

     

    خطاب به فرماندهان و رزمندگان اسلام:

    - ما لشگر امام حسینیم، حسین وار هم باید بجنگیم، اگر بخواهیم قبر شش گوشه امام حسین (ع) را در آغوش بگیریم كلامی‌ و دعایی جز این نباید داشته باشیم: «اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد.»
    - اگر در پیروزی‌ها خودمان را دخیل بدانیم این حجاب است برای ما، این شاید انكار خداست.
    - اگر برای خدا جنگ می‌كنید احتیاج ندارد به من و دیگری گزارش كنید. گزارش را نگه دارید برای قیامت. اگر كار برای خداست گفتنش برای چه؟
    - در مشكلات است كه انسانها آزمایش می‌شوند. صبر پیشه كنید كه دنیا فانی است و ما معتقد به معاد هستیم.
    - هر چه كه می‌كشیم و هر چه كه بر سرمان می‌آید از نافرمانی خداست و همه ریشه در عدم رعایت حلال و حرام خدا دارد.
    - سهل‌انگاری و سستی در اعمال عبادی تاثیر نامطلوبی در پیروزی‌ها دارد.
    - همه ما مكلفیم و وظیفه داریم با وجود همه نارسایی‌ها بنا به فرمان رهبری، جنگ را به همین شدت و با منتهای قدرت ادامه بدهیم زیرا ما بنا بر احساس وظیفه شرعی می‌جنگیم نه به قصد پیروزی تنها.
    - مطبوعات ما جنگ را درشت می‌نویسد، درست نمی‌نویسد.
    - مسأله من تنها جنگ است و در همانجا هم مسأله من حل می‌شود.
    - همواره سعی‌مان این باشد كه خاطره شهدا را در ذهنمان زنده نگه داریم و شهدا را به عنوان یك الگو در نظر داشته باشیم كه شهدا راهشان راه انبیاست و پاسداران واقعی هستند كه در این راه شهید شدند.
    - من علاقمندم كه با بی‌آلایشی تمام، همیشه در میان بسیجی‌ها باشم و به درد دل آنها برسم.

     

    وصیتنامه اول:
    … از مردم می‌خواهم كه پشتیبان ولایت فقیه باشند، راه شهدای ما راه حق است، اول می‌خواهم كه آنها مرا بخشیده و شفاعت مرا در روز جزا كنند و از خدا می‌خواهم كه ادامه‌دهنده راه آنها باشم. آنهایی كه با بودنشان و زندگی‌شان به ما درس ایثار دادند. با جهادشان درس مقاومت و با رفتنشان درس عشق به ما آموختند. از مسئولین عزیز و مردم حزب‌الهی می‌خواهم كه در مقابل آن افرادی كه نتوانستند از طریق عقیده، مردم را از انقلاب دور و منحرف كنند و الان در كشور دست به مبارزه دیگری از طریق اشاعه فساد و فحشا و بی‌حجابی زده‌اند در مقابل آنها ایستادگی كنید و با جدیت هر چه تمامتر جلو این فسادها را بگیرید.

     

    وصیت نامه دوم :
    استغفرالله، خدایا امان از تاریكی و تنگی و فشار قبر و سوال نكیر و منكر در روز محشر و قیامت، به فریادم برس. خدایا دلشكسته و مضطرم، صاحب پیروزی و موفقیت تو را می‌دانم و بس. و بر تو توكل دارم. خدایا تا زمان عملیات، فاصله زیادی نیست، خدایا به قول امام خمینی [ره] تو فرمانده كل قوا هستی، خودت رزمندگان را پیروز گردان، شر مدام كافر را از سر مسلمین بكن. خدایا! از مال دنیا چیزی جز بدهكاری و گناه ندارم. خدایا! تو خود توبه مرا قبول كن و از فیض عظمای شهادت نصیب و بهره‌مندم ساز و از تو طلب مغفرت و عفو دارم … می‌دانم در امر بیت المال امانتدار خوبی نبودم و ممكن است زیاده‌روی كرده باشم، خلاصه برایم رد مظالم كنید و آمرزش بخواهید.

     

     

    کلیدواژه ها: الگوگیری از شهدا, امام حسین علیه السلام, شهید, شهید حسین خرازی, فرمانده
    موضوعات: شهید  لینک ثابت  [ 07:30:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      اوصاف بندگان خاص خدا    

     

     


    بندگان خاص خدا چنین کسانی اند : 


    1. با تواضع در زمین حرکت می کنند .

    2. آن گاه که جاهلان اینان را به عتاب خطاب کنند، با سلامت نفس و زبان خوش جواب می دهند .

    3. شب ها را به عشق خدا و برای رضایت او به سجده و قیام سپری می کنند .

    4. دائم با دعا و تضرع می گویند: « پروردگارا! عذاب جهنم را از ما دور کن که بد عذابی است
    و جهنم بد منزل و بد سرانجامی است.»

    5. در انفاق کردن اسراف نمی کنند و میانه روی را پیشه خود می سازند .

    6. برای خدا شریک قائل نمی شوند و فقط خدای را می خوانند .

    7. از قتل و جنایت که خدا آن را حرام کرده ، پرهیز کنند .

    8. هرگز گرد عمل زشت زنا نمی گردند که هر کس مرتکب این عمل زشت شود، کیفر جاودانه اش را خواهد دید و در قیامت عذابش دو چندان خواهد شد، مگر کسانی که توبه کنند و اعمال نیک انجام دهند که در این صورت،خداوند گناهان آنان را به ثواب مبدّل خواهد کرد و هر کس توبه کند، البته خداوند توبه اش را می پذیرد .

    9. به ناحق شهادت نمی دهند .

    10. هرگاه به کار بیهوده و زشتی از مردم هرزه بگذرند، بزرگوارانه از آن درگذرند .

    11. هرگاه متذکر آیات الهی شوند، همچون کوران و کران از کنار آن نمی گذرند، بلکه با دلی آگاه و چشمی بینا آن را مشاهده کرده و در آن تأمل می کنند، تا به مقام معرفت و ایمان شان افزوده شود .

    12. به هنگام دعا با خدای خود می گویند: پروردگارا! از همسران و فرزندان ما کسانی را قرار ده که مایه روشنی چشم ما شوند و ما را سرخیل پاکان جهان و پیشوای پرهیزگاران قرار بده .

    ✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿

    پاداش صبر چنین بندگانی قصرهای بهشتی خواهد بود که در آنجا با سلام و درود و شادمانی با یکدیگر ملاقات می کنند و در بهشت زیبا برای ابدیّت و همیشه (جاودان) خواهند بود .

    ای پیامبر! به امّت بگو : « اگر دعا و ناله و زاری تان نبود ، خدا به شما هیچ توجّه و اعتنایی نداشت ؛ زیرا شما  در گذشته ، آیات خدا و پیامبران الهی را تکذیب کرده اید و این تکذیب، دامان شما را خواهد گرفت و از شما جدا نخواهد شد ( پس با دعا آن را جدا کنید)(1)

     

     

    1- فرقان آیه 77،63 ؛ صراط سلوک ، ص 33

     

     

    کلیدواژه ها: دعا انفاق, شهادت, مذهبی
    موضوعات: روایت, قرآن  لینک ثابت  [ 06:54:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      ظهور    

     

     

     

     

    کلیدواژه ها: امتحان, ایمان, علائم ظهور, مذهبی
    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 06:53:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      اسراف    

     

     

     

     

     

    کلیدواژه ها: اسراف, الکافی, مذهبی
    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 06:51:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      راه رسیدن به آرزوها (الوسائل الی المسائل)    

     


    بسم الله الرحمن الرحیم


    استخاره یعنی طلب خیر و درخواست خوبی ها و نیز دعای زیر دعاییست که امام جواد علیه السلام به نقل از پدران بزرگوارشان نقل فرموده اند که ایشان از رسول خدا صلی الله علیه وآله و رسول خدا از جبرئیل سلام الله علیه و ایشان از خداوند تبارک و تعالی  نقل نموده  و
     ضمن این که بیان کردند که سهم ما در آخرت است نه از دنیا ، این دعا  را مهریه همسر خود قرار دادند. و فرمودند خواندن این دعا راه رسیدن به خواسته هاست  مرحوم شیخ عباس قمی این دعا را به نحو اشاره در منتهی الامال ذکر فرموده است.

     

    ( بحارالأنوار ج : 88 ص : 281 )

    32-  الْبَلَدُ الْأَمِينُ، رُوِيَ عَنِ الرِّضَا ع وَ هُوَ مِنْ أَدْعِيَةِ الْوَسَائِلِ إِلَى‏الْمَسَائِلِ:

     اللَّهُمَّ إِنَّ خِيَرَتَكَ فِيمَا أَسْتَخِيرُكَ فِيهِ تُنِيلُ الرَّغَائِبَ وَ تُجْزِلُ الْمَوَاهِبَ وَ تُغْنِمُ الْمَطَالِبَ وَ تُطَيِّبُ الْمَكَاسِبَ وَ تَهْدِي إِلَى أَجْمَلِ الْمَذَاهِبِ وَ تَسُوقُ إِلَى أَحْمَدِ الْعَوَاقِبِ وَ تَقِي مَخُوفَ النَّوَائِبِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَخِيرُكَ فِيمَا عَزَمَ رَأْيِي عَلَيْهِ وَ قَادَنِي عَقْلِي إِلَيْهِ فَسَهِّلِ اللَّهُمَّ مِنْهُ مَا تَوَعَّرَ وَ يَسِّرْ مِنْهُ مَا تَعَسَّرَ
    وَ اكْفِنِي فِيهِ الْمُهِمَّ وَ ادْفَعْ عَنِّي كُلَّ مُلِمٍّ وَ اجْعَلْ رَبِّ عَوَاقِبَهُ غُنْماً وَ خَوْفَهُ سِلْماً وَ بُعْدَهُ قُرْباً وَ جَدْبَهُ خِصْباً وَ أَرْسِلِ اللَّهُمَّ إِجَابَتِي وَ أَنْجِحْ طَلِبَتِي وَ اقْضِ حَاجَتِي وَ اقْطَعْ عَوَائِقَهَا وَ امْنَعْ بَوَائِقَهَا وَ أَعْطِنِي اللَّهُمَّ لِوَاءَ الظَّفَرِ فِيمَا اسْتَخَرْتُكَ وَ وُفُورَ الْغُنْمِ فِيمَا دَعَوْتُكَ وَ عَوَائِدَ الْإِفْضَالِ فِيمَا رَجَوْتُكَ و
    َ اقْرِنْهُ اللَّهُمَّ بِالنَّجَاحِ وَ حِطَّةً بِالصَّلَاحِ وَ أَرِنِي أَسْبَابَ الْخِيَرَةِ وَاضِحَةً وَ أَعْلَامَ غُنْمِهَا لَائِحَةً وَ اشْدُدْ خُنَاقَ تَعَسُّرِهَا وَ انْعَشْ صَرِيعَ تَيَسُّرِهَا وَ بَيِّنِ اللَّهُمَّ مُلْتَبَسَهَا وَ أَطْلِقْ مُحْتَبَسَهَا وَ مَكِّنْ أُسَّهَا حَتَّى تَكُونَ خِيَرَةً مُقْبِلَةً بِالْغُنْمِ مُزِيلَةً لِلْغُرْمِ عَاجِلَةَ النَّفْعِ بَاقِيَةَ الصُّنْعِ إِنَّكَ وَلِيُّ الْمَزِيدِ مُبْتَدِئٌ بِالْجُودِ


     

    خداوندا بدرستى كه راهنمائى تو به خير در آن چيزى كه طلب خيرش نمودم  مرا به عطيّه‏ هاى پر نفع میرساند و به من بخششهائى بزرگ را می‏دهد و به من حاجتهاى سودمند را میرساند و كسبهاى مرا نيكو میگرداند و مرا به سوى نيكوترين راهها راهنمائى می‏كند و مرا
    به سوى بهترين عاقبتها میکشاند و مرا از ترسناک ترین بلاها و مصيبتها نگاه مى‏ دارد .

     خداوندا بدرستى كه از تو در آنچه  راى من بر آن استوار شده و در آنچه عقل من بسوى آن چيز رهنما شده طلب خير و خوبى مى‏ كنم ،  پس هموار گردان خداوندا در اين عزم آنچه را كه ناهموار است و آسان كن آنچه را كه مشكل و دشوار است و در اين قصد آنچه را كه اهتمام
    به آن دارم بر عهده گیر.

     و از من هر بدى و پشيمانى را دفع کن  و اى پروردگار من عواقب آن را به نفع و فايده من  و ترسش را  سلامتى من  و دوریش را نزديكی و قحطی آن را فراوانى و ارزانى قرار ده  .

    و خداوندا اجابت دعا مرا بفرست  و برآور خواسته مرا و قضا كن حاجت مرا و برطرف كن از من موانع آن را و منع كن از من حادثه‏ ها و مصيبتهاى آن را و خداوندا پرچم پیروزی و ظفر را در آنچه از خوبی ها از تو  طلب نموده‏ام و  فزونی نفع و فايده را در آنچه  تو را
    خوانده‏ام و كرامت هاى احسان و فضل خود را در آنچه تو را اميد دارم ، قرین من گردان.

     و خداوندا آنرا به رستگارى مقارن ساز  و آن را به نيكى  و صلاح مخصوص گردان .

    و  اسباب خير و خوبى را در آن به صورتی واضح و نشانه‏ هاى فايده آن را کاملا هويدا نشانم ده و سخت و محكم گردان ريسمان خفه كردن  دشوارى آن را و بالا بر آواز آسان شدنش را و  و ظاهر گردان خداوندا مشتبه و پنهان آن را و رها كن حبس‏ شده آن را و قائم و محكم
    گردان اصل بناى آن را تا آن خير و خوبى ، خيرى  باشد كه روى آورنده  به نفع و فايده‏ باشد و برطرف‏كننده زيان باشد  و شتاب‏ كننده  به نفع و باقى گذارنده احسان  .

      بدرستى كه تو ولی فزونی ها و آغازگربخشش هایی .

     

    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

     


    مهج الدعوات-ترجمه طبسى         405    مناجات جهت استخاره در كارها …..  ص : 405

     

    کلیدواژه ها: استخاره, دعا مذهبی, شیخ عباس قمی
    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 06:49:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      جریان انعقاد نطقه مطهر حضرت زهرا سلام الله علیها    

     


     

     

                           یا وجیهه عندالله اشفعی لنا عندالله

     

     

    روزی پیامبر خدا صلی الله علیه وآله با امیر المومنین علیه  السلام و جمعی از اصحاب در «ابطح» نشسته بود . ناگاه جبرئیل با صورت اصلی خود نازل شد ، بالهای خود را گشود

    تا مشرق و مغرب زمین را پر کرد ، و آن حضرت را ندا کرد :ای محمّد صلی الله علیه و آله ؛ خداوند علی الأعلی تو را سلام می رساند و امر می فرماید چهل شبانه روز از خدیجه سلام الله علیها دور شو .

    آن حضرت چهل روز به خانه خدیجه سلام الله علیها نرفت و روزها روزه می گرفت و شب ها تا صبح عبادت می کرد عمّار؛ را به سوی خدیجه فرستاد و فرمود : به اوبگو ، ای خدیجه ؛ نیامدن من به سوی تو روی کراهت نیست و لیکن پروردگار من چنین امر کرده که تقدیرات خود را جاری سازد و گمان مبر مگر به نیکی .

    همانا حقّ تعالی به تو ، در هر روز چندین مرتبه به فرشتگانش مباهات می کند . باید هر شب در خانه خود را ببندی و در رختخواب خود بخوابی و من در خانه فاطمه بنت اسد می باشم ، تا اینکه مدت و وعده الهی به پایان رسد .

    حضرت خدیجه سلام الله علیها هر روز چند نوبت از دوری آن حضرت می گریست تا آن که چهل روز تمام شد .

    جبرئیل بر آن حضرت نازل شد و عرض کرد : ای محمّد ، خداوند تو را سلام می رساند و میفرماید : امشب با این طعام افطار نما و طبقی را که دستمالی از سندس بهشت روی آن را پوشانده بود در جلوی آن حضرت گذارد .
    حضرت امیرالمومنین علیه السلام می فرمود : هر شب زمانی که افطار آن حضرت فرا می رسید . مرا امر می کرد که درب خانه را می گشودم تا هر کس بخواهد بیاید و با آن حضرت افطار نماید . اما در آن شب  مرا امر فرمود تا بر در خانه بنشین و مگذار کسی داخل شود ، زیرا این طعام بر غیر من حرام است .

    هنگامی که اراده افطار نمود طبق را گشود در میان آن طبق از میوه های بهشتی یک خوشه خرما و یک خوشه انگور بود و جامی از آب بهشت ، از آن میوه ها تناول فرمود که سیر شد و از آن آب آشامید تا سیراب شد .

    جبرئیل از ابریق بهشت آب بر دست مبارکش می ریخت و میکائیل دستش را می شست و اسرافیل دست مبارکش را از دستمال بهشت خشک می کرد و طعام باقیمانده با طبق به آسمان بالا رفت .

    هنگامی حبیب خدا برای نماز برخواست ، جبرئیل عرض کرد :

    در این وقت نماز بر تو جایز نیست ، باید به زودی به منزل خدیجه روی و با او آمیزش نمائی که حقتعالی می خواهد در این شب از نسل تو ذریّه ای طیّبه بیافریند .
    آن حضرت متوجه خانه خدیجه شد .
    خدیجه سلام الله علیها می گوید : که من به تنهایی عادت نموده بود و زمانی که شب فرا می رسید درها را می بستم و پرده ها را می آویختم نماز خود را می خواندم و در جامه خواب خود می خوابیدم و چراغ را خاموش می کردم .

    در آن شب در خواب بودم که صدای درب خانه را شنیدم ، پرسیدم : کیست درب را می کوبد، که به غیر از محمد صلی الله علیه وآله زدن آن به دیگری روا نیست؟

    آن حضرت فرمود : ای خدیجه؛ در را باز کم، منم محمد .

    چون صدای فرح افزای آن حضرت را شنیدم از جا بلند شدم و در را گشودم .
    همیشه عادت آن حضرت آن بود ، هنگامی که میخواست به بستر خواب برود آب می طلبید و تجدید وضو می کرد و دو رکعت نماز می خواند و داخل رختخواب می شد ، ولی آن شب مبارک هیچیک از آن کارها را انجام ندادند ،

    موقعی که آن بزرگوار داخل اتاق شد دست مرا گرفت و به رختخواب برد و چون برخواست، من نور فاطمه سلام الله علیها را در خویش یافتم .

     


    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    منتهی الآمال :165

     

     

    کلیدواژه ها: حضرت خدیجه(علیها السلام), حضرت زهرا سلام الله علیها, حضرت محمد ص, مذهبی, منتهی الامال،
    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 06:40:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      هزار جمعه ی بی تو گذشته از عمرم    

     

     


    رفیق حادثه هایی به رنگ تقدیری
    اسیر ثانیه هایی شبیه زنجیری

    در این رسانه ی دنیا میان برفک ها
    نه مانده از تو صدایی نه مانده تصویری

    رسیده سن حضورت به سن نوح اما
    شمارِ مردم کشتی نکرده تغییری

    هزار جمعه ی بی تو گذشته از عمرم
    هزار سال پیاپی دچار تأخیری

    شبیه کودک زاری شدم که در بازار…
    تو دست گمشده ها را مگر نمی گیری؟

     

    کاظم بهمنی

     

     

    موضوعات: شعر  لینک ثابت [جمعه 1395-05-29] [ 08:42:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      مکث را تمرین کردم    

     



     

    تو لیست خرید برای همسرم نوشته بودم یک و نیم کیلو سبزی خوردن!
    همسرم آمد، بدوبدو خریدها را خانه گذاشت و رفت که به کارش برسد…
    وسایل را که باز میکردم سبزی ها را دیدم! یک و نیم کیلو نبود! از این بسته های کوچک آماده سوپری بود که مهمانی من را جواب نمی داد.
    حسابی جا خوردم! چرا اینطوری گرفته خب؟! بعد با خودم حرف زدم که بی خیال کمتر میگذارم سر سفره.
    سلفون رویش را که باز کردم بوی سبزی پلاسیده آمد! بله، تره ها پلاسیده بود و آب زردش از سوراخ سلفون، نایلون خرید را هم خیس کرده بود.
    در بهت و عصبانیت ماندم، از دست همسری که همه خریدهایش اینطوری است. به جای یک و نیم کیلو میرود سبزی سوپری میخرد و بوی پلاسیدگی اش را که نمی فهمد، از شکل سبزی ها هم متوجه نمی شود! یک لحظه خواستم همان جا گوشی تلفن را بردارم زنگ بزنم به همسر که حالا وسط این کارها من از کجا بروم سبزی خوردن بخرم؟! و یک دعوای بزرگ راه بیاندازم.
    ولی بی خیال شدم، توی ذهنم کمی جیغ و داد کردم و بعد همان طور که با خودم همه نمونه های خریدهای مشابه این را مرور میکردم ، فکر کردم شب که آمد یک تذکر درست و حسابی میدهم.
    بعد به خودم گفتم: خوب شد زنگ نزدی! شب که آمد هم نرم تر صحبت کن…
    رفتم سراغ بقیه کارها و نیم ساعت بعد به این نتیجه رسیدم که اصلا اتفاق مهمی نیفتاده!ارزش ندارد همسرم را به خاطرش سرزنش و غرغر کنم، ارزش ندارد درباره اش صحبت کنم حالا! مگر چه شده؟! یک خرید اشتباهی، همین.
    دم غروب، همین منی که میخواست گوشی تلفن را بردارد و آسمان و زمین را به هم بریزد که چرا سبزی پلاسیده خریدی؟؟؟ آرام گفتم :
    راستی ها سبزی هاش پلاسیده بود! یادمون باشه از این به بعد خواستیم سبزی سوپری بخریم فقط تاریخ اون روز باشه.
    تمام.
    همسرم هم در ادامه گفت: آره عزیزم میخواستم از سبزی فروشی بخرم، بعد گفتم تو امروز خیلی کار داری و خسته ﻣﻴﺸﻲ، دیگه نخواستم سبزی هم پاک کنی.

    آن شب سر سفره سبزی خوردن نگذاشتم و هیچ اتفاق عجیب و غریبی هم نیفتاد، مکث را تمرین و ﺑﻪ همسرم عاشقانه تر نگاه میکردم و فهمیدم اگر آن موقع زنگ میزدم امکان داشت روز قشنگم تبدیل بشه به یک هفته قهر.

     

     

    موضوعات: متفرقه  لینک ثابت  [ 08:36:00 ب.ظ ]

    1 نظر »

       
      خاطره ای از شهید عبدالحسین برونسی    

     

     

     

    در يكي از جلساتي كه در قبل از عمليات والفجر مقدماتي در قرارگاه نجف با حضور كليه فرمانده تيپها و لشكرها و فرماندهان گردان هاي عمل كننده آن قرارگاه در خدمت سردار همت داشتيم بعد از توضيحات كلي كه خود سردار همت داشتند و بالطبع به دنبالش فرمانده لشكرها و فرمانده تيپ ها محورهاي عملياتي خودشان را توضيح مي دادند و نوبت به فرمانده گردان ها مي رسيد. فرمانده گردان ها هم يكي يكي گزارش كار و فعاليت هاي خودشان را داشتند و همچنين گزارش مي دادند از نحوه عملكردشان و شناسايي و برنامه اي كه در آينده براي خودشان به عنوان طرح عملياتي در نظر گرفته بودند. شهيد برونسي آن روزهاي اولي كه مسئوليت گردان را به عهده گرفته بود به دلايل خاصي زياد علاقه به كار كلاسيك نداشت، يعني، هيچ موقع شايد دوست نداشت كه كلاسيكي عمل كند. لذا ميانه خوبي با طرح و نقشه و كالك و اينها نداشت. آن لحظه اي كه رفته بود، طرح مانور و محدوده عملياتي گردان خودش را توضيح بدهد، آنتن را روي كل محور عملياتي كل يگانها دور مي داد. شهيد همت به ايشان تذكر داد و گفت: نقطه عملياتي خودت را نشان بده. شهيد برونسي در جواب شهيد همت گفت كه: من زياد علاقه به اين شيوه اي كه شما مي فرماييد ندارم. من طرز كارم اين است كه شما نيرو در اختيار من بگذاريد و نقطه اي كه من بايد عمل كنم را به من نشان بدهيد. بنده تعيين مي كنم كه هر نقطه اي كه باشد چه در خطوط اول چه در عمق دشمن و با كمترين تلفات به راحتي يا در بعضي مواقع بدون تلفات آن را تسخير كنم و همين طور شد. نمونه اصلي اين مطلب را در همان عمليات والفجر مقدماتي شاهد بوديم. با توجه به مشكلات منطقه و موقعيت پيچيده اي كه به حساب تپه 85 اگر اشتباه نكنم داشت. روي آن تپه رملي ها، ايشان موفق شد با كاري كه از قبل روي طبيعت انجام داد و شناسايي هايي كه كرده بود، شب توانسته بود به راحتي در زمان مقرر گردان خودش را به خاكريز اول دشمن برساند.

     

     

    کلیدواژه ها: خاطرات شهید برونسی, فرهنگی ،فرهنگ ، مقاومت, مذهبی
    موضوعات: شهید  لینک ثابت  [ 06:50:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      شكوه از ابابكر و غصب خلافت    

     


    (معروف به خطبه شقشقيّه  كه درد دلهاي امام عليه السلام از ماجراي سقيفه و غصب خلافت در اين خطبه مطرح است)


     
    آگاه باشيد! به خدا سوگند! ابابكر، جامه خلافت را بر تن كرد ، در حالي كه ميدانست  جايگاه من نسبت به حكومت اسلامي،چون مِحوَر آسياب است به آسياب كه دور آن حركت مي كند .

    او مي دانست كه سيل علوم از دامن كوهسار من جاري است ، ومرغان دور پرواز اند يشه ها به بلنداي ارزش من  نتوانندپرواز كرد .

    پس من رِداي خلافت رها كرده و دامن جمع نموده ازآن كنارگيري كردم و در اين انديشه بودم كه آيا با دست تنها براي گرفتن حق خود به پاخيزم؟ يا در اين محيط خفقان زا و تاريكي كه به وجود آوردند ، صبر پيشه سازم ؟ كه پيران را فرسوده ، جوانان را پير ، و مردان با ايمان را تا قيامت و ملاقات پروردگار اندوهگين نگه مي دارد!. پس از ارزيابي درست ، صبر و بردباري را خِرَدمندانه تر ديدم . پس صبر كردم در حالي كه گويا خار در چشم و استخوان در گلوي من مانده بود . و با ديدگان خود مي نگريستم كه ميراث مرا به غارت مي برند!.

     


    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    ترجمه خطبه 3 نهج البلاغه 

     

     

     

    کلیدواژه ها: حدیث شقشقیه, خلافت, مذهبی, نهج البلاغه
    موضوعات: نهج البلاغه  لینک ثابت  [ 06:43:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      تکبر    

     

     

     

     

    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 06:23:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      علـــ❤ـی بن ابی طالب علیه السلام ...    

     

     

    یا  فتاح

     

     

    مصرع ناقص من کاش که کامل می شد
    شعر در وصف تو از سوی تو نازل می شد 

    شعر در شأن تو شرمنده به همراهم نیست
    واژه در دست من آنگونه که می خواهم نیست

    من که حیران تو حیران توام می دانم
    نه فقط من که در این دایره سرگردانم

    همه ی عالم و آدم به تو می اندیشد
    شک ندارم که خدا هم به تو می اندیشد

    کعبه از راز جهان راز خدا آگاه است
    راز ایجاز خدا نقطه ی بسم الله است

    کعبه افتاده به پایت سر راهت سرمست
    «پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست»

    کعبه وقتی که در آغوش خودش یوسف دید
    خود زلیخا شد و خود پیرهن صبر درید

    کعبه بر سینه ی خود نام تو ای مرد نوشت
    قلم خواجه ی شیراز کم آورد، نوشت:

    «ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه
    مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه»

    راز خلقت همه پنهان شده در عین علی ست
    کهکشان ها نخی از وصله ی نعلین علی ست

    روز و شب از تو قضا از تو قدر می گوید
    «ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر» می گوید

    می رسد دست شکوه تو به سقف ملکوت
    ای که فتح ملکوت است برای تو هبوط

    نه فقط دست زمین از تو تو را می خواهد
    سالیانی ست که معراج خدا می خواهد-

    زیر پای تو به زانوی ادب بنشیند
    لحظه ای جای یتیمان عرب بنشیند

    دم به دم عمر تو تلمیح خدا بود علی
    رقص شمشیر تو تفریح خدا بود علی

    وای اگر تیغ دو دم را به کمر می بستی
    وای اگر پارچه ی زرد به سر می بستی

    در هوا تیغ دو دم  نعره ی هو هو می زد
    نعره ی حیدریه «أینَ تَفرو» می زد

    بار دیگر سپر و تیغ و علم را بردار
    پا در این دایره بگذار عدم را بردار

    بعد از آن روز که در کعبه پدیدار شدی
    یازده مرتبه در آینه تکرار شدی

    راز خلقت همه پنهان شده در عین علی ست
    کهکشان ها نخی از وصله ی نعلین علی ست

    روز و شب از تو قضا از تو قدر می گوید
    «ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر» می گوید.

     

    سید حمیدرضا برقعی

     

     

    موضوعات: شعر  لینک ثابت  [ 06:20:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      انتظار    

     

     

     

     

    موضوعات: شعر  لینک ثابت  [ 06:10:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      زنان چهار گانه (نصیحت لقمان به پسرش)    

     

     

     بررسی صفات  زنان چهار گانه توسط لقمان حکیم

     برای ازدواج  آقایون

     والگو گیری خانمها

    مطالعش  ضروریه

     

    از شیخ صدوق رحمه الله منقول است که لقمان حکیم به فرزندش چنین نصیحت  کرد  که :

     

    ای پسرم  :

    زنان چهار دسته اند ،

    دو دسته از آنها صالح و دودسته از آنها ملعونند .

    اما آن دسته ای که صالحند ؛

     یکی از آنها زنی است که در میان  قوم خویش از  عزت و احترام و شرافت  بر خوردار است ،

     اما در درون خود ذلیل و خاضع باشد .

    چنین زنی اگر به او چیزی را بخشیدی شکر گذار خواهد بود.

     و اگر در سختی ها  قرار گرفت  صبور .

    کم در دستان چنین زنی زیاد است .

    اما دومین آنها  زنی است که زیاد بچه می آورد ومحبتش زیاد است .

    همیشه با  خوبی و مهربانی به سمت همسرش میرود ،

    چنین زنی مانند  یک مادر مهربان است که ،

     هم به فرزندان بزرگ  عطوفت دارد وهم به فرزندان  کوچک رحم میکند .

    چنین زنی فرزندان همسرش را  دوست میدارد هر چند آن کودک فرزند خودش نباشد .

    پوشش کامل است وهمیشه از همسرش خشنود است .

     امور خود و خانواده اش را رو به  اصلاح سوغ میدهد.

      چنین زنی مانند طلای سرخ است خوشا به حال کسی که چنین  زنی روزیش شود .

    چنین  زنی اگر همسرش در کنارش باشد  به همسرش کمک میکند .

    و اگر همسرش در کنارش نباشد از او و آبروی او  و اموال  او محافظت میکند .

    -  أَقُولُ وَجَدْتُ بِخَطِّ أَبِي نَوَّرَ اللَّهُ ضَرِيحَهُ مَا هَذَا لَفْظُهُ جَعْفَرُ بْنُ الْحُسَيْنِ شَيْخُ الصَّدُوقِ مُحَمَّدِ بْنِ بَابَوَيْهِ وَثَّقَهُ جش [النَّجَاشِيُ‏] وَ لَهُ كِتَابُ النَّوَادِرِ وَ كَانَ ذَلِكَ عِنْدَنَا فَمِنْ أَخْبَارِهِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ عَنِ الْأَوْزَاعِيِّ أَنَّ لُقْمَانَ الْحَكِيمَ لَمَّا خَرَجَ مِنْ بِلَادِهِ نَزَلَ بِقَرْيَةٍ بِالْمَوْصِلِ يُقَالُ لَهَا كُومَاسُ قَالَ فَلَمَّا ضَاقَ بِهَا ذَرْعُهُ وَ اشْتَدَّ بِهَا غَمُّهُ وَ لَمْ يَكُنْ أَحَدٌ يَتَّبِعُهُ عَلَى أَثَرِهِ أَغْلَقَ الْأَبْوَابَ وَ أَدْخَلَ ابْنَهُ يَعِظُهُ فَقَالَ يَا بُنَيَّ إِنَّ الدُّنْيَا بَحْرٌ عَمِيقٌ هَلَكَ فِيهَا نَاسٌ كَثِيرٌ

    الْأُمُورِ يَا بُنَيَّ النِّسَاءُ أَرْبَعٌ ثِنْتَانِ صَالِحَتَانِ وَ ثِنْتَانِ مَلْعُونَتَانِ فَأَمَّا إِحْدَى الصَّالِحَتَيْنِ فَهِيَ الشَّرِيفَةُ فِي قَوْمِهَا الذَّلِيلَةُ فِي نَفْسِهَا الَّتِي إِنْ أُعْطِيَتْ شَكَرَتْ‏وَ إِنِ ابْتُلِيَتْ صَبَرَتْ الْقَلِيلُ فِي يَدَيْهَا كَثِيرٌ وَ الثَّانِي الْوَلُودُ الْوَدُودُ تَعُودُ بِخَيْرٍ عَلَى زَوْجِهَا هِيَ كَالْأُمِّ الرَّحِيمِ تَعْطِفُ عَلَى كَبِيرِهِمْ وَ تَرْحَمُ صَغِيرَهُمْ وَ تُحِبُّ وُلْدَ زَوْجِهَا وَ إِنْ كَانُوا مِنْ غَيْرِهَا جَامِعَةُ الشَّمْلِ مَرْضِيَّةُ الْبَعْلِ مُصْلِحَةٌ فِي النَّفْسِ وَ الْأَهْلِ وَ الْمَالِ وَ الْوَلَدِ فَهِيَ كَالذَّهَبِ الْأَحْمَرِ طُوبَى لِمَنْ رُزِقَهَا إِنْ شَهِدَ زَوْجُهَا أَعَانَتْهُ وَ إِنْ غَابَ عَنْهَا حَفِظَتْهُ

     

     

    واما آن گروهی که ملعون هستند ؛

     اولین آنها زنی  است که : خودش را بسیار بزرگ میبیند .

    در میان قومش ذلیل و حقیر است .

    اگر به او چیزی را ببخشی به آن راضی نمیشود .

    واگر او را از چیزی منع کنی  مواخذه و بازخواست میکند و خشمگین میشود .

    همسرش از دست او در عذاب  است .

    همسایه هایش از دست او در سختی و رنج به سر میبرند .

    چنین زنی مانند شیری است که اگر نزدیکش شوی تورا میخورد و اگر  از او فرار کنی تو را میکشد .

    اما دسته دوم زنی است  که از همسر بغض و کینه دارد .

    همسایه ها از  او در ملالت بسر میبرند .

    چنین زنی  زود خشمگین میشود .

    زود گریه میکند .

    اگر همسرش در کنارش باشد  به همسرش  نفعی  نمیرساند .

    و اگر همسرش در کنارش نباشد آبروی او را  میبرد .

    چنی زنی مانند شوره زاریست که اگر باران بر آن ببارد غرق در آب میشود .

    و اگر باران نبارد از خشکی عطشان میشود .

    اگر از چنین زنی فرزند دار شدی از او به تو نفعی نخواهد رسید .

     

    ای پسرم با کنیز  ازدواج نکن  که فرزندت در میان دستان خودت فروخته خواهد شد ؛ آنهم به دست خودت .

    ای پسرم اگر میشد که  زنها را چشید همانگونه که  میشود  نوشیدنی ها ی تلخ را  چشید در این صورت هیچ مردی با هیچ زن بدی، هیچ وقت ازدواج نمیکرد.

     وَ أَمَّا إِحْدَى الْمَلْعُونَتَيْنِ فَهِيَ الْعَظِيمَةُ فِي نَفْسِهَا الذَّلِيلَةُ فِي قَوْمِهَا الَّتِي إِنْ أُعْطِيَتْ سَخِطَتْ وَ إِنْ مُنِعَتْ عَتَبَتْ وَ غَضِبَتْ فَزَوْجُهَا مِنْهَا فِي بَلَاءٍ وَ جِيرَانُهَا مِنْهَا فِي عَنَاءٍ فَهِيَ كَالْأَسَدِ إِنْ جَاوَرْتَهُ أَكَلَكَ وَ إِنْ هَرَبْتَ مِنْهُ قَتَلَكَ وَ الْمَلْعُونَةُ الثَّانِيَةُ فَهِيَ قَلَى عَنْ زَوْجِهَا وَ مَلَّهَا جِيرَانُهَا إِنَّمَا هِيَ سَرِيعَةُ السَّخْطَةِ سَرِيعَةُ الدَّمْعَةِ إِنْ شَهِدَ زَوْجُهَا لَمْ تَنْفَعْهُ وَ إِنْ غَابَ عَنْهَا فَضَحَتْهُ فَهِيَ بِمَنْزِلَةِ الْأَرْضِ النَّشَّاشَةِ إِنْ أُسْقِيَتْ أَفَاضَتْهُ الْمَاءُ وَ غَرِقَتْ وَ إِنْ تَرَكَتْهَا عَطِشَتْ وَ إِنْ رُزِقْتَ مِنْهَا وَلَداً لَمْ تَنْتَفِعْ بِهِ يَا بُنَيَّ لَا تَتَزَوَّجْ بِأَمَةٍ فَيُبَاعَ وُلْدُكَ بَيْنَ يَدَيْكَ وَ هُوَ فِعْلُكَ بِنَفْسِكَ يَا بُنَيَّ لَوْ كَانَتِ النِّسَاءُ تُذَاقُ كَمَا تُذَاقُ الْخَمْرُ مَا تَزَوَّجَ رَجُلٌ امْرَأَةَ سَوْءٍ أَبَداً

     

     امام صادق (علیه السلام ) از امیر مومنین على (علیه السلام )  نقل مى‏كنند كه پيامبرخدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند:

     زنان چهار دسته اند:

    داراى خير فراوان،

     بهار با شكوفه

    مصيبت كوبنده

     و گردن آويز شپش دار.

    ( که خداوند آنرا از گردن هر که بخواهد آویزان میکند واز گردن هر که بخواهد  بر میدارد)

     خصال-ترجمه جعفرى    ج‏1    349   

     

     

    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 05:19:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      ولايت ستيزي = دجّال محوري    

     


                      

     

    پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله:

    « مثال اهل بيت من همانند كشتي نوح است كه هر كس (در طوفان حوادث) در آن پناه گرفت نجات يافت و هر كس از آن رو گرداند، غرق گشت.

    و هر كس در آخرالزمان با ما به جنگ و ستيزه پردازد، همانند كسي است كه همراه دجّال (و مقابل آرمان هاي الهي) به جنگ و ستيز پرداخته است ».

     

     

    ___________________________________________________________________________

    مستدرك ، ج3 ، ص150

    متقي هندي

    كنزالعمّال ، ج12 ، ص94

     

     

    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 05:12:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      آتش لجاجت    

     

     

     

     

    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 05:11:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      حجاب ديدار    

     

     

     


    اگر بفرماييد: « به آن حضرت دسترسي نداريم »، جواب شما اين است كه :


    « چرا به انجام واجبات و ترك محرمات ملتزم نيستيد.او به همين امر از ما راضي است .


    ترك واجبات و ارتكاب محرمات، حجاب و نقاب ديدار ما از آن حضرت است. »

     


    :::::::::::::::::::::::::::::::::::: آية الله بهجت فومني رحمة الله عليه

     

    موضوعات: سخن بزرگان  لینک ثابت  [ 05:09:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      زن زندگــــی    

     

     

     

     

    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 05:07:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      اسرار آل محمد صلی الله علیه و آله    

     

     

     

    راه كه خلوت شد، بغلش كرد.

    گفت : « فدايت شوم .» علي عليه السلام بُهت زده بود.محمد صلي الله عليه وآله ، علي عليه السلام را بغل گرفته بود. اشك مي ريخت و مي گفت : « پدرم فداي شهيد تنها.»

    پرسيد: « يارسول الله چرا گريه ميكني؟»

    پيامبر خيره شد به چشمهايش، گفت : « اين مردم كينه تو را دارند، اما كينه هاي بدر و اُحد را تا بعد از من بيرون نمي ريزند.»

    علي عليه السلام گفت : « آن وقت دينم حفظ شده است؟»

    محمد صلي الله عليه وآله كه لبخند زد، علي عليه السلام سر را بلند كرد

    گفت: « خدا را شكر ».

    _____________________________________________________________________________

     

    اسرار آل محمد

     

     

     

    موضوعات: متفرقه  لینک ثابت  [ 05:05:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      ثواب آسیه همسر فرعون    

     

     

     

     

    موضوعات: روایت  لینک ثابت [پنجشنبه 1395-05-28] [ 10:24:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      اول های آخر و آخر های اول    

     

     

    چه بسیار زنهایی که اولند و چه بسیار مردهایی که آخر ؛

    چه بسیار سیاهانی که اولند و چه بسیار سفیدانی که آخر ؛

    چه بسیار فقیرانی که اولند و چه بسیار پولدارانی که آخر ؛

    سیاه  ، سفید ، زن ، مرد ، ایرانی ، عرب ،  کرد ، لر ، غربی  ، شرقی ،

    اینها ؛

     هیچ کدام نه ملاک اول بودنند و نه ملاک آخر بودن .

     

    چه بسیار اولهایی که آخرند و چه بسیار آخرهایی که اول .

     

    چرا  که اولترین انسانها برای خدا ،  با تقواترین آنهاست .

     

    اگر خدا علت اختلاف را ذکر نمیکرد شما  چه میکردید ؟!!!

     

    خوب است که  علت را گفته و گفته ، این اختلاف را فقط برای شناسایی

    و فقط برای  شناسایی ،  در بینتان افکنده ام .

    خوب است که ملاک برتری را گفته و گفته  :

    اول ترین شما ، با تقوا ترین شماست .

    اما  شما  هنوز بر رنگ  و پول  و نژاد  و زیباییتان  تعصب دارید ؟

     

    این همان تعصب بر باطل است .

     

     الحجرات : 13   يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبيرٌ

    اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيره‏ها و قبيله‏ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد (اينها ملاك امتياز نيست،) گرامى‏ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست خداوند دانا و آگاه است! (13)

     

    قال رسول الله  صلی الله علیه وآله :

    یک زن  صالح  بهتر از  هزار  مرد   غیر  صالح  می باشد.

    الِامْرَأَةُ الصَّالِحَةُ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ رَجُلٍ غَيْرِ صَالِحٍ

    وفی ارشادالقلوب     1     175   

     

     

     

     مطلب مرتبط با این موضوع:

    منظره یک زن با خدا

     

     

    موضوعات: روایت, متفرقه, قرآن  لینک ثابت  [ 10:14:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      مناظره یک زن با خـــ❤ــدا    

     

     

     

     زن : ای خدا  ،

    تو چه جور خدایی هستی که مردان را بر زنان برتری دادی؟

     

    خدا : بنده ام ، چرا  زود  قضاوت میکنی؟

    من کی مردان را بر زنان برتری دادم؟

     

    زن : خودت گفتی مردان سرپرست  زنانند  چون بر آنها برتری دارند .

     

    خدا : اما من بار ها گفته ام که ملاک برتری نزد من ، تقواست .

    وتقوا یعنی انجام واجبات و ترک محرمات .

    تقوا یعنی عمل به تکلیف .

     

    زن:  پس چرا  گفتی مردان ،  بر زنان برتری دارند؟

     

    خدا : منظورم  در ناحیه  خلقت  و میزان قدرت و توان فردی بوده  نه در کرامت انسانی.

    وبرتری در قدرت  فقط تکلیف فرد را زیاد میکند .

    من که گفته بودم از هر کسی همان قدر که در توان اوست  تکلیف میخواهم .

    توان مرد بیشتر است  ؛  تکلیفش هم بیشتر خواهد بود .

    توان زن کمتر است ؛ تکلیفش هم  کمتر خواهد بود .

    توان و قدرت  زیاد  ، فقط  تکلیف را زیاد میکند .

    برتری در توانایی ،  ربطی به  زیاد شدن  کرامت و ارزش بشری ندارد  .

    ارزش و کرامت انسان  به زیادی تکلیف  او نیست  .

    بلکه  ارزش او بسته  به میزان عمل  به تکلیفی است که به مقتضای تواناییش از اوخواسته ام .

    تکلیفش هر چه  هست و هر میزانی  هست  مهم  این است  که  چقدر به تکلیفش عمل میکند .

     

    آری بنده من

    من حکیمم .

    حکیم  به کسی ظلم نمیکند .

    مگر نشنیدی رسولم  میگفت  که یک زن صالح بهتر از هزار مرد نا صالح است ؟( ارشادالقلوب۱  175)   
    زنی که  به تکلیفش خوب عمل میکند هر چند  تکلیفش از تکلیف مردان  کمتر است ؛

    چون توانایی جسمیش کمتر است ؛

    چنین زنی از هزاران مردی که به تکلیفشان عمل نمیکنند ،

    هر چند  تکلیفشان بیشتر است ،

    چون توانشان بیشتر است ،

    چنین زنی از چنین  مردانی بهتر است  .

    نزد خدا گرامی تر است .

    کرامتش بیشتر است و برتر است  .

     

    زن: خدایا یک بار دیگر مرا ببخش .

     

     

    النساء : 34   الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ بِما حَفِظَ اللَّهُ وَ اللاَّتي‏ تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبيلاً إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيًّا كَبيراً

    مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتريهايى كه خداوند  براى بعضى نسبت به بعضى ديگر قرار داده است، و بخاطر انفاقهايى كه از اموالشان (در مورد زنان) مى‏كنند. و زنان صالح، زنانى هستند كه متواضعند، و در غياب (همسر خود،) اسرار و حقوق او را، در مقابل حقوقى كه خدا براى آنان قرار داده، حفظ مى‏كنند. و (امّا) آن دسته از زنان را كه از سركشى و مخالفتشان بيم داريد،  آنها را پند و اندرز دهيد! (و اگر مؤثر واقع نشد،) در بستر از آنها دورى کنید ! و (اگر هيچ راهى جز شدت عمل، براى وادار كردن آنها به انجام وظايفشان نبود،) آنها را تنبيه كنيد! و اگر از شما پيروى كردند، به آنها ستم نکنید  ! (بدانيد) خداوند، بلندمرتبه و بزرگ است.

     

     

    البقرة : 286   لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ …

    خداوند هيچ كس را، مگر  به اندازه تواناييش، تكليف نمى‏كند.

     (انسان،) هر كار (نيكى) را انجام دهد، براى خود انجام داده و هر كار (بدى) كند، به زيان خود كرده است…

     

     

    الطلاق : 7   لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ ما آتاها سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْراً

    خداوند هيچ كس را جز به مقدار توانايى كه به او داده تكليف نمى‏كند خداوند بزودى بعد از سختيها آسانى قرار مى‏دهد!

     

    الحجرات : 13   يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبيرٌ

    اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را  در تيره‏ها و قبيله‏ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد (اينها ملاك امتياز نيست،) گرامى‏ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست خداوند دانا و آگاه است!

     

    مطلب مرتبط با این موضوع:

     اول های آخر و آخر های اول

     

     

    موضوعات: روایت, قرآن  لینک ثابت  [ 10:13:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      بهار ِ دل ها    

     

     

     

     

    موضوعات: نهج البلاغه  لینک ثابت  [ 10:05:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      چه چیزی برای زنان بهتر است ؟    

     

     

    الأحزاب : 53  وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ

    هنگامی که از زنان چیزی را میخواهید ، آنرا از وراء پرده و حجاب بخواهید که این برای  پاکی قلب شما مردان و قلب آن زنان بهتر است .

    (  و البته  عمل کردن به حکم خدا بهتر است همان گونه  که  پاکی قلبها  برای همه مردان و زنان در تمام زمان ها بهتر است )

     

     

    1) علی علیه السلام امیر مومنان میفرماید :

    هم نشین رسول خدا صلی الله عله واله بودیم .

    حضرت رسول فرمودند به من بگویید چه چیز برای برای زنان از همه بهتر است؟

    هیچ کدام ما از عهده پاسخ برنیامیدیم تا اینکه پراکنده شدیم

    آنگاه من به سوی حضرت زهرا سلام الله علیها رفتم و داستان را برای او نقل کردم

    حضرت زهرا فرمودند ولی من میدانم :

    بهترین چیز برای آنها این است که نه آنها مردی را ببینند و نه مردی آنها را ببیند

    آنگاه من خدمت رسول خدا رسیدم و عرضه کردم از ما پرسیدید بهترین چیز برای زنان چیست بهترین چیز این است که نه آنها مردی را ببینند و نه مردی آنها را ببیند

    حضرت فرمود چه کسی این جواب را به تو گفته در حالی که تو نمیدانستی؟

    عرضه کردم فاطمه گفته است

    در این هنگام رسول خدا متعجب شد و فرمود فاطمه پاره تن من است .

     

    2)   پیامبر اکرم صلی الله علیه واله  قول فاطمه سلام الله علیها را تصدیق میکنند آنهم زمانی که حضرت زهرا سلام الله علیها میفرمایند نزدیک ترین حالتی که زن به خدا وند داردزمانی است که درانتهای خانه خود میباشد .

     

    این دو روایت با آیه ۵۹ سوره احزاب که ذکر شده است همچنین با ایه ۳۲ و ۳۳ و ۳۴ سوره احزاب و ایه ۳۱ سوره نور موافقت دارد .

     

     

     

     …………………..

    1)  مستدرك‏الوسائل 14 182 21- باب استحباب حبس المرأة في بيتها

    16450- 2، وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ ع أَنَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ ص دَخَلَ عَلَيْهَا عَلِيٌّ ع وَ بِهِ كَآبَةٌ شَدِيدَةٌ فَقَالَتْ مَا هَذِهِ الْكَآبَةُ فَقَالَ سَأَلَنَا رَسُولُ اللَّهِ ص عَنْ مَسْأَلَةٍ وَ لَمْ يَكُنْ عِنْدَنَا جَوَابٌ لَهَا فَقَالَتْ وَ مَا الْمَسْأَلَةُ قَالَ سَأَلَنَا عَنِ الْمَرْأَةِ مَا هِيَ قُلْنَا عَوْرَةٌ قَالَ فَمَتَى تَكُونُ أَدْنَى مِنْ رَبِّهَا فَلَمْ نَدَرِ قَالَتِ ارْجِعْ إِلَيْهِ فَأَعْلِمْهُ أَنَّ أَدْنَى مَا تَكُونُ مِنْ رَبِّهَا أَنْ تَلْزَمَ قَعْرَ بَيْتِهَا فَانْطَلَقَ فَأَخْبَرَ النَّبِيَّ ص فَقَالَ مَا ذَا مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِكَ يَا عَلِيُّ فَأَخْبَرَهُ أَنَّ فَاطِمَةَ ع أَخْبَرَتْهُ فَقَالَ صَدَقَتْ إِنَّ فَاطِمَةَ بَضْعَةٌ مِنِّي

     

    2)  وسائل‏الشيعة 20 67 24- باب استحباب حبس المرأة في بيتها

    25054- عَلِيُّ بْنُ عِيسَى فِي كَشْفِ الْغُمَّةِ نَقْلًا مِنْ كِتَابِ أَخْبَارِ فَاطِمَةَ ع لِابْنِ بَابَوَيْهِ عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ كُنَّا عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَ أَخْبِرُونِي أَيُّ شَيْ‏ءٍ خَيْرٌ لِلنِّسَاءِ فَعَيِينَا بِذَلِكَ كُلُّنَا حَتَّى تَفَرَّقْنَا فَرَجَعْتُ إِلَى فَاطِمَةَ ع فَأَخْبَرْتُهَا بِالَّذِي قَالَ لَنَا رَسُولُ اللَّهِ ص وَ لَيْسَ أَحَدٌ مِنَّا عَلِمَهُ وَ لَا عَرَفَهُ فَقَالَتْ وَ لَكِنِّي أَعْرِفُهُ خَيْرٌ لِلنِّسَاءِ أَنْ لَا يَرَيْنَ الرِّجَالَ وَ لَا يَرَاهُنَّ الرِّجَالُ فَرَجَعْتُ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ سَأَلْتَنَا أَيُّ شَيْ‏ءٍ خَيْرٌ لِلنِّسَاءِ خَيْرٌ لَهُنَّ أَنْ لَا يَرَيْنَ الرِّجَالَ وَ لَا يَرَاهُنَّ الرِّجَالُ فَقَالَ مَنْ أَخْبَرَكَ فَلَمْ تَعْلَمْهُ وَ أَنْتَ عِنْدِي فَقُلْتُ فَاطِمَةُ فَأَعْجَبَ ذَلِكَ رَسُولَ اللَّهِ ص وَ قَالَ إِنَّ فَاطِمَةَ بَضْعَةٌ مِنِّي

     

    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 10:02:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      قربانگاه عقلها    

     

     

     

     

    موضوعات: روایت, نهج البلاغه  لینک ثابت  [ 04:05:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      صبر جميل    

     

     

     


    * قَالَ بَل سَوَّلَت لَكُم أَنفُسُكُم أَمرًا فَصَبرٌ جَمِيلٌ عَسَي اللهُ أَن يَأتِيَنِي بِهِم جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ العَليِمُ الحَكِيمَ (83 سوره مباركه يوسف)

     * يعقوب گفت: (چنين نيست) بلكه نفس شما كاري(نادرست) را برايتان جلوه داده است پس صبري نيكو پيشه مي كنم، اميد است خدا آنان را همگي به  من برگرداند.بي گمان، اوست كه دانا و حكيم است.

     

    صبر جميل چيست؟

     

    صبري جميل است كه اولاً: اختياري  باشد، نه اجباري.

    ثانيا:ً پيمانه صبر لبريز نشود.

    ثالثا: دربرابر مصيبت ها سخني كه نشان دهنده كفر، ناسپاسي و بي تابي و نارضايتي از مقدّرات الهي باشد، بر زبان جاري نكند؛

    همچنان كه از امام صادق عليه السلام درباره (صبر جميل) پرسيدند فرمودند: «مراد، صبر بدون گله است ».

    اين، از ويژگي هاي افراد باايمان و قوي همت و پرظرفيت است.در تاريخ اسلام، كم نبودند افرادي كه يعقوب وار در سخت ترين لحظات و بلاها ، حمد و سپاس حق گفتند.

    آن ها چون صبري جميل داشتند ، از خدا نيز غير جميل نديدند و « ما رَأيتُ  اِلا جميلاً » گفتند؛ پس اگر در مصيبت هاي سخت ، بي تابي نكرديم و كلامي نگفتيم و راضي به رضاي الهي بوديم، بي ترديد، صبري جميل به كار برده و اجري عظيم برده ايم.

     

     

    _____________________________________________________________________________

    برگرفته از تفسير نمونه

     

     

    موضوعات: روایت, قرآن  لینک ثابت  [ 04:01:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      إِنَّ أَکرَمَکُم عِندَاللّهِ أَتقَاکُم ...    

     

     

     

     

    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 03:58:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      بخـــل    

     

     

     

     

    رساله حقوق امام سجاد علیه السلام

     

     

    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 03:55:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      کاش مهـــــدی برسد ما جوانان همگی در ره او پیر شویم    

     

     

    مفضل‏ گفت: آقا! از كجا ظاهر مى‏شود و چگونه آشكار ميگردد؟ فرمود: اى مفضل‏ او به تنهائى آشكار مى‏گردد و تنها بطرف خانه خدا مى‏آيد و تنها داخل كعبه مى‏شود و چون شب فرا رسد همچنان تنهاست، وقتى چشمها بخواب رفت و شب كاملا تاريك شد جبرئيل‏ و ميكائيل‏ و دسته دسته فرشتگان بر وى فرود مى‏آيند و در آن ميان جبرئيل بوى مى‏گويد: اى آقاى من هر چه بفرمائى پذيرفته است و فرمانت رواست. او (قائم) هم دست بر رخسارش ميكشد و ميگويد:

     

    الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَنا وَعْدَهُ وَ أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشاءُ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِينَ‏ يعنى: خدا را سپاس ميگذارم كه وعده‏اش در باره ما راست درآمد و زمين را بما واگذار كرد و هر جاى بهشت را بخواهيم منزل مى‏كنيم چه نيكوست پاداش عمل‏كنندگان بفرمان الهى! آنگاه در بين ركن و مقام مى‏ايستد و با صداى رسا مى‏گويد: اى نقبا و مردمى كه بمن نزديك هستيد، و اى كسانى كه خداوند شما را پيش از ظهور من در روى زمين براى يارى من ذخيره كرده است، براى اطاعت از من بسوى من بيائيد! صداى او باين افراد ميرسد و آنها در شرق و غرب عالم بعضى در محراب عبادت و گروهى خوابيده‏اند، و با اين وصف با يك صدا كه ميشنوند و با يك چشم بهم زدن در بين ركن و مقام نزد او خواهند بود.

     

     

    ________________________________________
    مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى - دوانى، على، مهدى موعود ( ترجمه جلد 51 بحار الأنوار)، 1جلد، اسلاميه - تهران، چاپ: بيست و هشتم، 1378 ش.

     

     

    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 03:49:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      هر چیزی بکاری همان رو درو میکنی ....    

     

     

     

     

     

    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 01:01:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      آخرالزمـــان    

     

     

     

     

    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 12:59:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      شهید مهدی باکری    

     

     

    بهش گفتم « توی راه که برمی گردی، یه خورده کاهو و سبزی بخر.» گفت « من سرم خیلی
    شلوغه ، می ترسم یادم بره. روی یه تیکه کاغذ هرچی می خوای بنویس، بهم بده.» همان موقع
    داشت جیبش راخالی می کرد. یک دفترچه ی یاداشت و یک خودکار در آورد گذاشت زمین .
    برداشتمشان تا چیزهایی که می خواستم تویش بنویسم یک دفعه به م گفت« ننویسی ها! » جا
    خوردم. نگاهش که کردم، به نظرم کمی عصبانی شده بود. گفتم « مگه چی شده؟ » گفت « اون
    خودکاری که دستته مال بیت الماله.» گفتم « من که نمی خوام کتاب باهاش بنویسم. دو - سه تا
    کلمه که بیش تر نیست.» گفت «نه.»

     

     

    موضوعات: شهید  لینک ثابت  [ 12:57:00 ب.ظ ]

    1 نظر »

       
      يادآوري ارزش هاي اخلاقي    

     

     


    اي بندگان خدا! آن كس كه نسبت به خود خيرخواهي او بيشتر است، در برابر خدا ، از همه كس فرمانبردارتر است، و آن كس كه خويشتن را بيشتر مي فريبد، نزد خدا گناه كارترين انسان ها است، زيانكار واقعي كسي است كه خود را بفريبد. و آن كس مورد غبطه است و بر او رشك مي برند كه دين او سالم باشد. سعادتمند كسي است كه از زندگي ديگران عبرت آموزد،و شقاوتمند كسي است كه فريب هوا و هوس ها را بخورد.

    آگاه باشيد! رياكاري و تظاهر ، هرچند اندك باشد شرك است، و همنشيني با هواپرستان ايمان را به فراموشي مي سپارد، و شيطان را حاضر مي كند. از دروغ بركنار باشيد كه با ايمان فاصله دارد. راستگو در راه نجات و بزرگواري است، اما دروغگو بر لب پرتگاه هلاكت و خواري است ، حسد نورزيد كه حسد ايمان را چونان آتشي كه هيزم را خاكستر كند، نابود مي سازد. با يكديگر دشمني و كينه توزي نداشته باشيد كه نابودكننده هر چيزي است.

    بدانيد كه آرزوهاي دور و دراز عقل را غافل و ياد خدا را به فراموشي مي سپارد. آرزوهاي ناروا را دروغ انگاريد كه آرزوها فريبنده اند و صاحبش فريب خورده.

     

    ____________________________________________________________________________

    ترجمه خطبه 86 نهج البلاغه

     

     

    موضوعات: نهج البلاغه  لینک ثابت  [ 12:05:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      عواملی که فشار قبر را کاهش می دهد    



    فشار قبر

     

     

     حضرت پیامبر عظیم‌الشأن اسلام (صلی الله علیه وآله) فرمود: «اگر اندازه‌ی رحمت خدا را می‌دانستید هر آیینه بر آن تکیه می‌کردید و جز اعمال اندکی انجام نمی‌دادید و اگر میزان غضب و خشم خدا را می‌دانستید گمان می‌کردید که دیگر نجات نخواهید یافت.»(1)

    ولی بنا بر فرمایش امام صادق (علیه السلام): «هیچ بنده‌ی مؤمنی نیست مگر آن که در قلبش دو نور وجود دارد نور خوف (از عذاب الهی) و نور امید (به رحمت پروردگار) که اگر هر یک را با دیگری بسنجد از آن زیادتر نخواهد بود» (2) یعنی هر دو به یک میزان خواهند بود.

    انسان تا به امروزَش عوالم مختلفی را پشت سر نهاده و عالم‌های دیگری را در پیش‌رو دارد، انسان با مرگ از عالم دنیا به جهان آخرت منتقل می‌شود که آخرت هم ابتدایش «عالم برزخ» و انتهایش که بعد از برپایی قیامت کبری است بهشت یا دوزخ می‌باشد. ‌

    حضرت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمودند: «فشار قبر برای مؤمن کفاره تباه نمودن نعمت‌ها از ناحیه‌ی اوست»

    یکی از ویژگی‌های عالم برزخ ‌«فشار قبر» می‌باشد. فشار قبر نسبت به افراد متفاوت است بعضی از افراد فشار قبر ندارند و آن‌ها که دارند فشارشان از نظر شدت و ضعف یکسان نیست و بستگی به اعمال آن‌ها دارد.

    عذاب و فشار برزخی که از آن به فشار قبر یاد می‌شود حقیقتی است که ارتباط مستقیمی با اعمال و رفتار و کیفیت زندگی فرد در دنیا داشته و احیاناً با بعضی از علل و عوامل تشدید می‌شود. از آنجا که نظام برزخی و احکام و آثار آن، برای ما ناشناخته است؛ طبعاً ما با درک قاصر خود، نمی‌توانیم دریابیم که کدام انحراف و عمل، در تشدید عذاب و گرفتاری برزخی نقش دارد و تنها، کلام الهی و سخنان معصومان(علیه السلام) است که با برخورداری از دانش و احاطه خاص بر حقایق، می‌تواند راه‌گشای آشنایی ما به این عوامل باشد.


    عواملی که موجب فشار قبر می‌شود و عواملی که باعث کاهش یا رفع فشار قبر می‌شود

    عواملی که موجب فشار قبر می‌شود:

    ‌1ـ بداخلاقی. ‌

    ‌2ـ سخن‌چینی.

    3-مراعات نکردن طهارت و نجاست و پرهیز نکردن از بول.(3)

    4-یاری نکردن مظلوم. در کتاب ثواب الاعمال آمده است که: یکی از علمای بنی‌اسرائیل از دنیا رفت و فشار قبر بر او وارد شد چرا که او یک بار نماز را (عمداً) بی‌وضو خوانده بود و از کنار مظلومی گذشته بود و او را یاری نکرده بود.(4)‌

    5-ضایع نمودن نعمت‌های الهی: حضرت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمودند: «فشار قبر برای مؤمن کفاره تباه نمودن نعمت‌ها از ناحیه‌ی اوست». (5)

     

    عواملی که باعث کاهش یا رفع فشار قبر می‌شود:


    1ـ اتمام رکوع

     امام باقر(علیه السلام) می‌فرماید: “کسی که رکوعش را تمام و کمال به جا آورد، وحشت قبر او را نمی‌گیرد".(6)

    البته در این روایت واژه وحشت به کار رفته که ممکن است گفته شود فشار قبر از آن استفاده نمی‌شود ولی می‌توان گفت:چون فشار قبر بدون وحشت امکان ندارد وقتی وحشت برداشته شد ، طبعاً فشاری هم نخواهد بود.

    2ـ چهار بار به حج رفتن

    امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: “کسی که چهار حج به جا آورد، هیچ گاه او را فشار قبر نمی‌گیرد".(7)

    3ـ زیارت امام حسین(علیه السلام)

    در روایت است که یکی از پاداش‌هایی که خداوند به زایر قبر امام حسین(علیه السلام) می‌دهد آن است که از عذاب و فشار قبر او را نجات می‌دهد.(8)

    4ـ مرگ در اوقات خاص

    امام صادق(علیه السلام) فرمود: “کسی که بین زوال شمس روز پنج شنبه تا ظهر روز جمعه بمیرد، خداوند او را از فشار قبر محافظت می‌کند"(9)

    و در نقلی دیگر ان حضرت فرمودند: کسی که در روز جمعه بمیرد خدای تعالی رهایی از فشار قبر برای او مقرر می‌کند. (10)

    5ـ خیرات بازماندگان

    امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: “میت در فشار به سر می‌برد اما به خاطر نماز برادرش خداوند قبر او را وسعت می‌دهد".(11)

    6- قرائت سوره نساء در روزهای جمعه

    امام علی (علیه السلام) فرمود: کسی که در هر جمعه سوره نساء را بخواند از فشار قبر در امان خواهد بود.(12)

    7- قرائت سوره نون والقلم

    امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید:کسی که سوره نون والقلم را در نماز واجب یا مستحب بخواند خدای عزوجل او را برای همیشه از فقر در امان می‌دارد و هنگامی که بمیرد او را در پناه خود از فشار قبر مصون بدارد.(13)

    8- قرائت سوره یس

    سوره یس خواندن نیز از عواملی است که ایمنی از فشار قبر می‌آورد .(14)

    هرکس در روز جمعه مابین طلوع آفتاب تا ظهر چهار رکعت نماز بخواند در هر رکعت بعد از حمد سوره تبارک(ملک) و سوره حم سجده را بخواند خداوند از فشار قبر نگهش می‌دارد

    9-خواندن سوره تکاثر در موقع خواب

    رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود: هرکس موقع خواب سوره تکاثر را بخواند از(فتنه القبر) فشار قبر نگه داشته می‌شود و خداوند او را از شر نکیر و منکر کفایت می‌کند.(15)

    10- صدقه

    پیامبر(صلی الله علیه وآله)فرمود:صدقه آفات دنیا و فشار قبر وعذاب روز قیامت را دفع می‌کند.(16)

    11 -خواندن سوره توحید در مرض موت

    رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود هرکس در مرض موتش قل هو الله احد را بخواند در قبرش عذاب نمی‌شود و از فشار قبر درامان است.(17)

    12-مداومت بر خواندن سوره زخرف

    ” امام باقر (علیه السلام) فرمود: کسی که مداومت بر خواندن سوره زخرف کند خداوند از حیوانات و حشرات زمین درامانش نگه می‌دارد و از فشار قبر ایمن می‌کند.(18)

    13 -خواندن چهار رکعت نماز

    هرکس در روز جمعه مابین طلوع آفتاب تا ظهر چهار رکعت نماز بخواند در هر رکعت بعد از حمد سوره تبارک(ملک) و سوره حم سجده را بخواند خداوند از فشار قبر نگهش می‌دارد.(19)

    این اعمال نمونه‌های اندکی است که در روایات باعث کم شدن یا نجات یافتن از فشار قبر شمرده شده است (20)

     


    پی نوشت ها:

    ‌1- میزان الحکمه 10 جلدی، ج 3، ص 178

    ‌2- بحارالانوار، ج 78، ص 259

    ‌3- همان، ج 75، ص 265

    ‌4- ثواب الاعمال، ص 111

    ‌5- بحارالانوار، ج 6، ص 221

    6. بحارالانوار ج6ص244

    7. همان ج99 ص20

    8. همان ج101 ص18

    9. شیخ صدوق ، من لایحضره الفقیه ،ج1،ص83

    10. محمدباقر مجلسی،بحارالانوار،ج6،ص230

    11. علل الشرایع، ج 1، ص 360.

    12. بحارالانوار ج92ص273

    13. همان ص316

    14. همان ص289

    15. بحارالانوار ج86 ص282

    16. بحارالانوار ج89ص336

    17.همان ص353

    18.ثواب الاعمال ص113.

    19. جمال الاسبوع ص42.

    20.ر.ک: معاد یا بازگشت به سوی خدا، ج 1، صص 277-282.

     

     

    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 11:22:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      ارزش دختر در فرهنگ اسلامي    

     

     


    دختر در فرهنگ اسلامي از ويژگي و جايگاه خاصي برخوردار است. در منابع اسلامي به گونه هاي مختلفي چون ريحانه1 (گل)، قوارير2(بلور)،حسنات3(نيكي ها) و بهترين فرزندان از او ياد شده است.4

     

    امام رضا عليه السلام فرمود:

    « اِنَّ اللهَ عَلَي الاُناثِ اَرَقَّ مِنهُ عَلي الذُّكُور»5

    «خداوند براي زنان و دختران مهربانتر است از مردان و پسران.»

     

    پيامبر صلي الله و عليه وآله فرمود:

    «بهترين شما كسي است كه براي زنان و دخترا بهترين باشد.»6

     

    و نيز فرمود:

    « هركس دوخواهر يا دودختر داشته، به آنان احسان نمايد، من و او در بهشت همانند اين دو انگشت(سبّابه و وسطي) در كنار هم خواهيم بود.7

     

    خود او آنقدر به دخترش، حضرت فاطمه عليها السلام احترام مي  گذاشت، كه مردم تعجب مي كردند و با تمام مقامي كه داشت، دست دخترش را مي بوسيد و به هنگام مراجعت از سفر، نخستين كسي را كه ديدار مي كرد دخترش فاطمه بود و به هنگامي كه مي خواست به سفر برود ، از آخرين خانه اي كه خداحافظي مي كرد، خانه فاطمه عليها  السلام بود.»8

     
     

    1. مكارم الاخلاق،ص251؛ وسائلالشيعه،ج15،ص101

    2. مكارم الاخلاق،ج1،ص240

    3. وسائل الشيعه،ج15،ص104

    4. وسائل الششيعه،ج4،ص79

    5. وشائل الشيعه،ج15،ص104

    6. نهج الفصاحه،حديث1522

    7.مستدرك،ج15،ص118

    8.تفسيرنمونه،ج11،ص275

     

     

    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 10:51:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      دوست    

     

     

     

     

    موضوعات: نهج البلاغه  لینک ثابت  [ 10:46:00 ق.ظ ]

    1 نظر »

       
      غنیمت بشمار    

     

     

     

     

    موضوعات: نهج البلاغه  لینک ثابت  [ 10:44:00 ق.ظ ]

    1 نظر »

       
      عظمت فقیه آل الله مرحوم آیت الله بروجردی در نظر اینیشتین    

     

     

    اینشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ”بروجردی بزرگ” یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ”حسابی عزیز” یاد کرده است.

    ▫️۳۰۰۰۰۰۰دلار بهای خرید این رساله توسط پروفسورابراهیم مهدوی( مقیم لندن) با کمک یکی از اعضاء شرکت اتومبیل” بنز” از یک عتیقه فروش یهودی بوده و دستخط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خطشناسی رایانه ای چک شده و تایید گشته که او این رساله را به دست خود نوشته است.

     

    ▫️ اصل نسخه ی این رساله اکنون جهت مسائل امنیتی به صندوق امانات سری لندن – بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی- سپرده شده و نگهداری میشود…

     

     

    موضوعات: سخن بزرگان, متفرقه  لینک ثابت  [ 10:41:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      سیر اینیشتین در قرآن و روایات    

     

     

     اسلام کامل ترین و معقول ترین دین در نگاه اینیشتین

     

    آلبرت اینشتین (فوت ۱۹۵۵ م) در رساله ی پایانی عمر خود با عنوان: “دی ارکلرونگ” Die Erkla”rung – von: Albert Einstein – ۱۹۵۴ یعنی:”بیانیه” که در سال ۱۹۵۴ آن را در امریکا و به آلمانی نوشته است :
    اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح میدهد و آن را کاملترین و معقولترین دین می داند.

    این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه ی اینشتین با آیت الله العظمی بروجردی (فوت۱۳۴۰ش =۱۹۶۱م) است که توسط مترجمین برگزیده آن زمان ایران محرمانه صورت پذیرفته است.

     

     آلبرت اینشتین و مطالعه کتاب بحار الانوار علامه مجلسی

     

    اینشتین در این رساله “نظریه نسبیت” خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از (نهج البلاغه) و بیش از همه بحارالانوار علامه مجلسی (که از عربی به انگلیسی ترجمه و تحت نظر آیت الله بروجردی شرح می شده) تطبیق داده و نوشته که :
     هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمیشود و تنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه پیچیده “نسبیت” را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان نفهمیده اند .

     از آن جمله حدیثی است که علامه مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم (صلی الله علیه و اله) نقل میکند که : هنگام برخاستن از زمین دامن یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی میخورد و آن ظرف واژگون میشود.اما پس از اینکه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) از معراج جسمانی باز میگردند مشاهده میکنند که پس از گذشت این همه زمان هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است …
    اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه ی “نسبیت زمان” دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن مینویسد…

    همچنین اینشتین در این رساله “معاد جسمانی” را از راه فیزیکی اثبات میکند (علاوه بر قانون سوم نیوتون=عمل وعکس العمل) . او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول معروف “نسبیت ماده و انرژی” میداند:
    E = M.C۲ » M = E :C۲

    یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره عینا” به ماده تبدیل شده و زنده خواهد شد.


     اینشتین قائل است که وحدت وجود(بحث های فلسفی) از خرافات شایع است

    او همچنین در همین رساله عقیده ی به “وحدت وجود” را از خرافات های شایع شده توسط ملا صدرا تلقی کرده و آن را از دیدگاه “فیزیک کلاسیک” و “فیزیک نسبیتی” به شدت مورد حمله قرار می دهد …
    بطور خلاصه: او میگوید: هر موجودی دارای حیطه و مرز فیزیکی خاص خود است (حیز وجودی) که امکان ندارد با موجود یا وجود دیگری اتحاد یا وحدت داشته یا بیابد…

     او همچنین در همین رساله عقیده ی به “وحدت وجود” را از خرافات های شایع شده توسط ملا صدرا تلقی کرده و آن را از دیدگاه “فیزیک کلاسیک” و “فیزیک نسبیتی” به شدت مورد حمله قرار می دهد …
    بطور خلاصه: او میگوید: هر موجودی دارای حیطه و مرز فیزیکی خاص خود است (حیز وجودی) که امکان ندارد با موجود یا وجود دیگری اتحاد یا وحدت داشته یا بیابد…

     

     

     

    موضوعات: سخن بزرگان, متفرقه  لینک ثابت  [ 10:38:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      به خود مغرور نشویم ، به خدا پناه ببریم ...    

     

     

     

     

    موضوعات: سخن بزرگان  لینک ثابت [چهارشنبه 1395-05-27] [ 11:30:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      در عجبم از مردمانی که حسین را میکشند آنگاه برای او گریه میکنند!    

     

     

    حسین که سلام خدا بر او باد ، شهید شد و حال آنکه هم معروف را میشناخت و هم قیام کرد تا آن را بشناساند.

    و آنها بر حسین میگریند در حالیکه نه معروف را میشناسند و نه به آن امر میکنند ، نه منکر را میشناسند و نه از آن نهی میکنند!

    بلکه عجیب تر

    حسین برای امر به معروف شهید شد و آنها بر حسین گریه میکنند در حالی که نهی ازمعروف میکنند و امر به منکر !

    بلکه عجیب تر

    حسین برای امر به معروف شهید شد و آنها بر حسین گریه میکنند در حالی که منکر را معروف میدانند و معروف را منکر!

     

    همانگونه که از امام باقر علیه السلام نقل شده است :

    «رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمودند: چگونه است حال شما ، زمانى كه زنان شما فاسد ، و جوانان شما فاسق شوند ، و حال آن كه امر به معروف و نهى از منكر نكرده اید؟

    گفته شد: این چنین خواهد شد یا رسول الله؟

    فرمود: بلى ، و بدتر از آن هم خواهد شد ، چگونه است حال شما ، زمانى كه امر كنید به منكر ، و نهى كنید از معروف؟

    گفته شد: یا رسول الله این چنین خواهد شد؟

    فرمود: بلى ، و بدتر از آن هم خواهد شد ، چگونه است حال شما زمانى كه معروف را منكر و منكر را معروف ببینید!»

     

    ای حسین سلام خدا بر تو باد !

    که اینان بر تو گریه میکنند در حالی که روزی هزاران بار تو را میکشند .

    خدایا مارا از حماقت برهان و آنگه از همراهی با احمقان.

     

     

     

    امیر مومنین علی علیه السلام میفرمایند:

    بعد از من زمانی خواهد آمد که

    چیزی از حق مخفی تر نخواهد بود و از باطل آشکارتر.

    هیچ چیز شایع تر از دروغ بر خدا و رسولش وجود نخواهد داشت.

    برای مردمان آن زمان ، کالایی بی ارزش تر از قرآن نخواهد بود ، اگرآنگونه که هست خوانده شود.

    و کالایی پرفروش تر و پر سود تر از قرآن نخواهد بود اگراز مواضع و جایگاه های خودش منحرف شود .

     

    و نه در میان بندگان و نه در شهرها چیزی زشت تر از معروف و زیباتر از منکر وجود نخواهد داشت .

    و هیچ عملی زشت تر و هیچ کیفرخواست و عقوبتی شدیدتر از پیمودن راه درست در هنگام گمراهی ها در آن زمان نخواهد بود .

    حاملان قرآن آنرا رها کرده اند و حافظان قرآن آنرا به فراموشی سپرده اند.

    به گونه ای که خواهش ها برآنان غلبه کرده و فقط قرآن را از پدرانشان به ارث برده اند و به تحریف قرآن از جایگاه هایش می پردازند ؛ چه به دروغ بستن به خدا و چه با دروغ خواندن حرف خدا.

    با چه بخلی قرآن را خریدند و با چه بی رغبتی ای با آن برخورد کردند.

     

    پس قرآن و اهل قرآن در اين زمان طرد شده و تبعيد شده از بین مردمند.

    و دو رفیق همراهند در یک راه و هیچ کسی آنها را در پناه خود جای نمیدهد.

    خوشا به حال این دو همراه و افسوس برآن دو و بر آنچه برای آن تلاش میکنند.

    پس قرآن و اهل قرآن در این زمان در میان مردمند و با آنها نیستند و در بین آنهایند و همراه آنها نیستند.

    علتش این است که گمراهی موافق با هدایت نیست اگرچه با هم در مکانی جمع شوند.

    و مردم بر تفرقه اجتماع کردند و از جماعت متفرق شدند.

    و به یقین، امور آنها را و امور دین آنها را کسانی بر عهده گرفتند که در بین آنها مکر و منکر و رشوه و کشتار می کنند

    گویا آنها امام قرآنند و نه قرآن امام آنها.

     

    از حق چیزی نزد آنها نمانده جز اسمش!

    آنها از قرآن چیزی نمیشناسند جز خطش و حرکاتش!

     

    کسی از آنها می آید که احکام قرآن را بشنود اما قلبش آرام نمیگیرد مگر اینکه از دینش خارج میشود.

    پیوسته از دین فرمانروایی به دین فرمانروایی دیگر و از ولایت پادشاهی به ولایت پادشاهی دیگر و از اطاعت ملکی به اطاعت ملکی دیگر و از عهد و پیمان ملکی به عهدو پیمان ملکی دیگر در می آید.

    و خداوند به گونه ای که آنها نمیدانند با آرزوهای تدریجی و امیدهای پی در پی ، آنها را رو به نابودی میکشاند به درستی که مکر خداوند پایدار و استوار است.

    آرزو ها و امیدهایی دارند که منجر میشود آنها در معصیت و گناه تکثیر نسل کنند و به ستم و ستم کاری نزدیک شوند و حال آنکه قرآن از هیچ یک از رفتار آنها نخواهد گذشت.

    آنها گمراهانی سرگردانند که متدین به غیر دین خدایند و غیر خدا را میپرستند.

    مساجد آنها در آن زمان آباد از گمراهی و خراب از هر هدایتیست.

    هدایت در میان آنها دگرگون شده است.

    قاریان آن مساجد و سازندگان آن زیانکارترین خلق خدا و آفریدگان اویند.

    از ناحیه آنها گمراهی آغاز میشود و به آنها برمیگردد.

    پس حاضر شدن آنها در مساجدشان و رفتن به سوی آن مساجد، کفر به خداوند عظیم است مگر کسی که از گمراهی آنها آگاه است.

    پس مساجد آنها بر اساس رفتارشان به همین نحو ، خراب از هر گونه هدایتی شده است و آباد از گمراهی.

    سنت خدا در آن زمان دگرگون شده است و از حدود خدا تعدی صورت گرفته است.

    آنها به سمت هدایت دعوت نمیکنند و سود و غنیمت را تقسیم نمیکنند و ذمه و عهدی را وفا نمیکنند.

     

    اگر کسی از آنها در این اوضاع کشته شود او را شهید میخوانند ، قطعا به خدا دروغ بسته اند و او را انکار کرده اند.

     

    آنها با جهل ، خود را از دانش بی نیاز کرده اند .

    و قبل از این چه شکنجه هایی که اهل علم را ندادند و چه بسیار که صدق گفتار آنها را بر خدا ، دروغ نامیدند.

    بر انجام کارهای نیکو و حسنات ، عقوبت و کیفرخواست گناهان و سیئات را قرار دادند.

    در حالی که خداوند تعالی به سوی شما رسولی را از بین خودتان فرستاد که برای او سخت و ناگوار است سختی شما و حریص است به آن چه نفع شماست و برای مومنین رئوف و مهربانست.صلی الله علیه وآله .(سوره توبه 128)

     

    وخداوند بر او کتابی عزیز فرستاد که هیچ باطلی به سمت آن کتاب نمی آید.چه در مقابلش وچه در پشتش.(فصلت 42)

    نازل شده ای از خداوندی حکیم و حمید.

    قرآنی عربی ، بدون هیچ کجی (زمر 28)

    برای این که محمد صلی الله علیه واله هر کسی که زنده به نور حق است را بیم دهد و قول و کلام بر ضد کافرین ثابت و استوار شود و بر آنها اتمام حجت شود (یس 70)

     

    (ادامه ترجمه نقل شده ازروضه كافى-ترجمه كمرهاى همراه با تغییر در افعال و به روزآوری متن)

     

    مبادا آرزوى بيجا شما را از توجه به حق بازدارد و مبادا عمر خود را دراز بشماريد (و كار خدا را بتاخير اندازيد) زيرا همانا آنانی كه پيش از شما بودند آرزوى دراز و سرپوش گذاردن بر مرگ، آنها را به هلاكت رسانيد تا آنكه زمان مرگشان رسيد.

     

    همان مرگى كه هنگام آن پوزشى پذيرفته نگردد و پذیرش توبه تمام شود و سختىِ كوبنده و نقمت ، فرارسد و قطعاخداوند عز و جل وعده خود را به شما رسانيده و گفتار حق را براى شما شرح داده و سنت و روش مسلمانى را به شما آموخته و راه ها را براى شما توضيح داده تا عذر شما را برطرف كند و بر يادآورى و توجه ، تشويق كرده و راه نجات را بیان نموده است.

    و راستش اينست كه هر كه اندرز خدا را پذيرفت و گفتار او را رهنماى خود ساخت خداوند او را به راستترين راه ، راهنمائى كند و او را براى رشد توفيق دهد و به او كمك كند و براى كارهاى هر چه بهترش آماده سازد.

    راستش اينست كه پناهنده به خدا آسوده و محفوظ است و دشمنش ترسان و فريبخورده.

    از خدا عز و جل خود را نگهداريد بوسيله ذكر بسيار و از او بترسيد با پرهيزكارى و به او نزديك شويد به فرمانبرى. زيرا او نزديكست و اجابتكننده است.

    خدا عز و جل فرموده است (186- البقره) و هر گاه بندگانم تو را از من بپرسند راستى كه من نزديكم و اجابت كنم دعاگو را در آن هنگام که بسوى من دعا كند.پس بايد آنها نیز طلب مرا اجابت كنند و به من ايمان بیآورند شايد رشد يابند.

    از خدا جوياى اجابت شويد و باو بگرويد و خدا را بزرگ شماريد كه هر كه خدا را ببزرگى شناخت سزاوار نيست خود را بزرگ شمارد، زيرا سربلندى كسانى كه عظمت خدا را دانستند همين است كه براى او تواضع كنند و عزت آن كسانى كه جلال خدا را ميدانند اينست كه در برابر خود را خوار و زبون شناسند و سلامت كسانى كه مىدانند نيروى خدا چيست؟ اينست كه بحضرت او تسليم باشند و دانسته خود را ناشناس بخداوند نسازند و پس از هدايت و ره يافتن بحق گمراه نشوند از حق كناره نكنيد چونان كه آدم تندرست از بيمار جربدار كناره كند و بهبود از بيمار گريزد.

    « و بدانيد كه شما رشد و صواب را نتوانيد شناخت مگر این که بشناسيد كسى را كه ترك کننده و مخالف آن است و نتوانيد بعهد و ميثاق قرآن بچسبيد مگر اینکه كسانى كه آن را نقض كرده و شكستهاند بشناسيد و بدان تمسك نداريد مگر این که كسي را بشناسيد كه آن را پشت سر انداخته است و هرگز قرآن را چنانچه شايد و بايد نخوانيد مگراین که كسى كه آن را سوزانيده بشناسيد.

    شما ضلالت را نمی فهميد مگر اینکه هدايت را بشناسید و هرگز تقوى و پرهيزكارى را تشخيص نمی دهيد مگر این که كسى كه از حق تجاوز كرده بشناسيد و چون اين مطالب را فهميديد بدعتها و دروغ گویی ها را ميتوانيد بفهميد و ميتوانيد بدانيد كه بخدا و رسولش افتراها بستهاند و قرآن را از جایگاه خود تحريف كرده و از مجراى خود به در بردهاند و مىدانيد كه چگونه خداوند هدايت كرده است آنها را كه هدايت يافتهاند.

    مبادا كسانى كه حقيقت را نمىدانند شماها را بنادانى برانند، علم و حقيقت قرآن را كس نداند كه چيست و مقصود حقيقى كدامست جز كسى كه طعم آن را چشيده و بواقعيت آن رسيده و با دانش آن نادانى خود را برطرف ساخته و كورى دل خود را بينا نموده و گوش دل خود را بدان شنوا ساخته و بوسيله آن دانسته آنچه گذشته و از دست رفته. و زنده شده بوسيله آن پس از مردنش (مردن از کفر و زنده شدن به ایمان )

    و نام خود را پيش خداوند ( عز ذكره ) در دفتر حسنات ثبت كرده و از دفتر سيئات بیرون كرده و به این وسیله به رضوان خدا تبارك و تعالى رسيده و آن را از نزد اهلش بخصوص بجوئيد.

    زيرا آنان نور ويژهاى باشند كه از آن بايد پرتو گرفت و امامانى هستند كه بآنها اقتدا شود آنان زندگى و رواج دانشند و مايه مرگ و نابودى جهل.

    آنانند كه قضاوتشان شما را از علم و دانششان با خبر ميكند و خاموشى آنان گواه منطق وفرزانگى آنها است و برونشان از درونشان حكايت دارد با دين و مقرراتش مخالف نيستند و در آن اختلافى ندارند و آن دين ميان آنان گواهى است صادق.

     

    با اينكه دم بسته گويا است پس آنان گواهان برحقند و خبرگزاران راست گو، نه با حق مخالفند و نه در آن اختلافى دارند آنان در نزد خداوند گذشته روشن و خوبى دارند و قضاوت درست خدا عز و جل در باره آنها صادر شده است و در همين يادآورى خوبيست براى يادآوران،

    حقرا درك كنيد

    و هر گاه آن را شنیدید ،طوری بشنوید كه مورد عمل و رعايت قرار بدهید و نه براى محض اينكه آن را ياد بگيريد و نقل كنيد زيرا راويان و ناقلان قرآن بسيارند و مراعاتكنندههاى قرآن و عملكنندههاى بدان اندكند.

     

    و اللَّه المستعان.

     

    الكافي 8 386 خطبة لأمير المؤمنين ع ….. ص : 86

    َّ إِنَّهُ سَيَأْتِي عَلَيْكُمْ مِنْ بَعْدِي زَمَانٌ لَيْسَ فِي ذَلِكَ الزَّمَانِ شَيْءٌ أَخْفَى مِنَ الْحَقِّ وَ لَا أَظْهَرَ مِنَ الْبَاطِلِ وَ لَا أَكْثَرَ مِنَ الْكَذِبِ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى وَ رَسُولِهِ ص وَ لَيْسَ عِنْدَ أَهْلِ ذَلِكَ الزَّمَانِ سِلْعَةٌ أَبْوَرَ مِنَ الْكِتَابِ إِذَا تُلِيَ حَقَّ تِلَاوَتِهِ وَ لَا سِلْعَةٌ أَنْفَقَ بَيْعاً وَ لَا أَغْلَى ثَمَناً مِنَ الْكِتَابِ إِذَا حُرِّفَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَ لَيْسَ فِي الْعِبَادِ وَ لَا فِي الْبِلَادِ شَيْءٌ هُوَ أَنْكَرَ مِنَ الْمَعْرُوفِ وَ لَا أَعْرَفَ مِنَ الْمُنْكَرِ وَ لَيْسَ فِيهَا فَاحِشَةٌ أَنْكَرَ وَ لَا عُقُوبَةٌ أَنْكَى مِنَ الْهُدَى عِنْدَ الضَّلَالِ فِي ذَلِكَ الزَّمَانِ

    فَقَدْ نَبَذَ الْكِتَابَ حَمَلَتُهُ وَ تَنَاسَاهُ حَفَظَتُهُ حَتَّى تَمَالَتْ بِهِمُ الْأَهْوَاءُ وَ تَوَارَثُوا ذَلِكَ مِنَ الْآبَاءِ وَ عَمِلُوا بِتَحْرِيفِ الْكِتَابِ كَذِباً وَ تَكْذِيباً فَبَاعُوهُ بِالْبَخْسِ وَ كَانُوا فِيهِ مِنَ الزَّاهِدِينَ

    فَالْكِتَابُ وَ أَهْلُ الْكِتَابِ فِي ذَلِكَ الزَّمَانِ طَرِيدَانِ مَنْفِيَّانِ وَ صَاحِبَانِ مُصْطَحِبَانِ فِي طَرِيقٍ وَاحِدٍ لَا يَأْوِيهِمَا مُؤْوٍ فَحَبَّذَا ذَانِكَ الصَّاحِبَانِ وَاهاً لَهُمَا وَ لِمَا يَعْمَلَانِ لَهُ

    فَالْكِتَابُ وَ أَهْلُ الْكِتَابِ فِي ذَلِكَ الزَّمَانِ فِي النَّاسِ وَ لَيْسُوا فِيهِمْ وَ مَعَهُمْ وَ لَيْسُوا مَعَهُمْ وَ ذَلِكَ لِأَنَّ الضَّلَالَةَ لَا تُوَافِقُ الْهُدَى وَ إِنِ اجْتَمَعَا وَ قَدِ اجْتَمَعَ الْقَوْمُ عَلَى الْفُرْقَةِ وَ افْتَرَقُوا عَنِ الْجَمَاعَةِ قَدْ وَلَّوْا أَمْرَهُمْ وَ أَمْرَ دِينِهِمْ مَنْ يَعْمَلُ فِيهِمْ بِالْمَكْرِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الرِّشَا وَ الْقَتْلِ كَأَنَّهُمْ أَئِمَّةُ الْكِتَابِ وَ لَيْسَ الْكِتَابُ إِمَامَهُمْ

    لَمْ يَبْقَ عِنْدَهُمْ مِنَ الْحَقِّ إِلَّا اسْمُهُ وَ لَمْ يَعْرِفُوا مِنَ الْكِتَابِ إِلَّا خَطَّهُ وَ زَبْرَهُ يَدْخُلُ الدَّاخِلُ لِمَا يَسْمَعُ مِنْ حِكَمِ الْقُرْآنِ فَلَا يَطْمَئِنُّ جَالِساً حَتَّى يَخْرُجَ مِنَ الدِّينِ يَنْتَقِلُ مِنْ دِينِ مَلِكٍ إِلَى دِينِ مَلِكٍ وَ مِنْ وَلَايَةِ مَلِكٍ إِلَى وَلَايَةِ مَلِكٍ وَ مِنْ طَاعَةِ مَلِكٍ إِلَى طَاعَةِ مَلِكٍ وَ مِنْ عُهُودِ مَلِكٍ إِلَى عُهُودِ مَلِكٍ

    فَاسْتَدْرَجَهُمُ اللَّهُ تَعَالَى مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ وَ إِنَّ كَيْدَهُ مَتِينٌ بِالْأَمَلِ وَ الرَّجَاءِ حَتَّى تَوَالَدُوا فِي الْمَعْصِيَةِ وَ دَانُوا بِالْجَوْرِ وَ الْكِتَابُ لَمْ يَضْرِبْ عَنْ شَيْءٍ مِنْهُ صَفْحاً ضُلَّالًا تَائِهِينَ قَدْ دَانُوا بِغَيْرِ دِينِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَدَانُوا لِغَيْرِ اللَّهِ مَسَاجِدُهُمْ فِي ذَلِكَ الزَّمَانِ عَامِرَةٌ مِنَ الضَّلَالَةِ خَرِبَةٌ مِنَ الْهُدَى قَدْ بُدِّلَ فِيهَا مِنَ الْهُدَى فَقُرَّاؤُهَا وَ عُمَّارُهَا أَخَائِبُ خَلْقِ اللَّهِ وَ خَلِيقَتِهِ

    مِنْ عِنْدِهِمْ جَرَتِ الضَّلَالَةُ وَ إِلَيْهِمْ تَعُودُ فَحُضُورُ مَسَاجِدِهِمْ وَ الْمَشْيُ إِلَيْهَا كُفْرٌ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ إِلَّا مَنْ مَشَى إِلَيْهَا وَ هُوَ عَارِفٌ بِضَلَالِهِمْ فَصَارَتْ مَسَاجِدُهُمْ مِنْ فِعَالِهِمْ عَلَى ذَلِكَ النَّحْوِ خَرِبَةً مِنَ الْهُدَى عَامِرَةً مِنَ الضَّلَالَةِ قَدْ بُدِّلَتْ سُنَّةُ اللَّهِ وَ تُعُدِّيَتْ حُدُودُهُ وَ لَا يَدْعُونَ إِلَى الْهُدَى وَ لَا يَقْسِمُونَ الْفَيْءَ وَ لَا يُوفُونَ بِذِمَّةٍ

    يَدْعُونَ الْقَتِيلَ مِنْهُمْ عَلَى ذَلِكَ شَهِيداً قَدْ أَتَوُا اللَّهَ بِالِافْتِرَاءِ وَ الْجُحُودِ وَ اسْتَغْنَوْا بِالْجَهْلِ عَنِ الْعِلْمِ وَ مِنْ قَبْلُ مَا مَثَّلُوا بِالصَّالِحِينَ كُلَّ مُثْلَةٍ وَ سَمَّوْا صِدْقَهُمْ عَلَى اللَّهِ فِرْيَةً وَ جَعَلُوا فِي الْحَسَنَةِ الْعُقُوبَةَ السَّيِّئَةَ وَ قَدْ بَعَثَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْكُمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ ص

    وَ أَنْزَلَ عَلَيْهِ كِتَاباً عَزِيزاً لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ قُرْآناً عَرَبِيّاً غَيْرَ ذِي عِوَجٍ لِيُنْذِرَ مَنْ كانَ حَيًّا وَ يَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْكافِرِينَ

    فَلَا يُلْهِيَنَّكُمُ الْأَمَلُ وَ لَا يَطُولَنَّ عَلَيْكُمُ الْأَجَلُ فَإِنَّمَا أَهْلَكَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ أَمَدُ أَمَلِهِمْ وَ تَغْطِيَةُ الْآجَالِ عَنْهُمْ حَتَّى نَزَلَ بِهِمُ الْمَوْعُودُ الَّذِي تُرَدُّ عَنْهُ الْمَعْذِرَةُ وَ تُرْفَعُ عَنْهُ التَّوْبَةُ وَ تَحُلُّ مَعَهُ الْقَارِعَةُ وَ النَّقِمَةُ وَ قَدْ أَبْلَغَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْكُمْ بِالْوَعْدِ وَ فَصَّلَ لَكُمُ الْقَوْلَ وَ عَلَّمَكُمُ السُّنَّةَ وَ شَرَحَ لَكُمُ الْمَنَاهِجَ لِيُزِيحَ الْعِلَّةَ وَ حَثَّ عَلَى الذِّكْرِ وَ دَلَّ عَلَى النَّجَاةِ وَ إِنَّهُ مَنِ انْتَصَحَ لِلَّهِ وَ اتَّخَذَ قَوْلَهُ دَلِيلًا هَدَاهُ لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَ وَفَّقَهُ لِلرَّشَادِ وَ سَدَّدَهُ

    وَ يَسَّرَهُ لِلْحُسْنَى فَإِنَّ جَارَ اللَّهِ آمِنٌ مَحْفُوظٌ وَ عَدُوَّهُ خَائِفٌ مَغْرُورٌ فَاحْتَرِسُوا مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِكَثْرَةِ الذِّكْرِ وَ اخْشَوْا مِنْهُ بِالتُّقَى وَ تَقَرَّبُوا إِلَيْهِ بِالطَّاعَةِ فَإِنَّهُ قَرِيبٌ مُجِيبٌ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَ لْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ فَاسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ آمِنُوا بِهِ وَ عَظِّمُوا اللَّهَ الَّذِي لَا يَنْبَغِي لِمَنْ عَرَفَ عَظَمَةَ اللَّهِ أَنْ يَتَعَظَّمَ فَإِنَّ رِفْعَةَ الَّذِينَ يَعْلَمُونَ مَا عَظَمَةُ اللَّهِ أَنْ يَتَوَاضَعُوا لَهُ وَ عِزَّ الَّذِينَ يَعْلَمُونَ مَا جَلَالُ اللَّهِ أَنْ يَذِلُّوا لَهُ وَ سَلَامَةَ الَّذِينَ يَعْلَمُونَ مَا قُدْرَةُ اللَّهِ أَنْ يَسْتَسْلِمُوا لَهُ فَلَا يُنْكِرُونَ أَنْفُسَهُمْ بَعْدَ حَدِّ الْمَعْرِفَةِ وَ لَا يَضِلُّونَ بَعْدَ الْهُدَى فَلَا تَنْفِرُوا مِنَ الْحَقِّ نِفَارَ الصَّحِيحِ مِنَ الْأَجْرَبِ وَ الْبَارِئِ مِنْ ذِي السُّقْمِ وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ لَنْ تَعْرِفُوا الرُّشْدَ حَتَّى تَعْرِفُوا الَّذِي تَرَكَهُ وَ لَمْ تَأْخُذُوا بِمِيثَاقِ الْكِتَابِ حَتَّى تَعْرِفُوا الَّذِي نَقَضَهُ وَ لَنْ تَمَسَّكُوا بِهِ حَتَّى تَعْرِفُوا الَّذِي نَبَذَهُ وَ لَنْ تَتْلُوا الْكِتَابَ حَقَّ تِلَاوَتِهِ حَتَّى تَعْرِفُوا الَّذِي حَرَّفَهُ وَ لَنْ تَعْرِفُوا الضَّلَالَةَ حَتَّى تَعْرِفُوا الْهُدَى وَ لَنْ تَعْرِفُوا التَّقْوَى حَتَّى تَعْرِفُوا الَّذِي تَعَدَّى فَإِذَا عَرَفْتُمْ ذَلِكَ عَرَفْتُمُ الْبِدَعَ وَ التَّكَلُّفَ وَ رَأَيْتُمُ الْفِرْيَةَ عَلَى اللَّهِ وَ عَلَى رَسُولِهِ وَ التَّحْرِيفَ لِكِتَابِهِ وَ رَأَيْتُمْ كَيْفَ هَدَى اللَّهُ مَنْ هَدَى فَلَا يُجْهِلَنَّكُمُ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّ عِلْمَ الْقُرْآنِ لَيْسَ يَعْلَمُ مَا هُوَ إِلَّا مَنْ ذَاقَ طَعْمَهُ فَعُلِّمَ بِالْعِلْمِ جَهْلَهُ وَ بُصِّرَ بِهِ عَمَاهُ وَ سُمِّعَ بِهِ صَمَمَهُ وَ أَدْرَكَ بِهِ عِلْمَ مَا فَاتَ وَ حَيِيَ بِهِ بَعْدَ إِذْ مَاتَ

    وَ أَثْبَتَ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ ذِكْرُهُ الْحَسَنَاتِ وَ مَحَا بِهِ السَّيِّئَاتِ وَ أَدْرَكَ بِهِ رِضْوَاناً مِنَ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَاطْلُبُوا ذَلِكَ مِنْ عِنْدِ أَهْلِهِ خَاصَّةً فَإِنَّهُمْ خَاصَّةً نُورٌ يُسْتَضَاءُ بِهِ وَ أَئِمَّةٌ يُقْتَدَى بِهِمْ وَ هُمْ عَيْشُ الْعِلْمِ وَ مَوْتُ الْجَهْلِ هُمُ الَّذِينَ يُخْبِرُكُمْ حُكْمُهُمْ عَنْ عِلْمِهِمْ وَ صَمْتُهُمْ عَنْ مَنْطِقِهِمْ وَ ظَاهِرُهُمْ عَنْ بَاطِنِهِمْ لَا يُخَالِفُونَ الدِّينَ وَ لَا يَخْتَلِفُونَ فِيهِ فَهُوَ بَيْنَهُمْ شَاهِدٌ صَادِقٌ وَ صَامِتٌ نَاطِقٌ فَهُمْ مِنْ شَأْنِهِمْ شُهَدَاءُ بِالْحَقِّ وَ مُخْبِرٌ صَادِقٌ لَا يُخَالِفُونَ الْحَقَّ وَ لَا يَخْتَلِفُونَ فِيهِ قَدْ خَلَتْ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ السَّابِقَةُ وَ مَضَى فِيهِمْ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حُكْمٌ صَادِقٌ وَ فِي ذَلِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِينَ فَاعْقِلُوا الْحَقَّ إِذَا سَمِعْتُمُوهُ عَقْلَ رِعَايَةٍ وَ لَا تَعْقِلُوهُ عَقْلَ رِوَايَةٍ فَإِنَّ رُوَاةَ الْكِتَابِ كَثِيرٌ وَ رُعَاتَهُ قَلِيلٌ وَ اللَّهُ الْمُسْتَعَانُ

     

     

    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 11:25:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      لباس شهرت    

     

     

     

     

    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 11:09:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      علی در مسجد حنانه    

     

     

    صدا آری صدا جان جهان را زیرو رو می کرد

    پیمبر در همه عمر آن صدا را جستجو می کرد

    نفس های خودش بود آن صدای با طمأنینه

    صدایی که شب معراج با او گفتگو می کرد

    نمی دانم چرا اما پیمبر بعد معراجش

    عبای مرتضی را بیشتر از پیش بو می کرد

    خدا آن شب سخن می گفت با صوت یداللهی

    خدا پیش محمد(ص) دست خود را داشت رو می کرد

    خدا مشغول خلقت بود دنیا را همان موقع

    علی در مسجد حنانه کفشش را رفو می کرد

    نفهمیدیم مولا را… نفهمیدیم بعد از جنگ

    علی شمشیر را با اشک هایش شست و شو می کرد

    اگر او یازده تن را به جای خود نمی آورد

    چگونه با نبود او زمین یک عمر خو می کرد

     

    سید حمیدرضا برقعی

     

     

    موضوعات: شعر  لینک ثابت  [ 11:06:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      سوال یک دختربچه ۹ساله شیعه    

     

     

    ازمدیر خود که باعث شد تمام کارشناسان شبکه های وهابی جوابی بجز سکوت برایش نیافتند:

    ما درکلاس ۲۴نفر هستیم، معلم ما وقتی میخواد از کلاس بیرون بره به من میگه : خانم محمدی ، شما مبصر باش تا نظم کلاس بهم نریزه . . . وبه بچه ها میگه: بچه ها ، گوش به حرف مبصر کنید ، تا برگردم . شما میگید پیامبر(صلی الله علیه واله ) از دنیا رفت وکسی را به جانشینی خودش انتخاب نکرد ، آیا پیامبر(صلی الله علیه واله) ، به اندازه معلم ما ، بلد نبود یک مبصر و یک جانشین بعد از خودش تعیین کند که نظم جامعه … اسلامی به هم نریزد ؟!
    جواب مدیر اهل سنت به دانش آموز شیعه: برو فردا با ولی ات بیا کارش دارم ، دانش آموز رفت وفرداش با دوستش اومد. مدیرگفت: پس چرا ولیتو نیاووردی ، مگه نگفتم ولیتو بیار ؟ دانش آموز گفت: این ولیه منه دیگه . مدیر عصبانی شدوگفت: منظور من از ولی سرپرسته ، پدرته ، رفتی دوستتو آوردی؟ دانش آموز گفت: نشد دیگه اینجا میگی ولی یعنی سرپرست ، پس چطور وقتی پیامبر میگه این علی ولی شماست میگید معنی ولی میشه دوست . بنازم به این بچه شیعه .

     

    موضوعات: متفرقه  لینک ثابت  [ 10:59:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      دعایی از عمق وجود    

     

     

    امام صادق علیه السلام فرمود:

     

    هنگامی که عذاب و سختی بر بنی اسرائیل طولانی شد، در پیشگاه الهی دست به دعا برداشتند و چهل روز ضجه زدند و گریه کردند.

    تا اینکه خدای تعالی به موسی و هارون وحی فرمود تا آن ها را از دست فرعون نجات دهند.

    و با این کارشان خدا از 170 سال باقیمانده غیبت صرف نظر فرمود.”

    بعد امام می فرمایند:

    همچنین اگر شما شیعیان چنین کنید،
    خدای تعالی حتماً فرج ما را خواهد رساند[قبل از رسیدن به انتهایش]
    و اگر این کار را نکنید امر ظهور به انتهایش موکول خواهد شد.

    بحار الأنوار جلد۵۲ صفحه 131.

     

     

    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 10:53:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      سید احمد پلارک و ماجرای مرقد معطــر وی    

     

     

     

     می گویند :


    شهید سید احمد پلارک در یکی از پایگاه های زمان جنگ ،کار میکرد  و همیشه مشغول نظافت سرویس بهداشتی آن پایگاه بود . در یک حمله هوایی هنگامی که او در حال نظافت بود  ، موشکی به آنجا برخورد میکند و این شهید زیر آوار مدفون میشود .
    بعد از بمب باران ، هنگامی که امداد گران در حال جمع آوری زخمی ها و شهیدان بودند ، متوجه میشوند که بوی شدید گلاب از زیر آوار می آید .
    وقتی آوار را کنار میزنند با پیکر پاک این شهید روبرو میشوند که غرق در بوی گلاب است .

     

    می گویند :


    مادرش میگفت :پسرم از ۱۳ سالگی تا به هنگام شهادت وقتی ۲۳ سالش بود؛ نماز شبش ترک نشد.  شبهای بسیاری سر بر سجده عبادت با خدای خود نجوا می کرد و اشک می ریخت…

     

     

    موضوعات: شهید  لینک ثابت  [ 10:49:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      سفارش حضرت علي عليه السلام به محمدبن حنفيه    

     

     

    حضرت علــي عليه السلام به فرزندش محمد بن حنفيه فرمود :


    « اَلمَرئةُ رِيحانةٌ وَ لَيست بِقَهرِمانَةِ فَدارِها عَلي كُلِّ حالِ وَ اَحسِنِ الصُحبَةَ لَها لِيَصفُوا عِيشُك »

     

    « زن ريحانه (گل) است، نه قهرمان . پس با او در هر حال مدارا كن و رفتار نيكو داشته باش تا زندگي ات با صفا و گوارا باشد . »

                                     

     

         من لايحضره الفقيه، ج 3، ص 556

     

     

    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 10:40:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      ماجرای خانه ها و ماشین های میلیاردی!!    

     

     

     

    امام صادق عليه السلام فرمودند:

    فكر مى كنى اگر خداوند به كسى چيزى داده، به اين خاطر است كه او در پيشگاه خدا احترام دارد؟
    و اگر به كسى چيزى نداده، از آن روست كه او در نظر خدا، خوار و بى مقدار است؟
    نه!

    بلكه مال و ثروت، از آنِ خداست كه نزد انسان به امانت مى گذارد
    و به انسان ها اجازه مى دهد كه با رعايت ميانه روى ، بخورند و بپوشند
    و ازدواج كنند و وسيله سوارى سوار شوند و اضافه آن را به مؤمنانِ نيازمند بدهند
    و به اين وسيله، آنها را از پريشانى برهانند.
    پس هر كس چنين كند ، آنچه مى خورد و
    مى نوشد و سوار مى شود و ازدواج مى كند، حلال است
    و هر كس از اين حد تجاوز كند، بر او حرام است …
    آيا خيال مى كنى اگر خداوند مالى را به امانت به كسى بدهد ،
    او حق دارد اسبى را به ده هزار دِرهم بخرد،
    در حالى كه اسب بيست دِرهمى هم برايش كافى است؟

    … و حال آن كه خداوند فرموده است:
    «اسراف نكنيد كه خدا اسرافكاران را دوست ندارد»؟!

     

     

    بحار الأنوار، ج 79، ص 304، ح 17

     

     

    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 10:28:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      زیارت    

     

     

     

     

    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 10:19:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      فرزندان آخرالزمان...    

     

     


    رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم به بعضى از کودکان نظر کرد و فرمودند:


    واى بر فرزندان آخرالزمان از روش پدرانشان.
    عرض شد یا رسول اللَّه از پدران مشرک آنها؟

    فرمودند: نه، از پدران مسلمانشان که چیزى از فرائض دینى را به آنها یاد نمیدهند،
    و اگر فرزندان، خود از پى فراگیرى بروند
    منعشان میکنند و تنها از این خشنودند که آنها در آمد مالى داشته باشند هر چند ناچیز باشد.

    سپس فرمودند:
    من از این پدران برى و بیزارم و آنان نیز از من بیزارند.

     


    جامع احادیث الشیعه: ج۲۱، ص۴۰۸.

     

     

     

    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 10:16:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      از خنده فرشته ها خندیدیم!!    

     

     

     


    رسول خدا صلی الله علیه و آله از حضرت جبرئیل علیه السلام سوال کردند آیا فرشتگان خنده و گریه دارند ؟

    جبرئیل علیه السلام فرمود :

    المرأه البارزه إذا ماتت فیسجّى قبرها حتّى یسوّى علیه اللّبن لئلّا یطّلع على حجمها، فتضحک‏ الملائکه و تقول: حین کانت مشتهاه فما سجّیتموها، و الآن صارت منفّره فسجّیتموها … ؟!

    یکی از آنجاهای که فرشتگان می خندند،
    زمانی است که زن بی حجاب و بدحجابی می میرد
    و بستگانش او را در قبر می گذارند ،
    و روی آن زن را با خشت و خاک می پوشانند تا بدنش دیده نشود .

    فرشتگان می خندند و می گویند :

    تا وقتی که جوان بود و با دیدنش هر کسی را تحریک می کرد و به گناه می انداخت ،
    ( پدر و برادر و شوهرش و … از خود غیرت نشان ندادند ) و او را نپوشاندند ،
    ولی اکنون که مرده و همه از دیدنش نفرت دارند او را می پوشانند.

     

     


    مواعظ العددیه صفحه ۹۰

     

     

    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 10:14:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      جوانان مهـــ❤ــدی یاور و دجّال ستیز    

     

     

     

    امیر المؤمنین علـــ❤ــی علیه السلام : « أصحابُ المَهدیِّ شَبابٌ لا کُهُولَ فِیهِم إلّا بِقَدرِ الکُهِل فِی العَینِ أوِ المِلحِ فِی الطَّعامِ وَ أقَلُّ الزّادِ المِلحُ » .

    امیرالمؤمنین علــ❤ــی علیه السلام: « اصحاب مهدی علیه السلام جملگی جوانند و پیری در میانشان نیست ، مگر به اندازه سرمه در چشم یا نمک در غذا ، و کمترین چیز در غذا ، نمک است » .

     

                                                                          شیخ طوسی ، الغیبه ، ص476

     

     

    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 06:57:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      دعای فرج مانع هلاکت می شود.    

     

     

     

     


    روایت دارد که در آخرالزمان همه هلاک می شوند ، به جز کسی که برای فرج دعا می کند، گویا همین دعا برای فرج ، یک امیدواری است و یک ارتباط روحی با صاحب دعاست .

    همین مرتبه ای از فرج است .

    احتمال می دهم که روایت « إنَّ فی ذلک فَرَجَکُم » معنایش همین باشد . شما اگر موفق به این دعا شدید ، همین ، یک مرتبه از فرج است .

                                                   

     

         حضرت آیت الله  بهجت(ره)

     

    موضوعات: روایت, سخن بزرگان  لینک ثابت  [ 06:51:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      لحظه ها    

     

     

    *سفره دلتان را زود پهن  نکنید

    *حرف زدن، دو رکن دارد: خوب حرف زدن و حرف خوب زدن.

    *خانه بی نمازها، ظلمتکده است.

    *گنهکار، دشمن خویش است.

    *حیا، صدف تقواست .

    *گل باشید تا پس از مرگ نیز معطر بمانید.

    *بعضی آدم ها « دام » اند.

    *زبانی که فقط نیش زدن بلد است ، بزرگترین عقرب است.

    *کارها را سخت نگیرید ، سرسخت تر از اراده انسان ، چیزی نیست.

    *سکوت، سخن بزرگی است که خداوند به گویاترین زبانها بخشیده است.

    *خداوند، قرآن را بر قلب پیامبر(ص) فرو فرستاد. ما نیز آیات را در صفحه قلبمان بنویسیم.

    *اگر وقت کردید ، به خودتان سری بزنید .

    *روزی که از پلکان  « من » پایین بیاییم ، هزاران نردبان تا پشت کهکشان پیش پایمان نهاده می شود.

    *در دستور زبان عرفان ، فعل چنین صرف می شود : من نیستم ، تو نیستی ، او هست .

    *دل ، معبد فرشتگان است ، به شیطان اجازه اش ندهید.

    *سزای سخن چین ، نشنیدن است .

    *گویا ترین پند کردار نیک است.

    *از خود کم تر، سخن گفتن ، فضیلت بزرگی است که کمتر دیده می شود.

    *زبان ، پرده دار پرده در است.

    *اگر از هشدارهای آگاهان برنخیزیم، سیلی روزگار بیدارمان خواهد کرد.

     

     

    موضوعات: متفرقه  لینک ثابت  [ 06:34:00 ب.ظ ]

    1 نظر »

       
      نمـــ❤ــاز اول وقت    

     

     

     

     

    موضوعات: سخن بزرگان  لینک ثابت [سه شنبه 1395-05-26] [ 10:44:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      حق واسطه گری برای دو معصوم با صدقه    

     

     

     

     

    موضوعات: سخن بزرگان  لینک ثابت  [ 10:37:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      خطر عشق و وابستگی های دروغین    

     

     

    هر کس به چیزی عشق ناروا ورزد ، نابینایش می کند ، و قلبش را بیمار کرده ، با چشمی بیمار می نگرد ، و با گوشی بیمار می شنود . خواهش های نفسانی پرده عقلش را دریده ، دوستی دنیا دلش را میرانده است ، شیفته بی اختیار دنیا و برده آن است و برده کسانی است که چیزی از دنیا در دست دارند. دنیا به هر طرف برگردد ، و هر چه هشدارش دهند از خدا نمی ترسد. از هیچ پنددهنده ای شنوایی ندارد ، با اینکه گرفتار آمدگان دنیا را می نگرد که راه پس و پیش ندارند و در چنگال مرگ اسیرند. می بینید که آنها بلاهایی را که انتظار آن را نداشتند بر سرشان فرود آمد و دنیایی را که جاویدان می پنداشتند از آنها جدا شده و به آنچه در آخرت وعده داده شده بودند خواهند رسید ، و آنچه بر آنان فرود آید وصف ناشدنی است.

     

    خطبه 109 نهج البلاغــــ❤ــه

     

    موضوعات: نهج البلاغه  لینک ثابت  [ 10:31:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      کلمه ها    

     

     

    برترین کلمه ، « الله » است .

    حاضرترین کلمه ، « خدا » ست .

    وسیع ترین کلمه ، « بهشت » است .

    پاک ترین کلمه ، « فطرت » است.

    آرام ترین کلمه ، « سکوت » است .

    گرسنه ترین  کلمه ،  « حرص » است .

    مهربان ترین کلمه ، « مادر » است .

    خونین ترین کلمه ، « جنگ » است .

    بی نیاز ترین کلمه ، « قناعت » است .

    با حیاء ترین کلمه ، « فاطمه » است .

    راستگو ترین کلمه ، « آینه » است .

    تنگ ترین کلمه ، « قبر » است .

    پژمرده ترین کلمه ، « یتیم » است .

    بی حال ترین کلمه ، « تنبل » است .

    عبرت انگیز ترین کلمه ، « قبرستان » است.

     

     

    موضوعات: متفرقه  لینک ثابت  [ 10:27:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      راه های نفوذ شیطان به قلب    

     

     

    روزی شیطان، موسی (ع) را ملاقات کرد و به او عرضه داشت:« ای موسی! تویی آن انسانی که خداوند مهربان تو را به رسالت برگزیده و بی واسطه با تو سخن می گوید. و بدین خاطر از آبروی فوق العاده ای برخورداری. من یکی از مخلوقات خدایم، گناهی را مرتکب شدم وعلاقه دارم از آن گناه به درگاه حضرت حق توبه کنم! به پیشگاه  محبوب عالمیان واسطه شو تا توبه ام را بپذیرد».

     

    حضرت موسی(ع) قبول کرد. از خداوند مهربان درخواست کرد:«الهی توبه اش را بپذیر».

    خطاب رسید:« موسی! خواسته ات را قبول کردم.به شیطان امر کن به قبر آدم سجده کند، چرا که توبه از گناه ،جبران عمل فوت شده است».

    موسی(ع) ابلیس را دید و پیشنهاد خدای متعال را به او گفت. ابلیس سخت عصبانی شد و با تکبر گفت:«ای موسی! من به زنده او سجده نکردم، توقع داری به مرده او سجده کنم!»

     

    سپس گفت:« ای موسی! بخاطر اینکه به درگاه حق جهت توبه من شفاعت کردی، بر من حق دار شدی. به تو بگویم که در سه وقت مواظب ضربه من باش که هر کس در این سه موضع مراقب من باشد از هلاکت مصون می ماند:

     

     1- به هنگام خشم و غضب بیدار فعالیت من باش که روحم در قلب تو وچشمم در چشم توست و همانند خون در تمام وجودت می چرخم تا به وسیله تیشه خشم ریشه ات را بر کنم.
    2- به وقت قرار گرفتن در میان جهاد متوجه باش که در آن وقت من مجاهد فی سبیل الله را به یاد فرزندان و زن و اهلش انداخته تا جایی که رویش را از جهاد فی سبیل الله برگردانم!
    3- بترس از اینکه با زن نامحرم خلوت کنی که من در آن جا واسطه نزدیک کردن هر دو به هم هستم!»

     


    خلاصة المنهج، ج1، ص37 ؛ امالی مفید، مجلس 19، ص172 ؛ شیخ کلینی ، کافی،ج2،ص314

     

     

    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 10:21:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      عفت گرایی ابن سیرین    


     

    جوانی  خوش سیما به نام « ابن سیرین »  که در یک دکان بزّازی ، شاگردی می کرد مورد طمع زنی هوسباز قرار گرفت؛ آن زن برای رسیدن به خواهش شهوانی و شیطانی خویش نقشه ای ریخت، بدین صورت که روزی به دکان بزازی رفته و پارچه های زیادی خریداری کرد و چون حمل آن پارچه ها برایش دشوار بود به صاحب دکان گفت : اگر ممکن است . اجازه بدهید شاگرد شما مرا در حمل پارچه ها کمک کند.

     

    آقای بزاز نیز موافقت کرد و ابن سیرین پارچه ها را برداشت و همراه زن به خانه او رفت. زن بی درنگ ماجرای عشق خود را نسبت به او بازگو کرد و گفت : خرید این همه پارچه نقشه ای بود تا تو را به خانه ام بیاورم و اکنون هیچ محدودیتی برای تو وجود ندارد؟

     

    ابن سیرین که مانند هر جوان دیگری ، میل جنسی داشت در آغاز تحریک شد لیکن لحظه ای اندیشید، نخست رسوایی و بدنامی در این جهان را به یاد آورد و اینکه این رسوایی سبب می شود تا از یک زندگی سالم و انسانی محروم بماند. سپس عذاب های سخت عالم قبر و قیامت از خاطرش گذشت و دیگر اینکه از نعمت های بی کران بهشتی بی بهره می شود. و از همه اینها غمناک تر اینکه خداوند مهربان ، از او ناخشنود می گردد.

    این اندیشه ها سبب گردید تا شهوتش فروکش کند و خود را نگه دارد. سرانجام ابن سیرین از این کار روی برتافت و زن را سخت، پند و اندرز داد، لیکن این پند و اندرزها در دل شیطانی او اثر نگذاشت.

    زن او را تهدید کرد که اگر به خواسته من تن ندهی ، با داد و فریاد همسایه ها را خبر می کنم  و می گویم که تو قصد بدی نسبت به من داشته ای !

    ابن سیرین که خود را در یک دام خطرناک و شیطانی می دید لحظه ای اندیشید، ناگهان نقشه ای به ذهنش رسید، سپس اعلام آمادگی کرد و اجازه خواست برای تخلیه به دستشویی برود، زن نیز به او اجازه داد.

    ابن سیرین بی درنگ به آنجا رفت و بدن و لباسش را با نجاست آلوده کرد و با همان حال به نزد او بازگشت!!

    زن با دیدن این صحنه از او بدش آمد و با بد و بیراه گفتن ، او را از خانه اش بیرون کرد.

    پس از این جریان بود که خداوند به ابن سیرین علم تعبیر خواب بخشید و سپس یکی از عالمان و قاضیان مشهور عصر خویش گردید  و نیز از همسرش سی فرزند متولد گشت که نوزده تا پسر و یازده تا دختر.

     

     

    شیخ عباس قمی ،الکنی و الالقاب،ج1،ص308

    تهذیب الکمال فی اسماء الرجال،ج25،ص 344-354،شماره5280

    محمدباقر خوانساری،روضات الجنات،ج7،ص237.

     

     

    موضوعات: سخن بزرگان, متفرقه  لینک ثابت  [ 10:08:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      زن غربی را آزاد کنید    

     

     

    مقایسه زن در فرهنگ اسلامی و فرهنگ غرب

     

     

    زن در اسلام دارای آزادی انسانی و معنوی و علمی است، ولی در فرهنگ غرب دارای آزادی حیوانی در شهوت ها و هوس هاست.

    زن در فرهنگ اسلامی دارای حجب و حیا و عفاف است و در فرهنگ غرب در بی قیدی و بی بند و باری است.

    زن در فرهنگ اسلامی ، با حجابش همچون مرواریدی در صدف است ، اما در فرهنگ غرب ، وسیله ای برای خودنمایی.

    زن در فرهنگ اسلامی ، نخستین عشق خود را به شوهرش تقدیم می کند و در فرهنگ غرب آخرین عشق خودرا پس از معاشرت های بسیار ، به طور محدود در خدمت شوهر قرار می دهد.

    در فرهنگ اسلامی ، زینت و آرایش زن ، برای شوهر و خانواده اوست ، اما در فرهنگ غرب ، آرایش برای همه است.

    در فرهنگ اسلامی ، به نشانه محبت و تقدیر برای زنان مهریه قرار داده شده و در فرهنگ غرب ، زن باید مخارج خود را خود تأمین کند.

    در فرهنگ اسلامی ، ارزش زن به معنویت و کمالات و سیرت اوست و در فرهنگ غرب ، ارزش زن به صورت و تن اوست روزی که  زیبایی اش از بین برود و توان کاری نداشته باشد، دیگر ارزشی ندارد.

     

     

    موضوعات: متفرقه  لینک ثابت  [ 10:06:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      پلاستیک به جای ساک ورزشی (شهید هادی)    

     

     

     

     

    حدود سال 1354بود که مشغول تمرین بودیم که ابراهیم وارد سالن شد و یکی از دوستان هم بعد از او وارد سالن شد و بی مقدمه گفت: داداش ابراهیم ، تیپ وهیکلت خیلی جالب شده.وقتی داشتی تو راه می اومدی دوتا دختر پشت سرت بودن و مرتب از تو حرف می زدن،شلوار وپیراهن شیک که پوشیده بودی و از ساک ورزشی هم که دستت بود، کاملاً مشخص بود ورزشکاری.

    ابراهیم با شنیدن این حرفها یک لحظه جاخورد. انگار توقع چنین حرفی را نداشت و خیلی توی فکر رفت.
    ابراهیم از آن روز به بعد پیراهن بلند و شلوار گشاد می پوشید و هیچ وقت هم ساک ورزشی همراه نمی آورد و لباس هایش رو داخل کیسه پلاستیکی می ریخت.هر چند خیلی از بچه ها می گفتند : بابا تو دیگه چه جور آدمی هستی؟! ما باشگاه می ائیم تا هیکل ورزشکاری پیدا کنیم و… ، تو با این هیکل روی فرم این چه لباس هایی است که می پوشی؟ ابراهیم هم به حرفهای اونها اهمیتی نمی داد و به دوستانش توصیه می کرد:اگر ورزش رو برای خدا انجام بدین عبادت است و اما اگر به هر نیت دیگری باشین ضرر خواهید کرد.

     

    البته ابراهیم در جاهای مناسبی از توانمندی بدنی اش استفاده می کرد .مثلاً ابراهیم را دیده بودند در یک روز بارانی که آب در قسمتی از خیابان جمع شده بود و پیرمردها نمی توانستند از آن معبر رد شوند ، ابراهیم آنها را به کول می گرفت و از اون مسیر رد می کرد.

     

     

    موضوعات: شهید, متفرقه  لینک ثابت  [ 11:05:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      خواستگاری    

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    امام باقر(علیه السلام ): مصیبتی از این بدتر نیست که جوانی، به خواستگاری دختر برادر مسلمانش برود اما پدر دختر به خاطر فقر ، او را رد کند و بگوید:من از تو ثروتمندترم و تو هم شأن من نیستی.


     

    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 11:01:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      آری، این دنیا بازار است.    

     

     

    امام کاظـــ❤ــم (علیه السلام ) می ‏فرمایند:

    ▫️«مَنْ سَرَّ مُؤْمِناً بَدَأ وَ بِالنَّبِىِّ (ص) ثَنَّى وَ بِنَا ثَلَّثَ» (بحارالانوار، ج 71، ص 379)

     

    کسی که مؤمنى را شاد کند، اول خدا را شاد کرده؛ دوم رسول خدا را شاد کرده و سوم ما اهلبیت را شاد کرده است و این خیلى ارزش دارد.

     

     

     

    امام صــ❤ــادق(علیه السلام ) فرمودند:

    ▫️«مَنْ قَالَ لِأخِیهِ مَرْحَباً کتَبَ اللَّهُ لَهُ مَرْحَباً إِلَى یوْمِ الْقِیامَهِ» (بحارالانوار، ج 71، ص 298)؛

     

    کسی که دوستش را (تشویق کرده و به او) آفرین بگوید، تا قیامت برای او آفرین ثبت می شود. آری، این دنیا بازار است. مواظب باشید. لحظه به لحظه مى ‏توانید با لبخندتان، با برخوردتان و با کمکتان سود جمع کنید.

     

     

     

     پیغمبر اکـــ❤ــرم(صلی الله علیه واله) فرمودند:

    ▫️«مَنْ أدْخَلَ عَلَى مُؤْمِنٍ فَرَحاً فَقَدْ أدْخَلَ عَلَىَّ فَرَحاً وَ مَنْ أدْخَلَ عَلَىَّ فَرَحاً فَقَدِ اتَّخَذَ عِنْدَ اللَّهِ عَهْداً وَ مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ اللَّهِ عَهْداً جَاءَ مِنَ الآمِنِینَ یوْمَ الْقِیامَهِ» (فقه الرضا، 373)



    هرکس مؤمنى را شاد کند، مرا را شاد کرده است. و هرکس مرا شاد کند، برای خود نزد خدا حسابی باز کرده و در قیامت در آسایش خواهد بود.

     

     

     

    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 10:58:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      گوهر بی ارزش    

     

     

    اميرالمومنين علی علیه السلام:

     

    الشَّبابُ لا يَعرِفُ قَدرَهُ إلاَّ الشُّيوخُ، وَالعافِيَةُ لا يَعرِفُ قَدرَها إلاَّ أهلُ البَلاءِ، وَالصِّحَةُ لا يَعرِفُ قَدرَها إلاَّ المَرضى، وَالحَياةُ لا يَعرِفُ قَدرَها إلاَّ المَوتى؛

     

    [ارزش] جوانى را جز پيران نمیشناسند؛
    [ارزش] آرامش (آسايش) را جز گرفتاران نمى شناسند؛
    [ارزش] سلامتی را جز بيماران نمى شناسند،
    و[ارزش] زندگى را جز مُردگان نمى دانند.

     

     

    المواعظ_العددیّة : ص۲۱۸

    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 10:53:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      درمحضـر مولانا و امامنا امیرالمؤمنین علی صلوات‌الله‌علیه    

     

     

    شيعَتُنَا… ، بَرَكَةٌ عَلى مَن جاوَروا سِلمٌ لِمَن خالَطوا

     شيعيان ما كسانى هستند كه…

    براى همسايگانشان مايه بركت اند و نسبت به همنشينان خود در صلح و آرامش اند.

     

    منبع: كافى ج ۲ ص ۲۳۶ ح۲۴

    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 10:49:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      کار    

     

     

     

     

     

    موضوعات: روایت  لینک ثابت [دوشنبه 1395-05-25] [ 02:46:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      فرج شخصــــی    

     

     

     

     

    هر کسی باید به فکر خود باشد و راهی برای ارتباط با حضرت حجت (عج) و فرج شخصی خویش پیدا کند؛

    خواه ظهور و فرج آن حضرت دور باشد یا نزدیک.

     

    حضرت آیت الله بهجت (رحمة الله علیه)

     

     

    موضوعات: سخن بزرگان  لینک ثابت  [ 11:10:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      فتوکل علی اللــــ❤ــه    

     

     

     

     

    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 09:52:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      ترغیب کودکان برای خواندن نماز اوّل وقت    

     

     

     

    سؤال: دختری ده ساله دارم که نماز خواند‌ن‌ خود را خیلی به تأخیر می‌اندازد و هرچه از اوّل وقت به او می‌گویم که عزیزم نماز خود را بخوان، فایده ای ندارد. من و پدرش همیشه نماز خود را در اوّل وقت می‌خوانیم ولی او کم پیش می‌آید که اوّل وقت نماز خود را بخواند. لطفاً ما را ارهنمایی کنید.

     

    جواب:

    چند نکته و توصیه وجود دارد که می‌تواند به ترغیب کودکان برای خواندن نماز اوّل وقت کمک کند؛ از جمله:

     

    الف. بیان فضیلت ها

     

    اوّلین نکته این است ما هیچ گاه نباید برای خواندن نماز در اوّل وقت به فرزندان خود فشار بیاوریم و آنها را مجبور کنیم؛ بلکه ما باید تنها فضیلت‌ نماز اوّل وقت را برای آن‌ها بیان کنیم؛ آن هم در یک فضای خیلی صمیمانه و دوستانه و با کارهایی مثل خواندن کتاب.

    گاهی اوقات خیلی خوب است که در طول هفته جلسه‌ای با بچّه‌های خود در محیط خانه برقرار کنیم و از یک کتاب روایی دو روایت درباره‌ی نماز اوّل وقت انتخاب کنیم و برای آن‌ها بخوانیم. چون کلام اهل بیت نور است و روی فرزندان اثر مثبت می‌گذارد.

    استفاده از بیان و لحن خوب

    البته باید دقّت داشته باشیم که ما نباید یا لحنی تند و دستو آمیز این کار را انجام دهیم؛ بلکه در یک فضای آرام با فرزندان خود بنشینیم و بگوییم: قرار است بنشینم و چند جمله‌ی خوب را از روی کتاب بخوانیم و آن را تحلیل کنیم.

    خیلی از مواقع ما پدر و مادرها فکر می‌کنیم که فقط باید به فرزندان خود تذکّر بدهیم و کمتر موضوعی را تبیین می‌کنیم؛ در صورتی که بهتر است وقتی از نماز اوّل وقت برای بچّه‌ها سخن می‌گوییم، دلیل آن را هم تبیین کنیم و با استفاده از روایات، آثار و ثواب و خواصّ نماز اوّل وقت خواندن را نیز به آن‌ها بگوییم.

     

    ب.تنظیم برنامه ها با نماز

     

    نکته‌ی بعدی این است که برنامه‌های خانه را به گونه‌ای طراحی کنیم که نماز اوّل وقت ارزش محسوب شود؛ یعنی در تنظیم برنامه ها، نماز باید محور قرار گیرد؛ به عنوان مثال بگوییم: این کار را بعد از نماز مغرب انجام می‌‌دهیم یا مثلاً تا اذان ظهر این برنامه را داریم. مادر به جای این‌که به فرزندش بگوید: برو نمازت را بخوان تا من نهار را بیاورم، باید بگوید: نهار خوردن ما بعد از نماز ظهر و عصر است؛ بنابراین، باید نماز را در زندگی خود محور قرار دهیم.

     

    ج. ابراز محبّت

     

    گاهی اوقات خیلی خوب است که با ابراز محبّت و بیان احساسات فرزندان خود را به نماز خواندن ترغیب کنیم. مثلاً بگوییم: دوست دارم دختر گلم همین الآن نماز خود را بخواند، با این کار خیلی خوشحال می‌شوم. بعد هم ابراز خوشحالی کنیم و پیشانی فرزند خود را ببوسیم و به او بگوییم: ببین من را چقدر خوشحال کردی. این ابراز خوشحالی و بیان احساسات به حلّ مشکل فرزندمان کمک می‌کند.

     

    سؤال: فرزند ده ساله‌ی من تمایلی به پوشیدن چادر ندارد؛ با وجود این‌که در خانواده‌ی ما پوشیدن چادر مهم است و ما آن را رعایت می‌کنیم، امّا او چندان تمایلی به این کار ندارد؛ گاهی می‌پوشد و گاهی نمی‌پوشد. هم محبّت در خانواده بوده است و هم او را تشویق کرده ایم. گاهی هم او به اصرار ما چادر می‌پوشد؛ امّا رغبت زیادی نشان نمی‌دهد. لطفاً راهنمایی کنید.

     

    راهکارها:

     

    الف. پرهیز از سختگیری بیش از حد

     

    گاهی اوقات سختگیری‌های خود والدین باعث می‌شود که بچّه‌ها پوشیدن چادر را نپذیرند؛ مثلاً کودک می‌بیند که وقتی چادر سر می‌کند، مادر مدام می‌گوید موی خود را بپوشان، مراقب حجاب خود باش، این‌ چه وضع چادر پوشیدن است، پشت چادر را جمع کن تا خاکی نشود، باران آمده است خیس نشود! لذا وقتی چادر سر می‌کند حس می‌کند که بمباران‌ه تذکّرات پشت سر هم شروع می‌شود.

    ما باید با بیان صحیح از او بخواهیم که چادر بپوشد. حتّی اگر می‌بینیم موی دختر ما از چادر بیرون است، گونه‌ی او را ببوسیم و در همان حال که او را می‌بوسیم، موی او را هم مرتّب کنیم. در حقیقت باید با محبّت و با استفاده از روش‌های غیر مستقیم این کار را انجام دهیم.

     

     

    ب. استفاده الگوهای عینی مناسب

     

    دومین نکته‌ این است که ما باید بر اساس الگوهای عینی فرزندان خود را محجّبه کنیم. وقتی بچّه‌های ما مدام پای سریال‌های خارجی می‌نشینند، دیگر ما نباید انتظار داشته باشیم که چادر سر کنند. در این صورت این کار برای آنها سخت می‌شود؛ چون مدام آن موارد عینی را می‌بینند که بدون حجاب است.

    همانطور که می‌دانید، در امر تربیت، “دیدن“ یکی از بخش‌های یادگیری است. لذا ما باید دقّت کنیم که فرزندان ما بیشتر انسان‌های چادری را ببینند تا از آن‌ها الگو بگیرند و در افراد فامیل‌ و دوستان و هم کلاسی‌های او نیز این توجّه را داشته باشیم.

     

    پرسمان کودک- استاد تراشیون

    توسط ثقلین در تاریخ ۱۰ اسفند ۱۳۹۴

     

     

     

    موضوعات: متفرقه  لینک ثابت  [ 09:23:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      زنان در حكومت قائم آل محمد، عليه‏السلام چه مى‏كنند؟    

     

     

     

    حال سزاوار است بدانيم زنان در حكومت قائم آل محمد، عليه‏السلام، چه مى‏كنند؟ چه كسانى هستند؟ چند نفرند؟ از كجا مى‏آيند و چه مسؤوليتى برعهده دارند؟ براساس برخى از روايات، حضور و نقش اين زنان ازنظر زمان و موقعيت، چهارگونه است:

     

    الف) حضور پنجاه زن در بين ياران امام


    اولين گروه از زنانى كه به محضر امام زمان مى‏شتابند آنهايند كه در آن ايّام مى‏زيسته‏اند و همانند ديگر ياران امام، عليه‏السلام، به هنگام ظهور در حرم امن الهى به‏خدمت امام، عليه‏السلام، مى‏رسند. در اين‏باره دو روايت وجود دارد:

    روايت اول: امّ سلمه ضمن حديثى درباره علايم ظهور، از پيامبر روايت كرده است كه فرمود:
    يعوذ عائذ من الحرم فيجتمع الناس إليه كالطّير الوارده المتفرقه حتّى يجتمع إليه ثلاث مأه و أربعه عشر رجلاً فيه نسوه فيظهر على كلّ جبّار و ابن جبّار…3
    در آن هنگام پناهنده‏اى به حرم امن الهى پناه مى‏آورد و مردم همانند كبوترانى كه از چهار سمت به يك سو هجوم مى‏برند به‏سوى او جمع مى‏شوند تا اينكه در نزد آن حضرت سيصد و چهارده‏نفر گرد مى‏آيند كه برخى از آنان زن مى‏باشند كه بر هر جبار و جبار زاده‏اى پيروز مى‏شود.4

    روايت دوم: جابربن يزيد جعفى، ضمن حديث مفصلى از امام باقر، عليه‏السلام، در بيان برخى نشانه‏هاى ظهور نقل كرده كه:
    و يجيى‏ء واللَّه ثلاث مأه و بضعه عشر رجلاً فيهم خمسون امراه يجتمعون بمكه على غير ميعاد قزعاً كقزع الخريف يتبع بعضهم و هى‏الآيه الّتى قال اللَّه: أينما تكونوا يأت بكم اللَّه جميعاً إنّ اللَّه على كلّ شى‏ء قدير…5
    به‏خدا سوگند، سيصد و سيزده نفر مى‏آيند كه پنجاه نفر از اين عده زن هستند كه بدون هيچ قرار قبلى در مكه كنار يكديگر جمع خواهند شد. اين است معناى آيه شريفه: هرجا باشيد خداوند همه شما را حاضر مى‏كند. زيرا او بر هر كارى توانا است.

     

    پنجاه زن از سيصد و سيزده نفر!

    نكته شگفت در اين دو روايت اين است كه مى‏فرمايد: سيصد و سيزده مرد گرد آيند كه پنجاه نفر ايشان زن هستند!

    دوم آنكه: در روايتى كه نام ياران برشمرده شده است نام هيچ زنى وجود ندارد.6

    در پاسخ اين شبهه مى‏توان گفت: اين چند نفر در زمره همان سيصد و سيزده نفر هستند. زيرا اولاً امام، عليه‏السلام، مى‏فرمايد: فيهم؛ يعنى در اين عده پنجاه زن مى‏باشد.

    دوم: شايد تعبير مردان بدين سبب باشد كه بيشتر اين افراد مرد هستند و اين كلمه از باب فزونى عدد مردان، چنين ذكر شده است.

    سوم: اگر مقصود همراهى خارج از اين عده بود امام مى‏فرمود: معهم، نه اينكه بفرمايد فيهم، زيرا اين سيصد و سيزده نفر مانند عدد اصحاب بدر برشمرده شده‏اند و همه ياران و فرماندهان عالى‏رتبه و ازنظر مقام و قدرت درحد بسيار بالايى هستند كه برخى با ابر جابه‏جا مى‏شوند و اينها بدون شك با بقيه مردم آن زمان فرق بسيار دارند. بنابراين اگر بگوييم آنها جزو همان سيصد و سيزده نفر هستند براى آنها رتبه و موقعيت ويژه قائل شده‏ايم و اگر بگوييم در زمره ياران ديگر حضرت باشند از امتياز كمترى برخوردارند.

     

    ب) زنان آسمانى

    دسته دوم چهارصد بانوى برگزيده هستند كه خداوند براى حكومت جهانى حضرت ولى‏عصر، عليه‏السلام، در آسمان ذخيره كرده است و با ظهور آن حضرت به همراه حضرت عيسى، عليه‏السلام، به زمين مى‏آيند.
    ابوهريره از پيامبر، صلّى‏اللَّه عليه و آله، روايت كرده كه:
    ينزل عيسى بن مريم على ثمان ماه رجل و أربع مائه امرأه خيار من على الأرض و أصلح من مضى.
    عيسى‏بن مريم به همراه هشتصد مرد و چهارصد زن از بهترين و شايسته‏ترين افراد روى زمين فرود خواهد آمد.
    آيا اين زنان از امتهاى پيشين هستند يا امت اسلامى زمان پيامبر، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، و معصومين، عليهم‏السلام؛ يا از دورانهاى مختلف؟ آنها از چه زمان و به چه علت به آسمان برده شده‏اند و براى عهده‏دارى منصبى در حكومت حضرت مى‏آيند يا براى مسايل ديگر؟ اينها پرسش‏هايى است كه اين حديث از آنها چيزى نمى‏گويد.

     

    ج ) رجعت زنان

    سومين گروه از ياوران حضرت بقيهاللَّه، عليه‏السلام، زنانى هستند كه خداوند به بركت ظهور امام زمان آنها را زنده خواهد كرد و بار ديگر به دنيا رجعت خواهند نمود. اين گروه دو دسته‏اند: برخى با نام و نشان از زنده شدنشان خبر داده شده و برخى ديگر فقط از آمدنشان سخن به‏ميان آمده است.
    در منابع معتبر اسلامى نام سيزده زن ياد مى‏شود كه به هنگام ظهور قائم آل محمد، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، زنده خواهند شد و در لشكر امام زمان به مداواى مجروحان جنگى و سرپرستى بيماران خواهند پرداخت.
    طبرى در دلائل الامامه، از مفضل‏بن عمر نقل كرده كه امام صادق فرمود:
    همراه قائم [آل محمد، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله] سيزده زن خواهند بود.گفتم آنها را براى چه كارى مى‏خواهد؟ فرمود: به مداواى مجروحان پرداخته، سرپرستى بيماران را به‏عهده خواهند گرفت. عرض كردم: نام آنها را بفرماييد. فرمود: قنواء دختر رشيد هجرى، ام ايمن، حبابه والبيه، سميه [مادر عمار ياسر]، زبيده‏ام خالد احمسيّه، ام سعيد حنفيه، صيانه ماشطه، ام خالد جهنّيه.7
    صيانه ماشطه در زمان حضرت موسى مى‏زيسته است و مادر عمار ياسر در ابتداى بعثت به شهادت رسيد. حبابه در زمان على، عليه‏السلام، و قنواء در زمان امام حسن و امام حسين، عليه‏السلام، و بقيه در زمان‏هاى ديگر زندگى مى‏كرده‏اند.
    اين گروه سيزده نفرى رجعت خواهند كرد و خداوند براى قدردانى از آنها، به بركت امام زمان آنها را زنده خواهد كرد.
    در اين روايت امام صادق، عليه‏السلام، از آن سيزده زن فقط نام نه نفر را ياد مى‏كند. در كتاب خصايص فاطميّه8 به‏نام نسبيه، دختر كعبه مازينه، و در كتاب منتخب‏ البصائر به‏نام وتيره و أحبشيه اشاره شده است

     

     

    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 09:11:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      یکشنبه های پربرکت    

     

     

     

     

     

    موضوعات: روایت  لینک ثابت [یکشنبه 1395-05-24] [ 07:52:00 ب.ظ ]

    1 نظر »

       
      چرازبان قرآن عربیست ؟    

     

     


    به نام خدا

     

    چرا قرآن به زبان عربی نازل شد ؟ 

     

     امام صادق علیه السلام

    در مورد این آیه که خداوند میفرماید :  اگر قرآن را بر بعضی از غیر عربها نازل میکردیم و آن را بر عربها میخواندیم آنها ایمان نمیآوردند   -سوره شعرا 198-

    فرمودند :

    اگر قرآن برغیر عرب نازل میشد عرب به آن ایمان نمی آورد در حالی که قرآن بر عرب نازل شده ولی غیر عرب ها به آن ایمان آورده اند و این فضیلت و برتری غیر عربهاست بر عربها .  

    چرا که مانند عربها بر زبان و ملیت و نژاد خود تعصب به خرج ندادند . 

     

     وَ لَوْ نَزَّلْناهُ عَلى بَعْضِ الْأَعْجَمِینَ فَقَرَأَهُ عَلَیْهِمْ ما کانُوا بِهِ مُؤْمِنِینَ قَالَ الصَّادِقُ ع لَوْ نُزِّلَ الْقُرْآنُ عَلَى الْعَجَمِ مَا آمَنَتْ بِهِ الْعَرَبُ وَ قَدْ نُزِّلَ عَلَى الْعَرَبِ فَآمَنَتْ بِهِ الْعَجَمُ فَهَذِهِ فَضِیلَةُ الْعَجَمِ ( بحارالأنوار 64 173 )

     

    قرار است خداوند برای هدایت بشریت برنامه بدهد .

    چرایی و علت این امر نیاز به تبیین دارد .

    اما به طور خلاصه بدانیم که:

     

    نقص کار عقلی انسان که به خاطر احاطه نداشتن بر امور غیر مادی و محدود بودن مشاهده انسانی به عالم ماده و احتمال خطا در پردازش اطلاعات محدود به عالم ماده و احتمال خطای در مشاهده امور مادی میباشد ، سبب میشود که انسان و عقل او نتواند حکمی قطعی ویقینی نسبت به امور را صادر کند و برای هر حکم خود احتمال خلاف آنرا نیز میدهد الا حکم به غیر یقینی بودن احکام خودش .

    به بیانی واضح تر عقل یقین میکند که نمیتواند حکمی یقینی بدهد . یعنی یقین به ناقص بودن خود میکند .

     

    این همان بیان لزوم تشریع میباشد .

    لزوم وحی و سخن گفتن خداوند با بشریت ، نقص و ناتوانی بشر از صدور برنامه زندگیست .

     

    این نقص همیشه انسان را همراهی میکند وتا انسان ، انسان است نیاز مند برنامه الهی خواهد بود .

     

    اما نکته اصلی است که این برنامه باید به چه زبانی بیان شود ؟

     

    و آیا باید برای هر زبانی برنامه ای به آن زبان را نازل کرد ؟

     

    پاسخ به سوال دوم زمانی آشکار میشود که بفهمیم عالم معنا یک عالم مشترک بین همه انسانهاست .

    عالم الفاظ است که عالم تفرقه و جداییست . 

     

    خورشید در معنا همان شمس است

    و شمس در معنا همان sun است . 

     

    و انسان با عالم حقیقت مواجه میباشد .

     و برای رسیدن به عالم حقیقت الفاظ را استخدام میکند .بنابر این الفظ هیچ موضوعیتی در زندگی بشر ندارد و فقط ابزاری است برای انتقال به معنا .

    حتی ابندای امر تمام انسانها در یک خانواده کوچک جمع شده بودند و همه برای اشیاء خارجی اسم های یکسان انتخاب کرده بودند .

    به مرور زمان و با تکثیر نسل و جابجایی ها لهجه های گوناگون پدید آمد .

    با گذشت زمان و کشف مادیات و روابط بیشتر بین عالم ماده کم کم گویش ها نیز تغییر کرد .

    تا اینکه امروز ما شاهد هستیم که صد ها نوع زبان در بین انسانها رایج میباشد .

     

    اما همان طور که بیان شد همه این زبانها در اصل معنا با هم مشترک هستند ،مگر نمی بینید که یک مترجم زبانهای گونا گون را به سایر زبانها ترجمه میکند ؟
     

    بدون اشتراک الفاظ مختلف در معنای واحد چگونه ترجمه زبانی به زبان دیگر ممکن خواهد بود ؟ 

     

    از طرفی خداوند برای هدایت بشریت باید برنامه بدهد .و از طرفی اصل تمام برنامه ها در عالم معنا سیر میکنند یعنی اصل در برنامه ها ، انتقال انسان به معنای برنامه است و الفاظ فقط وسیله ای برای انتقال به معنا انتخاب شده اند و این الفاظ موضوعیتی در کلام هیچ گوینده ای ندارند .

    پس باید برای برنامه زبان و لفظ انتخاب شود .

     

    وچون معنا بین همه انسانها مشترک است و زبانها مختلف ؛ دونکته کلی نتیجه گیری میشود :

     

    1 ) یک زبان برای انتقال معنای مورد نظر خداوند به بشریت کفایت میکند و نیازی نیست این برنامه به چند زبان بیان شود چون معنا بین همه الفاظ مشترک است . 

    2 ) نباید در عالم الفاظ باقی ماند بلکه باید از آن گذر کرد و به عالم معنای آن الفاظ رسید و باقیماندن در عالم الفاظ و اینکه مثلا چرا قران عربی نازل شد و فازسی نازل نشد ، کاری احمقانه و خلاف عقل است .

    در ادامه به یاری خدا بیان خواهد شد که انتقال به معنا بدون نظر گرفتن الفاظ ، یک نوع فضیلت و برتری است که غیر عرب را بر عرب برتری داده است ، چرا که اگر قران به زبانی غیر عربی نازل میشد عربهای متعصب ، تعصب به خرج میداند و به آن ایمان نمی آوردند در حالی که این تعصب باطل بین غیر عربها وجود نداشت بنا براین آنها به قرآن ایمان آوردند و میاورند .

    امید است دوباره غیر عربها دچار تعصب باطل نشوند و چون زبان قرآن عربیست در عالم الفظ باقی نمانند بلکه متوجه معنای مقصود خداوند شده وجرات این را به خود ندهند که به انتخاب خداوند حکیم ایراد بگیرند .

     

    به این آیات توجه کنید :

     

    خداوند در این آیات میفرماید: میدان الفاظ ، مانند میدان مین می ماند مواظب باشید گرفتار آن نشوید :

     

    المدثر : 30 عَلَیْها تِسْعَةَ عَشَرَ

    نوزده نفر به عنوان مامور بر در جهنم قرار داده شده اند

     

    المدثر : 31 وَ ما جَعَلْنا أَصْحابَ النَّارِ إِلاَّ مَلائِکَةً وَ ما جَعَلْنا عِدَّتَهُمْ إِلاَّ فِتْنَةً لِلَّذینَ کَفَرُوا لِیَسْتَیْقِنَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ وَ یَزْدادَ الَّذینَ آمَنُوا إیماناً وَ لا یَرْتابَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ لِیَقُولَ الَّذینَ فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْکافِرُونَ ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلاً کَذلِکَ یُضِلُّ اللَّهُ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدی مَنْ یَشاءُ وَ ما یَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّکَ إِلاَّ هُوَ وَ ما هِیَ إِلاَّ ذِکْرى لِلْبَشَرِ

    مأموران جهنم را فقط از فرشتگان قرار دادیم،

    و تعداد آنها را جز براى آزمایش کافران معیّن نکردیم

    تا اهل کتاب یقین پیدا کنند و بر ایمان مؤمنان افزوده شود ، و اهل کتاب و مؤمنان (در حقّانیّت این کتاب آسمانى) تردید به خود راه ندهند،

    و بیماردلان و کافران بگویند: « ( خدا چرا گفت نوزده تا ؟) و خداوند از این توصیف چه منظورى دارد؟!»

    این گونه خداوند هر کس را بخواهد گمراه مىسازد

    و هر کس را بخواهد هدایت مىکند!

    و لشکریان پروردگارت را جز او کسى نمىداند، و این جز هشدار و تذکّرى براى انسانها نیست!

     

    آری در این آیات خداوند اراده کرده که شدت عذاب آخرت را بیان کند اما کسانی که در الفاظ آن باقی میمانند و به معنای حقیقی آن توجه نمیکنند از حقیقت امر دور میمانند و گمراه میشوند .

     

    آری غیر عرب ، بدون تعصب بر زبان قرآن ، هدایت را از آن میگیرند و مانند عرب بر باطل که همان نژاد و قومیت و زبان است تعصب به خرج نمیدهند .مواظب باشید مانند عرب بر زبان و نژاد خود تعصب به خرج ندهید که فضیلت شما از بین خواهد رفت

     

    این اولین نکته که نباید در الفظ باقیماند بلکه باید از آنها برای انتقال به معنای مورد نظر خدا استفاده کرد تا به این وسیله از هدایت شدگان قرار بگیریم 

     

    اما نکته دوم :

     

    خداوند حکیم هیچ کاری را بدون دلیل انجام نمی دهد واگر در بین همه زبانها ، زبان عربی را برای قران انتخاب کرده حتما دلیلی برای این کار خواهد داشت .

     

    برای این که متوجه آن دلیل بشویم به این نکات توجه کنید : 

     

    1 ) در عالم الفاظ برای هر معنا یک لفظ انتخاب میشود .

    2) این الفاظ خود دارای زیبایی در بیان میباشد .

    3) زبانی که از تعداد الفاظ بیشتری بر خوردار است از قوت و غنای بیشتری برخودار خواهد بود .چرا که این به این معناست که حقیقت های بیشتری را کشف کرده وبرای هین است که دامنه لغات گسترده تری دارد .

    4) حقیقت های خارجی و موجودات مادی دارای حالات مختلف و مکانهای مختلف و زمانهای مختلفی هستند که هر کدام از این حالات و مکانها و زمانها میتواند در انتخاب لفظ مستقل تاثیر داشته باشد در بعضی از زبانها برای تک تک حالات و زمانها و مکانهای یک موضوع و شی خارجی ، لفظ وحود دارد ومتاسفانه در اکثر زبانهای دنیا حالات مختلف اشیاء در تغییر نام و لفظ آنها تاثیری ندارد بنا براین گوناگون بودن اسم یک شی در حالات مختلفش ، یک نوع غنای ادبی و لغتی به آن زبان میبخشد .

     

     

    تمام این نکات در زبان عربی قابل مشاهده است بلکه زبان عربی غنی ترین زبان رایج دنیاست .

    این مطلب موجب میشود که به راحتی امکان توصیف حالات مختلف هر گویشی به زبان عربی قابل تبیین باشد اما تبیین حالات مختلفی که درزبان عربی بیان شده توسط هیچ زبانی به راحتی امکان پذیر نخواهد بود بلکه نیازمند توضیح و اضافات در انتخاب کلمات می باشد در این صورت زبانی برتری خواهد داشت که :

     

    اولا سرعت انتقال بالاتری به معنای مورد نظر داشته باشد

    ثانیا دقت بیانی بالاتری داشته باشد

    ثالثا زیبایی ظاهری الفاظ آن بر شیوایی بیان در آن زبان بیافزاید .

     

    بر این اساس زبانی که از لحاظ لغات دارای غنای بیشتری بوده و کشف حالات مورد نظر خداوند توسط آن راحت تر انجام بگیرد و از طرفی دقت عقلی زیادی را طلب کند تا به همه بفهماند هیچ کس مانند من نمیتواند بیاورد زبان عربی خواهد بود .

     

    برای اثبات مقدمات بالا اگر در حکیم بودن خداوند و حیکمانه بودن انتخاب او شک دارید بهتر است به کتابهای زبان شناسی مراجعه کنید و از آنها بپرسید چه عواملی موجب غنای یک گویش و ترجیح ان گویش بر سایر زبانها میشود .

     

    امام صادق علیه السلام در مورد این آیه که خداوند میفرماید ما قرآن را به زبانی عربی که آشکار کننده است نازل کردیم ، فرمودند:

    عربی تمام گویش ها را آشکار میکند اما هیچ گویشی نمیتواند آنرا آشکار کند وتوضیح دهد . 

     

    7591- مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحِ بْنِ أَبِی حَمَّادٍ عَنِ الْحَجَّالِ عَمَّنْ ذَکَرَهُ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِلِسانٍ عَرَبِیٍّ مُبِینٍ قَالَ یُبَیِّنُ الْأَلْسُنَ وَ لَا تُبَیِّنُهُ الْأَلْسُنُ وسائلالشیعة 6 150

     

    این مطلب یک قدر متیقن و وجه مشترک بین همه انسانها ایجاد میکند همه زبان عربی را به طور دقیق میتوانند بفهمند اما عربها نمیتوانند زبان غیر عربی را به طور دقیق بفهمند .

     

    النحل : 103 وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّما یُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسانُ الَّذی یُلْحِدُونَ إِلَیْهِ أَعْجَمِیٌّ وَ هذا لِسانٌ عَرَبِیٌّ مُبینٌ  

     

    ما مى دانیم که آنها مى گویند: «این آیات را انسانى به او تعلیم مى دهد!» در حالى که زبان کسى که اینها را به او نسبت مى دهند غیر عربیست ولى این (قرآن)، زبان عربى آشکار است!  

     

    فصلت : 44 وَ لَوْ جَعَلْناهُ قُرْآناً أَعْجَمِیًّا لَقالُوا لَوْ لا فُصِّلَتْ آیاتُهُ ءَ أَعْجَمِیٌّ وَ عَرَبِیٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذینَ آمَنُوا هُدىً وَ شِفاءٌ وَ الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ فی آذانِهِمْ وَقْرٌ وَ هُوَ عَلَیْهِمْ عَمًى أُولئِکَ یُنادَوْنَ مِنْ مَکانٍ بَعیدٍ  

     

    اگرآن قران را قرآنى غیر عربی قرار مى دادیم حتماً مى گفتند: «چرا آیاتش روشن نیست؟!

    قرآن غیر عربی و عرب؟!

    بگو: «این (کتاب) براى کسانى که ایمان آورده اند هدایت و درمان است

    ولى کسانى که ایمان نمى آورند، در گوشهایشان سنگینى است و گویى نابینا هستند و آن را نمى بینند آنها (همچون کسانى هستند که گویى) از راه دور صدا زده مى شوند!»

     

    درست مثل اینکه نبی خدا از جنس انسانهاست در حالی که جنیان نیز باید دین خدا را بپذیرند و به رسول خدا ایمان بیاورند.

     

    رسول انسانی قابل استفاده برای هم انسانهاست وهم برای جنیان

     

    اما رسول جنی قابل استفاده برای انسانها نیست چون دیده نمیشود .و از جنس مشترک نیست .

     

    رسولی که دیده میشده ، انکار شد چه رسد به رسولی که از جنس انسانها نیست .

     

    الجن : 1 قُلْ أُوحِیَ إِلَیَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقالُوا إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً

    بگو: به من وحى شده است که جمعى از جنّ به سخنانم گوش فرا داده اند، سپس گفتهاند: «ما قرآن عجیبى شنیدهایم … 

     

    الأنعام : 9 وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَکاً لَجَعَلْناهُ رَجُلاً وَ لَلَبَسْنا عَلَیْهِمْ ما یَلْبِسُونَ

    و اگر او را فرشتهاى قرار مى دادیم، حتماً وى را بصورت انسانى درمى آوردیم (باز به پندار آنان،) کار را بر آنها مشتبه مى ساختیم همان طور که آنها کار را بر دیگران مشتبه مى سازند! (9)

     

    در آیات زیر خداوند علت اینکه قرآن را به زبان عربی نازل کرده بیان میکند :

     

    یوسف : 2 إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ

    ما آن را قرآنى عربى نازل کردیم، شاید شما اندیشه کنید  

     

    الرعد : 37 وَ کَذلِکَ أَنْزَلْناهُ حُکْماً عَرَبِیًّا وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَکَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا واقٍ

    همانگونه (که به پیامبران پیشین کتاب آسمانى دادیم،) بر تو نیز این (قرآن) را به زبان عربی روشن و صریحى نازل کردیم

    و اگر از هوسهاى آنان- بعد از آنکه آگاهى براى تو آمده- پیروى کنى، هیچ کس در برابر خدا، از تو حمایت و جلوگیرى نخواهد کرد.  

     

    طه : 113 وَ کَذلِکَ أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا وَ صَرَّفْنا فیهِ مِنَ الْوَعیدِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ أَوْ یُحْدِثُ لَهُمْ ذِکْراً  

     

    و این گونه آن را قرآنى عربى [فصیح و گویا] نازل کردیم، و انواع وعیدها (و انذارها) را در آن بازگو نمودیم، شاید تقوا پیشه کنند یا براى آنان تذکّرى پدید آورد! 

     

    الزمر : 28 قُرْآناً عَرَبِیًّا غَیْرَ ذی عِوَجٍ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ

    قرآنى است به زبان عربی فصیح و به دور از هر گونه کجى و نادرستى، شاید آنان پرهیزگارى پیشه کنند! (28) 

     

    فصلت : 3 کِتابٌ فُصِّلَتْ آیاتُهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ

    کتابى که آیاتش هر مطلبى را در جاى خود بازگو کرده، در حالى که عربی فصیح و گویاست براى جمعیّتى که آگاهند! (3) 

     

    الشورى : 7 وَ کَذلِکَ أَوْحَیْنا إِلَیْکَ قُرْآناً عَرَبِیًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها وَ تُنْذِرَ یَوْمَ الْجَمْعِ لا رَیْبَ فیهِ فَریقٌ فِی الْجَنَّةِ وَ فَریقٌ فِی السَّعیرِ  

     

    و این گونه قرآنى عربى [فصیح و گویا] را بر تو وحى کردیم تا «أمّ القرى» [مکّه] و مردم پیرامون آن را انذار کنى و آنها را از روزى که همه خلایق در آن روز جمع مىشوند و شکّ و تردید در آن نیست بترسانى گروهى در بهشتند و گروهى در آتش سوزان! (7) 

     

    الزخرف : 3 إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ

    که ما آن را قرآنى فصیح و عربى قرار دادیم، شاید شما اندیشه کنید  

     

    الأحقاف : 12 وَ مِنْ قَبْلِهِ کِتابُ مُوسى إِماماً وَ رَحْمَةً وَ هذا کِتابٌ مُصَدِّقٌ لِساناً عَرَبِیًّا لِیُنْذِرَ الَّذینَ ظَلَمُوا وَ بُشْرى لِلْمُحْسِنینَ

    و پیش از آن، کتاب موسى که پیشوا و رحمت بود (نشانه هاى آن را بیان کرده)، و این کتاب هماهنگ با نشانههاى تورات است در حالى که به زبان عربى و فصیح و گویاست، تا ظالمان را بیم دهد و براى نیکوکاران بشارتى باشد! (12) 

     

    سوره شعرا

     

    وَ إِنَّهُ لَتَنزِیلُ رَبِّ الْعَالَمِینَ(192)

    نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ(193)

    عَلىَ قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنذِرِینَ(194)

    بِلِسَانٍ عَرَبىٍِّ مُّبِینٍ(195)

    وَ إِنَّهُ لَفِى زُبُرِ الْأَوَّلِینَ(196)

    أَ وَ لَمْ یَکُن لهَُّمْ ءَایَةً أَن یَعْلَمَهُ عُلَمَؤُاْ بَنىِ إِسْرَ ءِیلَ(197)

    وَ لَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلىَ بَعْضِ الْأَعْجَمِینَ(198)

    فَقَرَأَهُ عَلَیْهِم مَّا کَانُواْ بِهِ مُؤْمِنِینَ(199)

    کَذَالِکَ سَلَکْنَاهُ فىِ قُلُوبِ الْمُجْرِمِینَ(200)

    لَا یُؤْمِنُونَ بِهِ حَتىَ یَرَوُاْ الْعَذَابَ الْأَلِیمَ(201) 

     

     مسلّماً این (قرآن) از سوى پروردگار جهانیان نازل شده است! (192)

    روح الامین آن را نازل کرده است … (193)

    بر قلب تو، تا از انذارکنندگان باشى! (194)

    آن را به زبان عربى آشکار (نازل کرد)! (195)

    و توصیف آن در کتابهاى پیشینیان نیز آمده است! (196)

    آیا همین نشانه براى آنها کافى نیست که علماى بنى اسرائیل بخوبى از آن آگاهند؟! (197)

    هر گاه ما آن را بر بعضى از عجم [غیر عرب] ها نازل مى کردیم … (198)

    و او قرآن را بر ایشان مى خواند، به آن ایمان نمىآورند! (199)

    (آرى،) این گونه (با بیانى رسا) قرآن را در دلهاى مجرمان وارد مى کنیم! (200)

    (امّا) به آن ایمان نمى آورند تا عذاب دردناک را با چشم خود ببینند! (201)

     

     

     

    کلیدواژه ها: زبان قرآن, عجم, عرب, قرآن
    موضوعات: روایت, قرآن  لینک ثابت  [ 03:03:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      زدن زنان و حد آن از منظر قرآن    

     


    بسم الله الرحمن الرحیم

     

    مردی به همراه دخترش ، خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله رسیده و از شوهردخترش شکایت کرد که  او دخترم را زده و اثرش در صورت او باقیست .و درخواست کرد که انتقام دخترش را از شوهر او بگیرد .

    پیامبر خدا آیه 34 سوره نساء را قرائت فرمودند و فرمودند این حق تو نیست .

    تو درخواستی از من داری که خداوند خلافش را اراده کرده و بر خلافش دستور داده است .

    مردان قوام بر زنانند به هنگام ادب کردن آنها.

     

     

    روایتی که بیان شد در صفحه 346 از جلد 25 کتاب جامع احادیث الشیعه ذکر شده است و با آیه قرآن موافقت دارد .

    النساء : 34   الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ بِما حَفِظَ اللَّهُ وَ اللاَّتي‏ تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبيلاً إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيًّا كَبيراً

    مردان سرپرست و قیم زنانند به سبب برترى‏هايى كه خداوند ( در ناحیه ویژگی های جسمی و عقلی)  به برخى از آنان در برابر برخى ديگر داده است و به سبب آن كه از اموالشان [براى آنها] خرج مى‏كنند.

     پس زنان صالح فرمانبردار همسرشانند و در غياب [همسر] اسرار او و حدود الهى را حفظ مى‏كنند. و [اما] آن دسته از زنان را كه از سركشى آنها بيم داريد پندشان دهيد و [بعد اگر پند موثر نشد] در بستر، از آنها دورى كنيد و [اگر مؤثر واقع نشد] تنبيه‏شان كنيد. پس اگر اطاعت شما كردند بر آنان بهانه مجوييد، همانا خدا والاى بزرگوار است.

     

     

    اگر زنی در چهار چوب شرع خداوند رفتار نکرد و نسبت به  اطاعت از همسر در تمام اموری که خداوند جایز دانسته است ، سرکشی نمود (چه در امور جنسی و چه در اصول حاکم بر خانه و خانواده و البته در حدود الهی)

    چنین زنی را باید ابتدائا دعوت به سمت خوبی ها و اطاعت از خداوند وتسلیم بودن در برابر ایه 34 سوره نساء و سایر ایات و روایتی که به زن دستور پیروی از همسر را میدهد ،موعظه نمود.

    اگر موعظه اثر نداشت ، باید ترک همبستری با او نمود و از نیاز جنسی و عاطفی زن نسبت به شوهر ، به عنوان یک افسار مهار و یک تنبیه استفاده کرد و زن را متوجه پیامد رفتار زشت و خلاف شرعش نمود.

    و البته اگر باز هم تاثیری ملاحظه نشد ، آنگاه وقت زدن و تنبیه بدنی  فرا رسیده است .

    -    حد زدن و این که آیا  بعد از زدن اگر سرخی یا کبودی ایجاد شود دیه واجب میشود یا نه در این آیه مشخص نیست.

    -      در قرآن نمونه ای از زدن زنان وجود دارد که حضرت ایوب علیه السلام  همسرشان را تنبیه بدنی کردند .

    توضیح : همسر ایوب مرتکب اشتباهی شده بود و این سبب شد ایوب علیه السلام قسم بخورد که اگر از مرضم شفا پیدا کنم  تو را تازیانه خواهم زد .

    وقتی حضرت شفا پیدا کردند خداوند فرمود دسته ای ازشاخه های گندم را به عنوان تنبیه به  همسرت بزن و قسم خود را نشکن.

    ص : 44   وَ خُذْ بِيَدِكَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِهِ وَ لا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ

     (و به او گفتيم:) بسته‏اى از ساقه‏هاى گندم را برگير و با آن (همسرت را) بزن و سوگند خود را مشكن! ما او را شكيبا يافتيم چه بنده خوبى كه بسيار بازگشت‏كننده (به سوى خدا) بود!

     

    در مورد این آیه باید دقت داشت که گویا حضرت ازتصمیم خود پشیمان شده بود و میخواست قسم خود را بشکند.

    نکته بعدی که در آیه وجود دارد ، نرمی تنبیه بدنی ای است که خداوند برای همسر ایوب مقرر فرموده است ؛ ضغث مجموعه ای از ساقه های خشک و تر گیاهان نرم را میگویند و از این جهت روایاتی که حد زدن را خفیف و سبک معرفی میکند با قرآن موافقت دارد.

    از جمله  میتوان به روایتی از نبی خدا اشاره نمود که حضرت فرمودند: منظور از زدن در آیه 34 سوره نساء زدن با چوب مسواک است و یا با اشاره دست فرمودند به قدری که دستت به دستش بخورد. (نکته ای که میتوان فهمید این است که در تنبیه و زدن ، باید شخصیت طرف تحقیر شود و زدن خفیف و سبک ، برای یک انسان مخصوصا همسر آدم که توقعی جز محبت ندارد، بسیار خورد کننده و سنگین است و البته در روایات ما نیز به این نکته اشاره شده که مراقب حد تنبیه و تکرار آن باشید که تنبیه شونده جری نشود)

    -    زدن همسر بر اساس روایت امام حسن عسکری علیه السلام در آخرین مرحله و بعد از طی دو مرحله قبلش خواهد بود.یعنی بعد از موعظه و ترک همبستری . و البته به صریح آیه 34 سوره نساء اگر زنان از سرکشی دست برداشتند مردان حق تنبیه آنها را دیگر ندارند.

    -     دلسوزی برای زنی که با خداوند مخالفت کرده و از همسرش اطاعت نمیکند ، کاملا نابجا و خلاف آیات دیگر قرآن است.

     

    در پایان این روایت پیامبر صلی الله علیه وآله را خدمت شما عرضه میکنم که فرمودند:

    اضربوا النساء علی تعلیم الخیر

    در طریق آموزش خوبی ها ، حتی اگر لازم شد زنان را بزنید.

     

    جلد 25 صفحه 347  از کتاب جامع احادیث الشیعه .

     

     

     

    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 02:42:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      ظهر نزدیک اذان بود که آقا برگشت    

     

     

     

    ﮐـــﻮﺭﯼ ﺁﻣﺪ ﻭﺳﻂ ﺻﺤﻦ ﺗﻮ، ﺑﯿﻨﺎ ﺑﺮﮔﺸﺖ
    ﯾﮏ ﺯﻥ ﻭﯾﻠــــﭽﺮﯼ، ﺭﻭﯼ ﺩﻭﺗﺎ ﭘﺎ ﺑﺮﮔﺸﺖ
    ﮐﺎﻓﺮﻯ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺿـــــــﺮﯾﺢ ﺗﻮ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﺍﻓﺘﺎﺩ
    ﺳﺠﺪﻩ ﺍﯼ ﮐﺮﺩ ﺳﭙﺲ ﺷﯿﻌﻪ ﻣﻮﻻ ﺑﺮﮔﺸﺖ
    ﺧﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺁﯾﻨﻪ ﻫﺎ … ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ
    ﺯﺷﺖ ﺁﻣﺪ،ﻣﺘﺤﻮﻝ ﺷﺪ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﺮﮔﺸﺖ
    ﺁﻧﮑﻪ ﺩﺭ ﺻﺤﻦ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺷﻔﺎ آﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ
    ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺿﺮﯾﺢ ﺗﻮ ﻣﺴﯿﺤﺎ ﺑﺮﮔﺸﺖ
    ﺯﺍﺋﺮﯼ ﮔﻔﺖ ﭼﺮﺍ ﺍﺷــــــــﮏ ﻧﺪﺍﺭﻡ آقا
    نگهش ﮐﺮﺩﯼ ﻭ ﺑﺎ ﺩﯾﺪﻩ ﯼ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺮﮔﺸﺖ
    ﯾﮏ ﺟﻮﺍﻥ ﺣﺎﺟﺘﺶ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩﮐﻪ ﺯﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ
    ﺭﻓﺖ … ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺷﺒﯽ ﭘﯿﺶ ﺗﻮ ﺑﺎﺑﺎ ﺑﺮﮔﺸﺖ
    ﺑﻪ ﮔﻤﺎﻧﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﺗﻮ ﻣﺸﺮﻑ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ
    ﺁﻧﮑﻪ ﺑﺎ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﻭ ﺑﺎ ﯾﺪ ﺑﯿﻀـــــﺎ ﺑﺮﮔﺸﺖ
    ﺻﺒﺢ ﺩﺭﻗﺎﻣﺖ ﯾﮏﻣﺮﺩﮔـــــﺪﺍ،ﺭﻓﺖ ﺣﺮﻡ
    ﻇﻬﺮ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺍﺫﺍﻥ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ! ﺁﻗﺎ ﺑﺮﮔﺸﺖ
    ﺟﺒﺮﺋﯿﻞ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﻭﺳﻂ ﻋـــﺮﺵ؛ﺣﺮﻡ
    ﺩﻭﺳﻪ ﺗﺎ ﻓﺮﺵ ﺗﮑﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺑﺎﻻ ﺑﺮﮔﺸﺖ
    ﻧﻔﺲ ﺧﺎﺩﻣﺘﺎﻥ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻧﺼـــــــﺮﺍﻧﯽ
    ﺩﺭ ﺣﺮﻡ ﺷﯿﻌﻪ ﺷﺪ،اﺯ ﻣﺬﻫﺐ ﺗﺮﺳﺎ ﺑﺮﮔﺸﺖ…

     

    اللهّمَ صَلّ عَلی عَلی بنْ موسَی الرّضا المرتَضی٬ الامامِ التّقی النّقی و حُجّّتكَ عَلی مَنْ فَوقَ الارْضَ ومَن تَحتَ الثری الصّدّیق الشَّهید،صَلَوةَ كثیرَةً تامَةً زاكیَةً مُتَواصِلة مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَه كافْضَلِ ما صَلّیَتَ عَلی اَحد مِنْ اوْلیائک.

     

     

    موضوعات: متفرقه  لینک ثابت  [ 02:30:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      میلاد علی بن موسی الرضـــ❤ــا علیه السلام    

     

     

     

    خورشید در طواف حرم، وه! چه دیدنیست
    هر شب به پای بوسی آن ماه می‌رود
    باب الجواد راه ورودی به قلب توست
    حاجت رواست هرکه از این راه می‌رود


    .
    ميلاد امام رضا جان مبارك
    عيدتون مبارك
    التماس دعا

     

    موضوعات: متفرقه  لینک ثابت [شنبه 1395-05-23] [ 10:23:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      امانت را به امین بسپاریم !    

     

     

     

     

    شخصی از دوستان نقل میکرد: خدمت حضرت آیت الله سید محمود مجتهد سیستانی رسیدم و خدمت ایشان عرض کردم:

     آقا من نگران بچه هایم هستم!

    مرحوم آقا فرمودند:

    همراه اولاد خود به حرم سلطان سریر ارتضاء ابالحسن الرضا “سلام الله علیه” مشرف شوید، و دست بر سر ایشان گذاشته و به حضرت رضا سلام الله علیه که امین الله فی ارضه میباشند،

    عرض کنید آقا فرزندان خود را امانت به شما میسپاریم اینها را به امانت قبول بفرمائید.

     

     

    موضوعات: سخن بزرگان  لینک ثابت  [ 10:14:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      اذن دخول حرم سیـــ❤ــدالشهدا علیه السلام    

     

     

     

     


    اذن دخول حرم سیــ❤ــد الشهدا علیه السلام گریه است، اگر اشک آمد، امام حسیــ❤ــن علیه السلام اذن دخول داده اند و وارد شوید.

    اگر هیچ تغییری در دل شما به وجود نیامد و دیدید حالتان مساعد نیست ، بهتر است به کار

    مستحبی دیگری بپردازید سه روز، روزه بگیرید و غسل کنید و بعد به حرم بروید و دوباره از

    حرم اجازه ورود بخواهید.

     


                                                 حضرت آیت الله العظمی بهجت(ره)

     

     

    کلیدواژه ها: امام حسین علیه السلام, زیارت
    موضوعات: شهید  لینک ثابت  [ 05:51:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      سخن نیکو    

     

     

    بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرََّحیم

    مجلس نخست

     

     

    روزجمعه

    هجدهم رجب سال سیصد و شصت و هفت هجری

     


                                        سخنِ نیکو 

     

    [1] 1 . علی بن حسین - علیهماالسلام - (امام سجّاد) فرمود: سخن نیکو ثروت را فزون و روزی را بسیار می کند ؛ مرگ را به تأخیر می اندازد ؛ فرد را نزد خانواده محبوب می گرداند و وارد بهشت می کند .


     

     

    المجلس الأول‏

    1 أَخْبَرَنِي سَيِّدُنَا الشَّيْخُ الْجَلِيلُ الْعَالِمُ أَبُو الْحَسَنِ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ الْقُمِّيُّ أَدَامَ اللَّهُ تَأْيِيدَهُ سَنَةَ سَبْعٍ وَ خَمْسِمِائَةٍ قَالَ أَخْبَرَنَا الشَّيْخُ الْفَقِيهُ أَبُو الْحَسَنِ عَلِيُّ بْنُ عَبْدِ الصَّمَدِ بْنِ مُحَمَّدٍ التَّمِيمِيُّ رَحِمَهُ اللَّهُ سَنَةَ أَرْبَعٍ وَ سَبْعِينَ وَ أَرْبَعِمِائَةٍ قَالَ أَخْبَرَنَا أَبُو بَكْرٍ مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عَلِيٍّ سَنَةَ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ وَ أَرْبَعِمِائَةٍ وَ السَّيِّدُ أَبُو الْبَرَكَاتِ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ الْحُسَيْنِيُّ سَنَةَ سِتٍّ وَ عِشْرِينَ وَ أَرْبَعِمِائَةٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَالا حَدَّثَنَا الشَّيْخُ الْفَقِيهُ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى بْنِ بَابَوَيْهِ الْقُمِّيُّ رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَيْهِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ لِاثْنَتَيْ عَشْرَةَ لَيْلَةً بَقِيَتْ مِنْ رَجَبٍ مِنْ سَنَةِ سَبْعٍ وَ سِتِّينَ وَ ثَلَاثِمِائَةٍ قَالَ حَدَّثَنَا يَحْيَى‏

     

      أمالي الصدوق، ص: 2

    بْنُ زَيْدِ بْنِ الْعَبَّاسِ بْنِ الْوَلِيدِ الْبَزَّازُ بِالْكُوفَةِ قَالَ حَدَّثَنِي عَمِّي عَلِيُّ بْنُ الْعَبَّاسِ قَالَ حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ بِشْرِ بْنِ خَالِدٍ الْعَبْدِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَمْرُو بْنُ خَالِدٍ أَبُو حَمْزَةَ الثُّمَالِيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع قَالَ الْقَوْلُ الْحَسَنُ يُثْرِي الْمَالَ وَ يُنْمِي الرِّزْقَ وَ يُنْسِي فِي الْأَجَلِ وَ يُحَبِّبُ إِلَى الْأَهْلِ وَ يُدْخِلُ الْجَنَّةَ.

     

     

    کلیدواژه ها: امالی صدوق, امام سجاد علیه السلام, بهشت, سخن نیکو
    موضوعات: روایت, امالی(شیخ صدوق)  لینک ثابت  [ 03:29:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      علـــ❤ـی بن ابی طالب علیه السلام    

     

     

    کلیپ مدح بسیار زیبای علی (ع) از حاج مجید بنی فاطمه

     

     

     

    دانلود

     

     

     

    موضوعات: دانلود ها  لینک ثابت  [ 12:35:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      علی بن موسی الرضا علیه السلام (دانلود)    

     

     

    مدیحه  حضرت ثامن الائمّه علی بن موسی الرّضــــ❤ــا (علیه السلام)

     

     

    خاک حرم رسید . دوا نیز داده شد

    میثم مطیعی

     

     

    دانلود

     

     

    موضوعات: دانلود ها  لینک ثابت  [ 12:15:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »
    1 2 »
     
    •  خانه  
    •  تماس   
    •  ورود