یا اَیُهَا العَزیز انْظُرْ إِلَيْنَا نَظْرَةً رَحِيمَةً


مرداد 1395
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          

یا اَیُهَا العَزیز انْظُرْ إِلَيْنَا نَظْرَةً رَحِيمَةً


... و اینک نیک بنگر حتی از میان خارها نیز میتوان رویید: با رویشی سرخ، با منشی سبز و این است رمز دوام شیعیان در حصار دجالیانِ زمان: رویش سرخ حسینی همرا با منش سبز مهدوی!!

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

  • جستجو


    موضوعات

  • همه
  • روایت
  • شهید
  • درست نویسی
  • کلام رهبری
  • سخن بزرگان
  • متفرقه
  • دانلود ها
  • سبک زندگی
  • قرآن
  • امالی(شیخ صدوق)
  • نهج البلاغه
  • شعر
  • نگین آفرینش
  • محرم
  • سیاسی
  • صاحب الزمان
  • اربعین
  • کربلا
  • خدا
  • شهید ابراهیم هادی

  •   فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
  • RSS چیست؟

    آمار

  • امروز: 77
  • دیروز: 133
  • 7 روز قبل: 653
  • 1 ماه قبل: 1449
  • کل بازدیدها: 224631

  • یا اَیُهَا العَزیز انْظُرْ إِلَيْنَا نَظْرَةً رَحِيمَةً


    کاربران آنلاین


    رتبه

     
       
      انحـــراف از معیــار در جمــع با «ات»    

     

    ۱. «ات» خاص کلمات عربی است؛


    بنابراین کلمهٔ غیرعربی،
    اعم از فارسی، ترکی، مغولی و لاتین
    با «ات» جمع بسته نمی‌شود.

    در غیر این‌‌ صورت، غلط محسوب می‌شود:

    فارسی: آزمایشات، گزارشات، پیشنهادات، سفارشات، فرمایشات، دستورات، تراوشات و… .
    لاتین: پاکات، تلگرافات، نمرات و… .

     

    ۲. در زبان عربی

     

    مصدر بیش از سه حرف
    با «ات» جمع بسته می‌شود،
    نه مصادر سه‌حرفی.
    بنابراین جمع کلمات سه‌حرفی،
    به‌جز کلمات مختوم به «ة»،

    با «ات» غلط محسوب می‌شود:
    نظر: نظرات، نفر: نفرات،
    خطر: خطرات، اثر: اثرات.

     

    ✅ نکتهٔ اول
    در زبان عربی مصدر «خطرة»
    به‌معنی «وسوسه»
    با «ات» جمع بسته می‌شود
    و «خطرات» به‌معنی «وسوسه‌ها»ست.
    بنابراین «خطرات نفسانی» (وسوسه‌های نفسانی) درست است.

     

    ✅ نکتهٔ دوم
    کلمهٔ «تلف» به‌معنی «نابودی»
    در عربی با «ات» جمع بسته نشده،
    ولی فارسی‌زبانان آن را جمع بسته
    و به‌صورت «تلفات» به‌کار برده‌اند.

     

    ✅ نکتهٔ سوم
    کلمهٔ دوحرفیِ «آن» به‌معنی «لحظه»
    با «ات» جمع بسته شده
    و به‌صورت «آنات» یعنی «لحظه‌ها»
    به‌کار رفته است.

     

    ✅ نکتهٔ چهارم
    واژهٔ «شیل»، به‌معنی «تور ماهیگیری»،
    واژه‌ای گیلکی است
    و در زبان فارسی با «ات» همراه شده
    و به‌صورت اسم خاص شیلات درآمده است
    و کمتر معنی جمع دارد.

     

    ✅ نکتهٔ پنجم
    پاره‌ای از کلمات عربیِ مختوم به «ه غیرملفوظ»
    با «ات» جمع بسته نشده‌اند:
    قلعه، حجله، قلّه، قاعده، تجربه، ترجمه، هدیه و… .

     

    [ادامه دارد.]

     

    ✨ ناصر نیکوبخت، مبانی درست‌نویسی زبان فارسی معیار، چ۴، تهران: چشمه، ۱۳۹۳، ۵۳و۵۲.

    موضوعات: درست نویسی  لینک ثابت [سه شنبه 1395-05-19] [ 04:54:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      ازدواج    

     

     

     

     

    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 04:31:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      "با مردم مهــربان باش" در کلام حضرت امیـ❤ـرالمــومنین علیه السلام    

     

     

    امیرالمومنین علـــی علیه السلام به مالک اشتر می فرماید:

     

    ✨"(با مردم مهربان باش) زیرا مردم دو دسته اند:

     

    دسته ای برادر دینی تو ؛

    و دسته دیگر همانند تو در آفرینش می باشند.

    اگر گناهی از آنان سر می زند یا علت هایی بر آنان عارض می شود،

    یا خواسته و نا خواسته اشتباهی مرتکب میشوند؛

    آنان را ببخشای و بر آنان آسان گیر؛

    آنگونه که دوست داری خدا تو را ببخشاید و بر تو آسان گیرد."✨

     

    پی نوشت :

    ✅ جزء امام معصوم و نبی مکّرم؛ هرکسی ممکن است اشتباه کند، خلاصه کلام امام به بیانی ساده اینست که به مردم سخت نگیر و اگر خطایی می کنند گذشت کن همانطور که دوست داری خدا از خطاهای تو چشم پوشی کند .

     

     

    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 04:12:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      علـــ❤ـی بن ابی طالب علیه السلام    

     

     

    ❣آن کیست به عالَم ز علــ❤ـی عالِم تر؟

    در رزم مقابل علـــ❤ــی ماهر تر؟❣

     

    در راس حکومت و امانت داری❣

    ❣آن کیست به مسند ز علـــ❤ــی عادل تر؟

     

     

    موضوعات: متفرقه  لینک ثابت  [ 03:44:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      حفظ جان شیعیان هدف امام حســ❤ــن صلوات الله علیه از صلح !    

     

                

     

    ابو سعيد عقيصا مى گويد:به حضرت امام حسن (علیه السلام) گفتم:

    چرا با معاويه صلح كردى و حال آنكه حق با تو و معاويه گمراه و ستمگر است؟

    فرمود:آيا من پس از پدرم،حجت خدا و امام نيستم؟

    گفتم آرى.

    فرمود:مگر رسول خدا در حق من و برادرم نفرمود:الحسن و الحسين امامان،قاما او قعدا؟ حسن و حسين امامند چه قيام كنند و چه نكنند؟

    گفتم:آرى.

    فرمود:پس من امام هستم،چه قيام كنم و چه نكنم.

    آنگاه براى او،علت آنكه قيام نفرمود،توضيح داد كه:

    به همان سبب با معاويه صلح كردم كه پيامبر خدا با بنى ضمره و بنى اشجع و با اهل مكه در حديبيه صلح كرد،با اين تفاوت كه آنان كافر بودند و معاويه و ياران او در حكم كافرند.

    اى ابو سعيد!،اگر من از جانب خداوند امامم،ديگر معنا ندارد كه راى مرا سبك بشمارى،گر چه مصلحت آن بر تو پوشيده باشد.

    مثل من و تو،چون خضر و موسى است.

    خضر كارهايى مى كرد كه موسى مصلحت آنرا نمى دانست و در خشم مى شد اما چون خضر او را آگاه مى ساخت،آرام مى گرفت،من هم خشم شما را بر انگيخته ام به اين جهت كه به مصالح كار من آشنا نيستيد، اما همينقدر بدان كه اگر با معاويه صلح نمى كردم،شيعه اى روى زمين بازنمى ماند .

     

    علل الشرائع الشیخ صدوق ؛ جلد1 ؛ صفحه211

    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 12:31:00 ب.ظ ]

    1 نظر »

       
      تدریس ریاضی توسط امیرالمؤمنین علـــ❤ــی علیه السلام    

     

     

     

    عبدالرّحمن بن حجّاج  مى گوید:

    از ابن ابى لیلى شنیدم که مى گفت : امیرمؤمنان على (علیه السلام ) در حادثه اى قضاوت عجیبى کرد که بى سابقه است و آن اینکه :

    دو نفر مرد در مسافرت ، با هم رفیق شدند، هنگام غذا در محلى نشستند تا غذا بخورند، یکى از آنان پنج گرده نان از سفره خود بیرون آورد و دیگرى سه گرده نان ، در آن هنگام مردى از آنجا عبور مى کرد او را دعوت به خوردن غذا کردند، او نیز کنار سفره آنان نشست و از آن غذا خوردند، مرد رهگذر پس از خوردن غذا و هنگام خداحافظى ، هشت درهم به آنان داد و گفت :

     این هشت درهم را به جاى آنچه خوردم به شما دادم و از آنجا رفت ، آن دو نفر در تقسیم پول نزاع کردند، صاحب سه نان مى گفت :

    نصف هشت درهم مال من است و نصف آن مال تو.

    ولى صاحب پنج نان مى گفت : پنج درهم آن مال من است و سه درهم آن مال تو است .

    آنان نزاع و کشمکش ‍ خود را نزد على (علیه السلام ) آوردند و داورى را به او واگذار نمودند. على (علیه السلام ) به آنان فرمود:

    ⬅️⬅️ نزاع و کشمکش در اینگونه امور، از فرومایگى و پستى است ، صلح و سازش بهتر است ، بروید سازش کنید.

    صاحب سه نان گفت :من راضى نمى شوم مگر به آنچه حقیقت است و شما در این باره قضاوت به حق کنید.

    امیرمؤ منان على (علیه السلام ) فرمود:

    اکنون که تو حاضر به سازش نیستى و حقیقت را مى خواهى ، بدانکه حق تو از آن هشت درهم ، یک درهم است .

    او گفت :سبحان اللّه ! چطور، حقیقت اینگونه است ؟!

    حضرت على (علیه السلام ) فرمود:

    اکنون بشنو تا توضیح دهم : آیا تو صاحب سه نان نبودى ؟

    او گفت : چرا من صاحب سه نان هستم.

    على (علیه السلام ) فرمود:

    رفیق تو صاحب پنج نان است ؟

    او گفت : آرى .

    على (علیه السلام ) فرمود:

    بنابراین ، این هشت نان ، (با توجّه به سه نفر خورنده )۲۴قسمت مى شود.

    تو صاحب سه نان (هشت قسمت نانها) را خورده اى و رفیق تو نیز هشت قسمت را خورده و مهمان نیز هشت قسمت را خورده است و چون آن مهمان هشت درهم به شما دو نفر داده ، هفت درهم آن مال رفیق تو (صاحب پنج نان ) است و یک درهم آن مال تو (صاحب سه نان ) است .آن دو مرد در حالى که حقیقت مطلب را دریافتند، از محضر على (علیه السلام ) رفتند.

     

    هر نان سه قسمت میشود و مهمان یک قسمت از سهم کسی خورده که سه نان داشته و هفت قسمت از سهم کسی خورده که پنج نان داشته است.

     

     

    موضوعات: روایت  لینک ثابت  [ 12:21:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »
     
    •  خانه  
    •  تماس   
    •  ورود