یا اَیُهَا العَزیز انْظُرْ إِلَيْنَا نَظْرَةً رَحِيمَةً


شهریور 1396
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31

یا اَیُهَا العَزیز انْظُرْ إِلَيْنَا نَظْرَةً رَحِيمَةً


... و اینک نیک بنگر حتی از میان خارها نیز میتوان رویید: با رویشی سرخ، با منشی سبز و این است رمز دوام شیعیان در حصار دجالیانِ زمان: رویش سرخ حسینی همرا با منش سبز مهدوی!!

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

  • جستجو


    موضوعات

  • همه
  • روایت
  • شهید
  • درست نویسی
  • کلام رهبری
  • سخن بزرگان
  • متفرقه
  • دانلود ها
  • سبک زندگی
  • قرآن
  • امالی(شیخ صدوق)
  • نهج البلاغه
  • شعر
  • نگین آفرینش
  • محرم
  • سیاسی
  • صاحب الزمان
  • اربعین
  • کربلا
  • خدا
  • شهید ابراهیم هادی

  •   فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
  • RSS چیست؟

    آمار

  • امروز: 285
  • دیروز: 336
  • 7 روز قبل: 1125
  • 1 ماه قبل: 1879
  • کل بازدیدها: 225172

  • یا اَیُهَا العَزیز انْظُرْ إِلَيْنَا نَظْرَةً رَحِيمَةً


    کاربران آنلاین

  • راضيه فارغ
  • یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ
  • سلام

  • رتبه

     
       
      راه شناخت مؤمن و منافق    

    .

    .

     

    .

    .

    حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام در کتاب گرانقدر خود نهج البلاغه می فرماید :

     

    اگر با شمشیرم بر بینی مؤمن بزنم که دشمن من شود ، با من دشمنی نخواهد کرد،

     

    و اگر تمام دنیا را به منافق ببخشم تا مرا دوست بدارد، دوست من نخواهد شد،

     

    و این بدان جهت است که قضای الهی جاری شد، و بر زبان پیامبر امّی صلی الله علیه و آله گذشت که فرمود:

     

    « ای علی ! مؤمن تو را دشمن نگیرد، و منافق تو را دوست نخواهد داشت. »

    .

    .

    حکمت 45 نهج البلاغه

    کلیدواژه ها: حکمت, قضا, مؤمن, من نهج البلاغه میخوانم, منافق
    موضوعات: روایت, سخن بزرگان, سبک زندگی, نهج البلاغه  لینک ثابت [جمعه 1396-06-24] [ 04:09:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      با دوستان ما دوستی کن مادام که دوست ماست    

     

    .

    .

    عَنْ حَبَّةَ الْعُرَنِيِّ قَالَ: سِرْنَا مَعَ عَلِيٍّ علیه السلام يَوْماً فَالْتَفَتَ فَإِذَا جُوَيْرِيَةُ خَلْفَهُ بَعِيداً فَنَادَاهُ يَا جُوَيْرِيَةُ الْحَقْ بِي لَا أَبَا لَكَ أَ لَا تَعْلَمُ أَنِّي أَهْوَاكَ وَ أُحِبُّكَ…

    حَبَّةُ العُرَنی می گوید:

     

    روزی با علی علیه السلام در راهی می رفتیم. ایشان نگاهی به پشت سر انداخت. جُوَیرِیَه [بن مُسهِر] را دید که پشت سر ایشان با فاصله [می آمد]. پس او را صدا زد که ای جویریه به من ملحق شو که نظیر نداری! مگر نمی دانی که دلم هوایت را کرده و تو را دوست می دارم؟ جویریه به سوی ایشان دوید.

    امام به او فرمود: من تو را از اموری آگاه می سازم، پس آن را در دل داشته باش. و آهسته با هم صحبت کردند.
    جویریه به ایشان عرض کرد: ای امیرالمؤمنین، من مردی فراموشکارم.

    امام فرمود: حدیث را دوباره برایت تکرار می کنم که به یادت بماند. و در آخر کلامش به او فرمود:
    ای جویریه،
    دوست بدار محبّ ما را مادامی که به ما دوستی می ورزد
    و هر گاه به ما دشمنی ورزید با او دشمنی کن.

    و دشمن بدار دشمنِ ما را تا زمانی که با ما دشمنی می کند
    و هر گاه با ما دوستی کرد او را دوست بدار.

     

    بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏34 ؛ ص301

    .

    .

    کلیدواژه ها: بحارالانوار, جویریه, دوست, فراموشکار, محب
    موضوعات: روایت, سخن بزرگان, متفرقه, سبک زندگی  لینک ثابت  [ 03:56:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »
     
    •  خانه  
    •  تماس   
    •  ورود