|
|
گویند! درعصر سليمان نبى،پرنده اى براى نوشيدن اب بسمت بركه اى پرواز كرد،اما چند كودك را بر سر بركه ديد،پس آنقدر انتظار كشيد تا كودكان از ان بركه متفرق شدند.
همينكه قصد فرود بسوى بركه را كرد، اينبار مردى را با محاسن بلند و آراسته ديد كه براى نوشيدن آب به ان بركه مراجعه نمود .
پرنده با خود انديشيد كه اين مردى باوقار و نيكوست و از سوى او آزارى بمن متصور نيست. پس نزديك شد ولی آن مرد سنگى بسويش پرتاب كرد و چشم پرنده معيوب و نابينا شد.
شكايت نزد سليمان برد.
پیامبر آن مرد را احضار کرد محاكمه و به قصاص محكوم نمود ودستور به كور كردن چشم داد. آن پرنده به حكم صادره اعتراض كرد و گفت؛
“چشم اين مرد هيچ آزارى بمن نرساند،بلكه ريش او بود كه مرا فريب داد! و گمان بردم كه ازسوى او ايمنم پس به عدالت نزديكتراست
اگر محاسنش را بتراشيد تا ديگران مثل من فريب ريش او را نخورند”
« علامه دهخدا »
مولي اميرالمؤمنين عليهالسلام: چقدر قبيح است که انسان داراي دو چهرة متضاد و متفاوت باشد.
فهرست غرر، ص ٣٩٥
.
موضوعات: روایت, سخن بزرگان, سبک زندگی
لینک ثابت
[شنبه 1396-08-13] [ 12:41:00 ب.ظ ]
.

.
1- چه بدانيم و چه ندانيم و چه حواسمان باشد چه حواسمان نباشد از ابتداي اين سفر از در خانه كه بيرون مي آييم ميهمان خاص الخاص صديقه ي طاهره سلام الله عليها هستيم.همانجور كه در حديث شريف كساء فرمود: هم فاطمة و ابوها و بعلها و بنوها…اين سفر هم زيارت همسر ، فلذة الكبد و احفاد زهراي مرضيه سلام الله عليها است.كسي كه خودش را ميهمان مادر يازده امام ميداند صبر و تحمل و نگاه و حوائج و خواسته هايش با ديگران تفاوت ميكند.
٢- در اين سفر كه حقيقت آن حركتي از لايه هاي برون هر انساني به لايه هاي دروني اش خواهد بود به كم راضي نباشيم،مواظب باشيم سفر اربعين برايمان تبديل به يك گشت و گذار مذهبي و انس هر ساله با مأنوسات ذهني نگردد.ما اميدواريم اما معلوم نيست كه اين سفره با اين وسعت هميشگي باشد،اهل حقيقت بايد ابن الوقت باشد و اين سفر را فقط و فقط دستمايه ي رشد معنوي قرار دهد.به تعبير بزرگ مردي زيارت كه مشرف ميشويد نيتتان فقط زيارت زيارت و زيارت باشد و هر خاطري جز آن و لو جزئي رزق شما را در بهره وري سلوكي و معنوي دچار خدشه خواهد كرد.
٣- محتاجانه به درگاه فاطمه ي زهرا سلام الله عليها وارد شويم كه او باب حيدر كرار اميرالمومنين علي عليه السلام است.باز شدن درهاي كربلا نسبتي عجيب با تلاش بر سوختن باطني در ذكر كوچه هاي مدينه در مقابل مولي الموحدين و همنوايي براي مظلوميت ايشان دارد.كسي براي غصه ي قلب اميرالمومنين در پشت درب نيم سوخته هنوز اقامه ي عزايي ننموده است كه قلب ايشان را خنك گرداند و وسعتي مثل روضه بر اباعبدالله براي فاطمه اش در سپهر تاريخ خودنمايي كند. نجف شهر اختناق خونين و گلوگير كشته شدن حيدر كرار در غم صديقه طاهره سلام الله عليهاست فلذا رزق گشايش در كربلا را از اين زاويه در نجف جستجو كنيم كه گنج هايي از معرفت در آن نهفته است. اگر اميرالمومنين كسي را بپسندد او را راهي كربلا و تجهيز شدن به دست اباعبدالله الحسين عليه السلام براي طي مقامات ولايت خواهد نمود و در انتظار بازگشت او خواهد ماند تا ببيند چه لياقتي از خود در مقابل سيدالشهداء نشان داده است و در بازگشت به نجف قدر سير او و حركتش را تعيين خواهد نمود.
٤- از شهيده ي مدينه بخواهيم كه واسطه ي ما در درگاه اميرالمومنين بشود تا شاكله ي ما را از عادت به خوب شدن و سقوط كردن و باز خوب شدن و سقوط سخت تر كردن و غرقه شدن در گرداب يأس ها نجات دهد و ساختار ما را ملازم و مودب و اميدوار به درگاه ولايت مبدل نمايد كه اگر ما حالي كه در اين سفر مي يابيم را حفظ نماييم وارد در دايره مشاهدات و عجايب خواهيم شد،مگر چيزي كه سالارشهيدان عنايت مي كند چيز كمي است؟ خيلي از ما نميدانيم تا بحال عناياتي كه اهل بيت به ما نموده اند بعضا بيش از عنايتي بوده است كه به رسول ترك ها و فضيل عياض ها و شاهرخ ها و حتي همت ها و حججي ها بوده است.اما ما نتوانستيم آن را نگه داريم و باز ،هم آغوشي با دركات جهنم را بر اين مقامات ترجيح داده ايم. شهدا به شهادت نرسيده اند الا به دوام مراقبت از حضور در محضر مقام ولايت.
رزقناالله و اياكم
مكتوبات طلبه ای ساکن در نجف اشرف
.
کلیدواژه ها: #عاشورا #ashora #moharam #محرم #حسین #امام_حسین #ک, ashura, اربعین, امام حسین, بین الحرمین, حججی, شهید, طریق الحسین, عشق, نجف, نینوا, پیاده روی اربعین, کربلا موضوعات: سخن بزرگان, اربعین, کربلا
لینک ثابت
[پنجشنبه 1396-08-11] [ 07:14:00 ب.ظ ]
.
.
آنچه را که مردگان دیدند اگر شما می دیدید، ناشکیبا بودید و می ترسیدید؛ و می شنیدید و فرمان می بردید. ولی آنچه آنها مشاهده کردند بر شما پوشیده است و نزدیک است که پرده ها فرو افتد .
گرچه حقیت را به شما نیز نشان دادند ، اگر چه به درستی بنگرید ؛ و ندای حق را به گوش شما رساندند ، اگر خوب بشنوید!و به را راست هدایتتان کردند، اگر هدایت بپذیرید!
راست می گویم ، مطالب عبرت آموز ِ اندرز دهنده را آشکارا دیدید و از حرام الهی نهی شدید ؛ و پس از فرشتگان آسمانی ، هیچ کس جز انسان ، فرمان خداوند را ابلاغ نمی کند.
خطبه 20 نهج البلاغه
ترجمه : محمد دشتی
.
موضوعات: سخن بزرگان, سبک زندگی, نهج البلاغه
لینک ثابت
[سه شنبه 1396-08-09] [ 06:55:00 ب.ظ ]

.
.
سرقت ادبی علی کریمی از امام علی و شکسپیر بخاطر کورش جمله داخل عکس «تمام سپاسم…» از آن شکسپیر و شرح عکس «ای پسرمن نیکوکار باش …» از نامه 31 امامعلی در نهج البلاغه است!!
«تصویر از اینستاگرام علی کریمی»
.
پی نوشت:
واقعا جای تاسف داره که ما با وجود مسلمون بودن و شیعه بودنمون نهج البلاغه نمیخونیم و حتی به کوروش که اعتقاد دارن هم نمیدونن که این متن ها واقعا از خود کوروش هست یا نه ..
ای ول کپی … پیست
هزار بار تاسف برای الگوهای آبکی ِ این نسل …
.
موضوعات: سخن بزرگان, سبک زندگی
لینک ثابت
[دوشنبه 1396-08-08] [ 02:19:00 ب.ظ ]
.

.
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب روحانی، ای کاش به جای اینکه شما آینه عبرت سایرین شوید، از عبرت امثال معمر قذافی درس می گرفتید و به معامله و قول و قرار با شیطان بزرگ تن نمی دادید!
.
موضوعات: سخن بزرگان, سبک زندگی, سیاسی
لینک ثابت
[ 01:38:00 ب.ظ ]
.
.
یک نیمه شب بهانهی دلبر گرفت و بعد قلبش به شوق روی پدر پر گرفت و بعد
اما نیامده ز سفر مهربان او یعنی دوباره هم دل دختر گرفت و بعد
آنقدر لاله ریخت به راه مسافرش تا خواب او تجلی باور گرفت و بعد
آخر رسید از سفر، اما سر پدر سر را چقدر غمزده در بر گرفت و بعد
گرد و غبار از رخ مهمان مهربان با اشک چشم و گوشهی معجر گرفت و بعد
انگار خوب او خبر از ماجرا نداشت طفلک سراغی از علی اصغر گرفت و بعد
از روزهای بی کسی اش گفت با پدر یعنی نبرد بغض و گلو در گرفت و بعد:
خورشید من به مغرب گودال رفتی و باران تیر و نیزه و خنجر گرفت و بعد
معراج رفتی از دل گودال قتلگاه نیزه سر تو را به روی سر گرفت و بعد
دلتنگ بود دخترت و سنگ ِ کینه اى بوسه ز چهره و لب و حنجر گرفت و بعد
…
اما دوباره فرصت جبران رسیده بود یک بوسه آه از لب پرپر گرفت و بعد
جان داد در مقابل چشمان عمه اش با بال های زخمی خود پر گرفت و بعد …
/یوسف رحیمى
.
موضوعات: سخن بزرگان, محرم
لینک ثابت
[سه شنبه 1396-08-02] [ 08:03:00 ب.ظ ]
.

.
فاذا سوّیته و نفخت فیه من روحى
پس چون كار او را به پایان رسانیدم و از روح خود در او دمیدم •••
(سوره حجر ، آیه 29)
.
.
.
جز عشـق تـو هیـچ نیست اندر دل ما
عشـق تـو سرشته گشته اندر گل ما
.
موضوعات: سخن بزرگان, قرآن, شعر
لینک ثابت
[جمعه 1396-07-28] [ 05:08:00 ب.ظ ]
.

.
پدر گفت : بگو یک ! و تو تازه زبان باز کرده بودى و پدر ب تو اعداد را مى آموخت. کودکانـه و شیرین گفتى : یک ! و پدر گفت : بگو دو نگفتى ! پدر تکرار کرد: بگو دو دخترم نگفتى ! و در پى سومین بار، چشم هاى معصومت را ب پدر دوختى و گفتى : بابا! زبانى ک ب یک گشوده شد، چگونه مى تواند با دو دمسازى کند؟!
و حالا بناست تو بمانى و همان یک! همان یکِ جاودانه و ماندگار. بأیست بر سر حرفت زیـنـب! ک این هنوز اول عـشــــق است . . .
// آفتاب در حجاب، سید مهدی شجاعی //
.
.
عشّاقِ سنگ خوردۀ دیوارِ زیـنـبـیم پس واجب است غرق تماشایِ ما شدن
وقتی مسیر، جای قدمهای زیـنـب است میلی نمی کنیم ب جز خاکِ پا شدن
اول طواف، بعد مِنا، پس چ بهتر است بعد از دمشق راهیِ کرب و بلا شدن
پ.ن:
باید ک ناز داشت، کمی نیز غَمـزه داشت هر دختـرِ قبیلـه ک لـیـلا نمی شود! .
موضوعات: سخن بزرگان, محرم
لینک ثابت
[پنجشنبه 1396-07-27] [ 09:27:00 ق.ظ ]
.

.
یونس ابن یعقوب از امام صادق علیه السلام نقل کرد : [در خصوص مومنان] هر بدنی ک 40 روز آسیبی به آن وارد نشود، ملعون است و دور از رحمت خداوند. گفتم: واقعاً ملعون است!؟ فرموند: بلـه. گفتم: واقعاً!؟ باز فرموند: بلـه. امام علیه السلام سنگینی مطلب را برای من مشاهده کردند و فرموند: ای یونس! از جملـۀ بلا و آسیب به بدن، همین خراشِ پوست و ضربـه خوردن و لغزیدن و یک سختی و خطا کردن و پاره شدن بند کفش و چشم درد و مانند اینها است [نـه لزوماً مصیبت های بزرگ]
مومن نزد خداوند با فضیلت تر و گرامی تر از آن است ک [خداوند] بگذارد 40 روز بر او بگذرد و گناهانِ او را پاک ننماید؛ ولو ب یک غــمِ پنـهـان در دل، ک او نفهمد این غم از کجا حاصل شده است
به خدا قسم، وقتی یکی از شما سکـه های دِرهَم را در کف دست وزن می کند و متوجه نـقصـانِ آن شده و غصـه دار می شود، سپس دوباره وزن می کند و متوجـه می شود ک وزنش درست بوده، همین غصـۀ کوتاه و گذرا، موجب آمرزش برخی از گناهان اوست.
.
موضوعات: سخن بزرگان, سبک زندگی
لینک ثابت
[ 09:26:00 ق.ظ ]
.

.
بِنَفْسى أَنْتَ مِنْ مُغَیَّبٍ لَمْ یَخْلُ مِنّا، بِنَفْسى أَنْتَ مِنْ نازِحٍ ما نَزَحَ عَنّا، به جانم قسم كه تو آن حقیقت پنهانى كه دور از ما نیستى. به جانم قسم تو آن شخص جدا از مایى، كه ابداً جدا نیستى.
بِنَفْسى أَنْتَ أُمْنِیَّةُ شائِقٍ یَتَمَنّى، مِنْ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ ذَكَراً فَحَنّا به جانم قسم كه تو، همان آرزوى قلبى و مشتاق الیه مرد و زنِ اهل ایمانى كه هر دلى از زیادت شوق او نالة مى زند.
بِنَفْسى أَنْتَ مِنْ عَقیدِ عِزٍّ لا یُسامى بِنَفْسى أَنْتَ مِنْ أَثیلِ مَجْدٍ لا یُجارى بِنَفْسى أَنْتَ مِنْ تِلادِ نِعَمٍ لا تُضاهى به جانم قسم تو آن عزّتی هستی که هم طرازی ندارد. به جانم قسم تو آن عظمتی هستی که هم قطاری ندارد. از آن نعمتهاى خاص عالى خداوندی، كه مثل و مانند نخواهد داشت.
بِنَفْسى أَنْتَ مِنْ نَصیفِ شَرَفٍ لا یُساوى إِلى مَتى أَحارُ فیكَ به جانم قسم كه تو از آن خاندان عدالت و شرفى كه احدى برابرى با شما نتواند كرد.
موضوعات: سخن بزرگان, سبک زندگی
لینک ثابت
[چهارشنبه 1396-07-26] [ 08:26:00 ب.ظ ]
|